معنی باقیات در فرهنگ عمید

باقیات

باقیات

  • باقی

    * باقیاتِ صالحات: کارهای خوب و آثار خوب که از انسان باقی بماند،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی باقیات در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • باقیات (فرهنگ معین): [ع.] (ص. اِ.) جِ باقیه.، ~ صالحات عمل های نیک، کارهای نیکو.
  • باقیات (لغت نامه دهخدا): باقیات. (ع ص، اِ) ج ِ باقیه. بازمانده ها. (آنندراج). رجوع به باقیه شود.
    - باقیات الصالحات، هر عمل نیک و صالح که ثواب آن باقی بماند. (از تاج العروس) (از اقرب الموارد). عملهای صالح. همه ٔ کردارهای نیکی که در این جهان از کسی صادر میشود. (ناظم الاطباء). عمل صالح (آنندراج) (منتهی الارب):
    باقیات الصالحات آمد کری ...ادامه مطلب...
  • باقیات (حل جدول): برجای مانده‌ها
  • باقیات (فرهنگ فارسی هوشیار): بازمانده ها