معنی مان در فرهنگ عمید

مان

مان

  • ضمیر متصل اول شخص جمع: کتابمان،

  • ماندن۱

  • ماندن۲

  • هریک از مواد غلیظ و خوش‌طعمی که به‌طور طبیعی یا بر اثر گزش حشرات یا با ایجاد شکاف از تنۀ بعضی درختان یا گیاهان می‌تراود، مانندِ ترنجبین، شیرخشت، و بیدخشت،

  • خانه، سرای: چو آمد بر میهن ‌و ‌مان خویش / ببردش به‌ صد لابه مهمان خویش (اسدی: ۲۰۵)،

    اسباب خانه

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی مان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • مان (فرهنگ معین): (اِ.) اسباب و اثاثیه خانه، مثل و مانند، خانه، (پس.) به صورت پسوند در کلمات مرکب آید و به معنی محل، جا و خانه: دودمان، در بعضی کلمات به معنی «منش » و «اندیشه » آید: شادمان، قهرمان، از ریشه فعل اسم معنی (اسم مصدر) م [خوانش: [په.]]
  • مان (لغت نامه دهخدا): مان. (اِ) خانه را گویند و نیز خان و مان اتباع است. (لغت فرس اسدی چ اقبال، ص 397). به معنی خانه باشد که عربان بیت خوانند. (برهان). خانه. (آنندراج) (ناظم الاطباء). پهلوی، مان (خانه، مسکن) پارسی باستان، مانیا (خانه، سرای). در پهلوی به جای نمانه اوستایی کلمه ٔ مان (خانه) را به کار برده اند. مانیشن، مانیشت (منزل)، مانپان، م ...ادامه مطلب...
  • مان (فارسی به عربی): نا
  • مان (حل جدول): اسباب خانه، از ضمایرملکی
  • مان (فرهنگ فارسی هوشیار): خانه، سرای
نوشته‌های بلاگ جدولیاب