معنی صلات در فرهنگ عمید

صلات

صلات

  • نماز،

    * صلات کشیدن: (مصدر لازم) [قدیمی] به آواز بلند «الصلاه» گفتن برای دعوت مردم به نماز،

  • صله

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی صلات در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • صلات (فرهنگ معین): نماز، دعا، ظهر نماز ظهر. [خوانش: (صَ) [ع.] (اِ.) = صلاه. صلوه: ]
  • صلات (نام های ایرانی): پسرانه، دعای بنده به سوی خداوند، نماز
  • صلات (لغت نامه دهخدا): صلات. [ص ِ] (ع اِ) ج ِ صِلَه. عطایا. جوایز: صلات ومواهب پادشاهان بر من متواتر شد. (کلیله و دمنه).
    گر بسته بود بر تو در خانه ٔ تو بود
    بر هر کسی گشاده طریق صلات تو.
    مسعودسعد.
    مات کن او را و ایمن شو ز مات
    رحم کن چون نیست او ز اهل صلات.
    مولوی.
  • صلات (حل جدول): نماز
  • صلات (مترادف و متضاد زبان فارسی): دعا، فریضه، نماز
  • صلات (فرهنگ فارسی هوشیار): (تک: صله) نودارانی ها پا رنج ها (اسم) نماز. توضیح یکی از فروع دین اسلام که اعظم عبادات محسوب می شد و آن را عمود دین گفته اند، دعای بنده به سوی خداوند، رحمت و بخشایش حق تعالی جمع: صلوات. (اسم) جمع صله عطاها جوایز. جوایز و عطایا