معنی متل در فرهنگ عمید

متل

متل

  • داستان کوتاه عامیانه و موزون،

    [مجاز] سخنی که از روی شوخی و طعنه به ‌کسی گفته می‌شود،

  • مهمان‌خانۀ بزرگ در خارج شهر و در محل‌هایی که مردم برای تفرج می‌روند،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی متل در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • متل (فرهنگ معین): (مُ تِ) [انگ.] (اِ.) مهمان خانه کنار دریا، بین راه و اقامتگاه ییلاقی، راه سرا (فره).
  • متل‌ (فارسی به انگلیسی): Hostelry, Inn, Lodge, Motel
  • متل (لغت نامه دهخدا): متل. [م َ ت َ] (اِ) قصه های کوچک خوش آینده و حکایتهای خرافی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). داستانهای غیرواقعی که بیشتر قهرمان های آن جانوران، دیوان و پریان هستند و برای سرگرمی و خوش آیند کودکان گفته و یا نوشته شود:
    لیک پیش اهل حل و عقد عصر ما کنون
    جمله تحقیقاتشان افسانه گردید و متل.
    ادیب السلطنه.
    ...ادامه مطلب...
  • متل (فارسی به عربی): فندق
  • متل (حل جدول): داستان کوتاه، قصه های کوچک، مسافرخانه میان راهی، قصه شعرگونه عامیانه
  • متل (فرهنگ فارسی هوشیار): قصه های کوچک خوش آینده و حکایتهای خرافی، مزخرف
  • متل (فارسی به آلمانی): Motel (n)
نوشته‌های بلاگ جدولیاب