معنی لغت بی تجربه در لغت نامه اختصاصی سایت | جدول یاب



بی تجربه

بی تجربه

  • (17 مهر 1397) پیشنهاد توسط: بنیامین ناشی، ناوارد، تازه کار
  • (15 مهر 1397) پیشنهاد توسط: Mohsen0704 خام کار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید



معنی این واژه در بانک های دیگر
  • بی‌ تجربه‌ (فارسی به انگلیسی): amateur,babe,childish,green tumb,greenhorn,immature,maiden,new,raw,unpracticed,unripe,unseasoned,unskilled,untested,untrained,young
  • بی تجربه (فارسی به عربی): اخضر , خام , ساذج , غير ماهر , غير ناضج
  • بی تجربه (فرهنگ عمید): ناآزموده و تازه‌کار.
  • بی تجربه (حل جدول): ناآزموده
  • بی تجربه (فرهنگ فارسی هوشیار): خامکار خامدست
    (صفت) ناپخته نا آزموده مقابل
    آزموده مجرب .
  • بی تجربه (فارسی به ایتالیایی): maldestro
  • بی تجربه (فارسی به آلمانی): Grün,Naiv,Roh,Unbefangen