معنی حمایت در فرهنگ عمید

حمایت

حمایت

  • نگه‌داری کردن، نگهبانی،

    دفاع کردن از کسی، پشتیبانی کردن، پشتیبانی،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی حمایت در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • حمایت (فرهنگ معین): (حِ یَ) [ع. حمایه] (اِمص.) پشتیبانی.
  • حمایت‌ (فارسی به انگلیسی): Advocacy, Aegis, Backing, Defense, Sanction, Support
  • حمایت (لغت نامه دهخدا): حمایت.[ح ِ ی َ] (ع اِمص) حمایه. نگاهبانی. پناه. پشتی. برنایشتی. هویه. دستگیری. حفاظت. یاری. نصرت. اعانت. تقویت. (ناظم الاطباء). هواداری. طرفداری. نگاهداشت. نگاهداری. پشتی. (یادداشت مرحوم دهخدا):
    تو داوری و ما همه مظلوم روزگار
    مظلوم در حمایت داور نکوتر است.
    خاقانی.
    در حرم دین بحمایت گریز
    ت ...ادامه مطلب...
  • حمایت (فارسی به عربی): حمایه، مساعده، ملجا
  • حمایت (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): پشت یبانی، همیاری
  • حمایت (کلمات بیگانه به فارسی): پشتیبانی
  • حمایت (حل جدول): هواداری
  • حمایت (مترادف و متضاد زبان فارسی): پشتیبانی، جانبداری، حفاظت، حفظ، دفاع، طرفداری، مدد، مظاهرت، نگهبانی، هواخواهی، هواداری، یاری
  • حمایت (واژه پیشنهادی): ساپورت
  • حمایت (فرهنگ فارسی هوشیار): پناه، پشتی، دستگیری، حفاظت، تقویت، یاری
  • حمایت (فارسی به ایتالیایی): protezione
  • حمایت (فارسی به آلمانی): Hilfe (f), Hilfe, Hilfeleistung (f), Hilfen