معنی تاوان در فرهنگ عمید

تاوان

تاوان

  • آنچه بابت خسارت و زیانی که از عمل کسی به دیگری وارد شده بگیرند، غرامت،

    بدل،

    [قدیمی] زیان،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی تاوان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • تاوان (فرهنگ معین): غرامت، جریمه، عوض، بدل،
  • تاوان‌ (فارسی به انگلیسی): Compensation, Fine, Forfeit, Forfeiture, Indemnification, Indemnity, Infliction, Mulct, Penalty, Recompense, Redress
  • تاوان (لغت نامه دهخدا): تاوان. (اِ) غرامت. (صحاح الفرس) (فرهنگ خطی کتابخانه ٔ دهخدا) (شرفنامه ٔ منیری) (آنندراج) (انجمن آرا) (برهان) (ناظم الاطباء). جریمانه. (ناظم الاطباء). جریمه. وجه خسارت. جبران ضرر:
    به تاوانْش دینار بخشم ز گنج
    بشویم دل غمگساران ز رنج.
    فردوسی.
    تو از گنج تاوان آن بازده
    بکشور ز فرموده آواز ده ...ادامه مطلب...
  • تاوان (فارسی به عربی): تعویض، ضمان، عقوبه، غرامه
  • تاوان (ترکی به فارسی): سقف
  • تاوان (حل جدول): جریمه، جبران، غرامت، عوض
  • تاوان (مترادف و متضاد زبان فارسی): بدل، جبران، جریمه، خسارت، عوضی، غرامت، کفاره، مغرم، عوض، مابه‌ازا، جریمه
  • تاوان (فرهنگ فارسی هوشیار): غرامت، جریمه، وجه، خسارت، جبران ضرر
  • تاوان (فارسی به آلمانی): Fein, Geldstrafe (f), Genau, Strafe (f), Strafgebühr (f)