معنی کیاست در فرهنگ فارسی

کیاست

کیاست

  • کِیاسَت، تمیز خوب از بد و درک صلاح از غیر صلاح و تشخیص نافع از مُضِر و اَنْفَع از نافِع- در فارسی به فراست و هوشیاری نیز تعبیر شده است،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی کیاست در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • کیاست (فرهنگ معین): زیرکی، تیزهوشی، دانایی، فراست. [خوانش: (سَ) [ع. کیاسه] (اِمص.)]
  • کیاست‌ (فارسی به انگلیسی): Head, Policy, Tact
  • کیاست (لغت نامه دهخدا): کیاست. [س َ] (ع اِمص) زیرکی و تیزفهمی و هوشیاری. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). زیرکی، و کسانی که به کاف فارسی خوانند محض غلط است چرا که لفظاً عربی است و در عربی کاف فارسی نمی آید. (غیاث) (آنندراج): چه حال خرد و کفایت و کیاست تو معلوم است. (کلیله و دمنه). آنکه از ایشان به خرد منسوب بود و به کیاست موسوم بیرون رفت. ( ...ادامه مطلب...
  • کیاست (فارسی به عربی): اِحْتِراسٌ
  • کیاست (فرهنگ عمید): زیرکی، هوشیاری،
  • کیاست (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): زیرکی، هوشیاری
  • کیاست (کلمات بیگانه به فارسی): زیرکی - هوشیاری
  • کیاست (حل جدول): هوشمندی
  • کیاست (مترادف و متضاد زبان فارسی): تدبیر، تیزفهمی، درایت، زیرکی، فراست، هوش، هوشیاری
  • کیاست (فرهنگ فارسی هوشیار): زیرکی و تیز فهمی و هوشیاری