معنی رایگان در فرهنگ عمید

رایگان

رایگان

  • چیزی که بدون پرداخت پول یا بدون رنج و زحمت به‌دست آید، مفت، مجانی،

    [عامیانه، مجاز] صمیمی،

    (قید) بدون دریافت حق‌الزحمه،

    ‹راهگان› [قدیمی] چیزی که در راه پیدا کنند،

    [قدیمی، مجاز] پَست، بی‌ارزش،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی رایگان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • رایگان (فرهنگ معین): مفت، مجانی، باطل، بیهوده. [خوانش: (یِ) [ع. رائق] (اِفا.)]
  • رایگان‌ (فارسی به انگلیسی): Buckshee, Complementary, Complimentary, Free, Gratis, Gratuitous, Rent-Free
  • رایگان (لغت نامه دهخدا): رایگان. [ی ْ / ی ِ] (ص نسبی) راهگان. هر چیز که در راه یابند. (ناظم الاطباء) (از برهان) (جهانگیری). هر چیز مفت و چلمه که آن را عوض و بدلی نباید داد. (از برهان) (ناظم الاطباء). مفت. (رشیدی). چیزی که در راه یافت شود. (غیاث اللغات). هر چیز بیمایه و بی زحمت و بی تحمل و بلاعوض و مفت و بدون خریداری. (ناظم الاطباء). هر چیز که ...ادامه مطلب...
  • رایگان (فارسی به عربی): غیر مبرر، مجانی
  • رایگان (حل جدول): ضب

    بلاعوض

    مفت و مجانی

    زب
  • رایگان (مترادف و متضاد زبان فارسی): بادآورد، بلاعوض، مجانی، مفت، مفتکی
  • رایگان (فرهنگ فارسی هوشیار): هر چیز مفت و جمله که آن را عوض بدلی نباید داد، هر چیز که بی رنج و محنت بدست آید
  • رایگان (فارسی به ایتالیایی): gratuito