معنی میزان در فرهنگ فارسی

میزان

میزان

  • مِیزان، هر وسیله اندازه گیری مثل میزان الحراره، میزان الرطوبه، میزان الریاح، میزان القوّه، میزان النغمه، مزان الهَواء..،

  • مِیزان، ترازو، اندازه، مقدار، مقیاس، طِراز و عدل (جمع: مَوازِین)، نصبِ میزان و سنجش اعمال مردم از اخبار مربوط به قیامت و ظهور حضرت موعود است،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی میزان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • میزان (فرهنگ معین): ترازو، اندازه، مقدار، جمع م وازین، هفتمین برج از برج های دوازده گانه که خورشید در حرکت ظاهری خود ماه مهر در آن قرار می گیرد. [خوانش: [ع.] (اِ.)]
  • میزان‌ (فارسی به انگلیسی): Amount, Balance, Degree, Dimension, Extent, Matter, Measure, Peg, Pitch, Point, Poise, Quantity, Rate, Rating, Scale, Standard, Volume, Well-Adjusted, Worth
  • میزان (لغت نامه دهخدا): میزان. (نف) صفت حالیه از میزیدن و میختن، میزنده. در حال میختن. (یادداشت مؤلف).
  • میزان (فارسی به عربی): ایقاع، علاج، متر، مستوی، مقیاس، میزان، نسبه
  • میزان (عربی به فارسی): ترازو , میزان , تراز , موازنه , تتمه حساب , برابرکردن , موازنه کردن , توازن
  • میزان (فرهنگ عمید): مقیاس، معیار،
    [جمع: موازین] اندازه، مقدار،
    سالم، سرحال،
    (نجوم) هفتمین صورت فلکی منطقهالبروج که درنیمکرۀ جنوبی قرار دارد،
    هفتمین برج از برج‌های دوازده‌گانه، برابر با مِهر، ترازو،
    (موسیقی) هریک از جملات مساوی زمانی که در یک قطعۀ موسیقی پیاپی تکرار می‌شود و خطی عمود بر حامل آن‌ها را از ی ...ادامه مطلب...
  • میزان (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): تراز، ترازو
  • میزان (حل جدول): ترازو
  • میزان (مترادف و متضاد زبان فارسی): اندازه، تعداد، حد، قدر، مبلغ، معیار، ملاک، هنجار، ترازو، قپان، مقیاس، مهرماه، کوک، هم‌نوا، هم‌نواسازی
  • میزان (فرهنگ فارسی هوشیار): ترازو، جمع موازین
  • میزان (فارسی به آلمانی): Bewerten, Das, Einstufen, Gleichgewicht, Maßstab [noun], Rate (f), Verhältnis (f), Ziffer (f)