معنی لغت دانش در لغت نامه اختصاصی سایت | جدول یاب



دانش

دانش

  • (16 مهر 1397) پیشنهاد توسط: rahaazad2200 فضل

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید



معنی این واژه در بانک های دیگر
  • دانش (فرهنگ معین): (نِ) [ په . ] (اِمص .) علم ، معرفت .
  • دانش (نام های ایرانی): پسرانه، مجموعه اطلاعات يا آگاهي هايي كه از طريق آموختن، تجربه، يا مطالعه به دست مي آيد، علم
  • دانش‌ (فارسی به انگلیسی): acquaintance,erudition,familiarity,information,knowledge,learning,light,logy _,lore,science,sophy _,wisdom
  • دانش (لغت نامه دهخدا): دانش . [ ن ِ ] (اِمص ) اسم مصدر از دانستن . دانست . (فرهنگ نظام ). عمل دانستن . دانندگی . دانائی . علم و فضل و دانستن چیزی باشد. (برهان ). درایت . فقاهة. فقه . فضل . ادب . (صراح ). علم . حکمت . (زمخشری ) (دهار) (ترجمان القرآن ). حصول علم ثابت ، و در مراتب ، پژوهش است یعنی رفتن بطرف علم آنگاه شناسایی است یعنی نزدیک شد ...ادامه مطلب...
  • دانش (فارسی به عربی): تراث تقليدي , حکمة , زمالة , علم
  • دانش (فرهنگ عمید):
    ۱. علم: ز دانش به اندر جهان هیچ نیست / تن مرده و جان نادان یکی‌ست (اسدی: ۱۷۵) نبشتن به خسرو بیاموختند / دلش را به دانش برافروختند (فردوسی: ۱/۳۷ حاشیه).
    ۲. (اسم) [قدیمی] عقل؛ خرد.
  • دانش‬ (فارسی به ترکی): bilim
  • دانش (حل جدول): علم-معرفت
  • دانش (مترادف و متضاد زبان فارسی): اندیشه، بینش، حکمت، خرد، دانایی، شناخت، علم، فرهنگ، فضل، معرفت & جهل
  • دانش (فرهنگ فارسی هوشیار): دانندگي، دانائي، علم و فضل و دانستن چيزي
  • دانش (فارسی به ایتالیایی): scienza
  • دانش (فارسی به آلمانی): Weisheit[noun], Wissenschaf (f)t