معنی تعریض در فرهنگ عمید

تعریض

تعریض

  • به کنایه و به اشاره چیزی گفتن، کنایه زدن، سخن سربسته گفتن،

    به پهنای چیزی افزودن، عریض‌ کردن،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی تعریض در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • تعریض (فرهنگ معین): به کنایه سخن گفتن، عریض کردن. [خوانش: (تَ) [ع.] (مص م.)]
  • تعریض (لغت نامه دهخدا): تعریض. [ت َ] (ع مص) سخن سربسته گفتن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (دهار).بکنایه سخن گفتن. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خلاف تصریح. متعد بالباء و باللام. و از این معنی است معاریض در گفتار و آن توریه است بچیزی از چیزی و در مثل است که در معاریض گریزگاهی است از دروغ گفتن. (منتهی الارب) (از ناظ ...ادامه مطلب...
  • تعریض (حل جدول): پهن‌سازی، پهناورکردن
  • تعریض (مترادف و متضاد زبان فارسی): استعاره، تلویح، کنایه، اشاره، ایما، به‌کنایه سخن گفتن، پهناوری، عریض‌سازی، گسترش، پهن کردن، عریض کردن
  • تعریض (واژه پیشنهادی): کنایه
  • تعریض (فرهنگ فارسی هوشیار): سخن سربسته گفتن
  • تعریض (فرهنگ فارسی آزاد): تَعْرِیض، عریض و پَهْن کردن، بکنایه و سربسته گفتن، عِتاب لفظی نمودن،