معنی لغت انگم در لغت نامه اختصاصی سایت | جدول یاب

گلچین خواندنی های وب


انگم

انگم


بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید


گلچین خواندنی های وب
loading...
loading...
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • انگم‌ (فارسی به انگلیسی): glue,gum,resin
  • انگم (لغت نامه دهخدا): انگم . [ اَ گ ُ ](اِ) صمغ. شَلَم . صمغ درگیلاس ، آلبالو، آلو، زردآلو، گوجه و میوه های دیگر. (یادداشت مؤلف ). صمغ و ماده ٔ چسبنده ٔ لزجی که از درختان مخصوصاً درختان آلو و آلوچه و گوجه خارج می شود ودر برابر هوا انجماد می یابد. (فرهنگ فارسی معین ).
  • انگم (فارسی به عربی): لثة
  • انگم (فرهنگ عمید): مادۀ چسبناک که از تنه و شاخۀ برخی درختان میوه‌دار بیرون می‌آید و سفت می‌شود؛ صمغ درخت زنج؛ ازدو.
  • انگم (حل جدول): صمغ
  • انگم (مترادف و متضاد زبان فارسی): رزین، سقز، صمغ
  • انگم (گویش مازندرانی): ساس
  • انگم (فرهنگ فارسی هوشیار): (اسم) صمغ و ماده ء چسبنده ء لزجي که
    از درختان مخصوصا درختان آلو و آلوچه و
    گوجه خارج ميشود و در برابر هوا انجماد
    مي يابد .