معنی لغت مهربانی در لغت نامه اختصاصی سایت | جدول یاب



مهربانی

مهربانی


بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید



معنی این واژه در بانک های دیگر
  • مهربانی‌ (فارسی به انگلیسی): affability,affection,accommodation,amiability,amicability,benignity,complaisance,endearment,friendliness,friendship,good nature,goodness,kindliness,kindness,motherliness,neighborliness,softheartedness,soulfulness,tenderness,warmth
  • مهربانی (لغت نامه دهخدا): مهربانی . [ م ِ ] (حامص مرکب ) عمل مهربان . صفت مهربان . نواخت . محبت . نوازش . حنو. تحنی . شفقت .(مهذب الاسماء). رأفت . عطوفت . عاطفه . عاطفت . حنان . (منتهی الارب ). مرحمت . (مهذب الاسماء). مهر و محبت و گرمی نمودن . (برهان ). قفاوة. رحمت . حفاوت . حفاوة. ملاطفت . مهر. رقة. شفقة. رفهة. روح . ریح . رحمی . رخم . رخمة. ...ادامه مطلب...
  • مهربانی (فارسی به عربی): تودد , شفقة , لامبالي , لطافة , مودة
  • مهربانی (فرهنگ عمید): محبت؛ دوستی.
  • مهربانی (حل جدول): شفقت،محبت،دوستی،عاطفه،عطوفت
  • مهربانی (مترادف و متضاد زبان فارسی): تولا، حفاوت، آزرم، خوش‌خلقی، دوستی، شفقت، عاطفه، عطوفت، عنایت، گرم‌سری، لطف، محبت، مرحمت، نوازش، نیکویی & نامهربانی
  • مهربانی (فرهنگ فارسی هوشیار): نوازش، محبت، رحمت، رئوف
  • مهربانی (فارسی به ایتالیایی): gentilezza
  • مهربانی (فارسی به آلمانی): Warmherzig[noun],Warmherzigkeit[noun], Zuneigung