معنی شهره در فرهنگ عمید

شهره

شهره

  • مشهور، نامدار، نامور، معروف، مشهور به نیکی یا بدی،

    * شهرۀ آفاق: [مجاز] مشهور و نامدار در همۀ عالم: بی‌ریاضت نتوان شهرۀ آفاق شدن / مه چو لاغر شود انگشت‌نما می‌گردد (صائب: لغت‌نامه: شهره)،

    * شهرۀ عالم: = * شهرۀ آفاق

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی شهره در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • شهره (فرهنگ معین): (شُ رِ) (ص.) مشهور، نامی، نامدار، معروف.
  • شهره (نام های ایرانی): دخترانه، مشهور و نامی، مشهور، نامدار و نامور
  • شهره‌ (فارسی به انگلیسی): Famous, Noble, Notorious, Proverbial, Proverbially, Titular, Well-Known
  • شهره (لغت نامه دهخدا): شهره. [ش ُ رَ / رِ] (از ع، ص) مشهور و نامدار و نامور. (ناظم الاطباء):
    ای طرفه ٔ خوبان من ای شهره ٔ ری
    لب را بسر دزک بکن پاک از می.
    رودکی.
    شاعر شهید و شهره فرالاوی
    وآن دیگران بجمله همه راوی.
    رودکی.
    میمد، ناحیتی است شهره و آبادان و بسیارنعمت و آبادان. (حدود العالم).
    بدو ...ادامه مطلب...
  • شهره (حل جدول): مشهور، نامدار، سرشناس، نامور، نامدار، معروف
  • شهره (مترادف و متضاد زبان فارسی): بنام، پرآوازه، سرشناس، شهیر، مشتهر، مشهور، معروف، نامدار، نامور
  • شهره (فرهنگ فارسی هوشیار): مشهور، نامدار