وبلاگ جدول یاب jadvalyab.ir/blog

جدولیاب ; راهنمای جامع حل جدول و جدول آنلاین

سه شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ - Tuesday 23rd April 2019
شما اینجا هستید :
خانه » نکات جدولی » جهانگیر پارساخو آقای جدول ایران که بود؟
شناسه نویسنده : 22 شناسه خبر : 7168 تاریخ انتشار : ۹۸/۰۱/۲۶ - ۷:۵۵

جهانگیر پارساخو آقای جدول ایران که بود؟

جهانگیر پارساخو یکی از انتقاداتش به طراحان جدولی است که بدون امضا و انتشار نام شان جدول را طرح می کنند و همین باعث می شود تعصبی روی کارشان نداشته باشند.

همه کسانی که در سی سال اخیر با جدول و سرگرمی در نشریات معروف ایران سروکار داشته‌اند، نام « جهانگیر پارساخو » را شنیده‌اند.

پارساخو در ۱۳ مرداد ۱۳۱۳ در محله استادسرای (شهید سهیل دبیری) شهر رشت متولد شد.

وی عدد ۱۳ را عدد شانس خود می دانست  زیرا علاوه بر تاریخ تولدش شماره شناسنامه اش نیز ۳۱۳ بود و در ۱۳ اردیبهشت ماه ازدواج کرد.

او سه سال و نیم بیشتر نداشت که پدرش را از دست داد و به همراه مادرش به تهران آمد.

شروع تحصیلات ابتدایی در کلاس اول مصادف با جنگ جهانی و شهریور ۱۳۲۰ بود.

پارساخو قد کوتاهی داشت (یک متر و سی سانت) و همواره مورد تمسخر و اذیت بچه ها قرار می گرفت.

جهانگیر پارساخو آقای جدول ایران که بود؟

جهانگیر پارساخو نیمه دوم دهه بیست، سال های ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۹ در خیابان حافظ، دبستان منوچهری پسران تحصیل می کرد. در این سال ها در دبستان، مجله هایی توزیع می شد به بهای ۲ و حداکثر ۵ ریال. یکی از این مجلات را که به اندازه جیب کت بود؛ ابراهیم بنی احمد منتشر می کرد: بازی کودکان که در اواسط سال های دهه بیست جهانگیر نوجوان با آن آشنا شد و مجله دانش آموز که هر دو هفته یک بار از سوی اداره کل نگارش وزارت فرهنگ منتشر می شد و این نخستین آشنایی قابل لمس او با مطبوعات بود.

ولی هنوز این دهه پایان نگرفته بود که با مجله های اطلاعات هفتگی، تهران مصور، ترقی، صبا و کاویان آشنا شد. این مجله ها توسط خواهرش که خواننده داستان های آن بود؛ به خانه راه پیدا کرد.

اما جهانگیر پارسا خو در همان سال های ورودش به مطبوعات جای خالی جدول و سرگرمی را حس کرد:” پیش از آنکه تهران و بیشتر شهرستان های ایران گازکشی شود،گرمابه ها، مشتریان زیادی داشتند و شلوغ ترین روز، روز جمعه بود که آن موقع ها روز نظافت نام داشت. صاحبان گرمابه ها برای آنکه در انتظار رسیدن نوبت، مشتریان را رنج ندهد مجله های مختلف روی میز گرمابه می گذاشتند که اکثر این مجله ها دارای جدول بود و هر جدول را چند نفر حل کرده بودند زیرا وقت استحمام که می رسید حل کننده جدول آن را نیمه کاره رها می کرد و شخص دیگری با خودکار رنگ دیگر یا مداد، دنبال کار او را می گرفت و گاهی با کمی دقت می شد دریافت که یک جدول زیر دست شش تا ده نفر گذشته است. پس از آن روزنامه ها و مجله ها به سالن آرایشگاه ها راه پیدا کردند، حتی روزنامه ها و مجله های تاریخ گذشته و بیشتر برای حل جدول.در واقع جدول چای دارچین را از رونق انداخت.

دوران دبیرستان را در مدرسه فیروز بهرام تحصیل کرد و در این زمان نخستین جدول خود را طراحی کرد و چون دستش به صندوق پستی نمی رسید یکی از همشاگردی هایش آن را در صندوق انداخت و بدین شکل وارد عرصه مطبوعات شد.

اما همکاری با مجله سپید و سیاه برای پارساخو چیز دیگری بود:”دکتر بهزادی با ۳۰۰ تومان مرا استخدام کرد. سپید و سیاه یکی از مجله های مورد علاقه ام بود. همکاری به طور تمام وقت یا به قولی “ فول تایم” در سپید و سیاه مانند تحصیل در دانشگاه و فارغ اتحصیل شدن از آن در امر روزنامه نگاری بود چراکه هر نوع کار مطبوعاتی را در آنجا تجربه کرده و آموختم. و دوره دوم سپید و سیاه که پس از انقلاب منتشر شد، امور گرافیک مجله را عهده دار بودم، مجله ای یک رنگ با ترام و نگاتیو، نمونه ممتازی در صفحه بندی بود که به قول کارشناسان، استفاده به جا از ترام و نگاتیو در این مجله، دوره جدیدی را در صفحه بندی به ارمغان آورد.”

به گفته پارساخو :” بهترین حق التحریر را در مطبوعات ایران سپید و سیاه پرداخت می کرد همین سبب شد نویسندگان مشهور آن زمان که سال ها با اطلاعات هفتگی و تهران مصور همکاری می کردند به سوی سپید و سیاه جذب شوند. تا آنجا که امروز بزرگترین منبع تحقیق در خصوص واقعیت های دهه سی، چهل و پنجاه و دوره آخر شصت شده است. ”

فرزانه بهزادی، مدیر مسئول مجله دانستنی ها در گفتگو با مجله تجربه درباره پارسا خو می گوید:”پارساخو یک جورهایی همه‌کاره بابا و آچار فرانسه تحریریه بود و کافی بود یک عکس نایاب یا مطلب گم شده را از او بخواهی. پارساخو عشق عجیبی به پدرم داشت. او علاوه بر این کارها طراح جدول هم بود و تمام عمرش را برای طراحی جدول برای سپید و سیاه و بعد دانستنی‌ها گذاشت.”

جدول و سرگرمی پیش از دهه سی در ابتدایی ترین شکل ممکن در مطبوعات ایران ارئه می شد؛ در دهه سی با معرفی جوانان و نوجوانانی که با پارساخو همکاری داشتند، جدول و سرگرمی آن شد که امروز یکی از ارکان مهم مجله ها و روزنامه های ایران شده است.اما پارساخو خوب به یاد می آورد که در سال های دهه سی جوانان علاقمند به سرگرمی و جدول چگونه از مطبوعات رفتند:” سال های دهه سی،جوانان و نوجوانانی که به مجله ها روی خوش نشان می دادند، دوست داشتند به نوعی دست همکاری به سوی آنها دراز کنند جوانان و نوجوانانی که بیشتر مایل بودند با چهار مجله نسل جوان یعنی سپید وسیاه، روشنفکر، فردوسی و امید ایران همکاری کنند . همه کسانی که با این مجله ها کار می کردند به طور رایگان بود و دیناری به آنها پرداخت نمی شد.” و جالب آنکه مجلات در ازای چاپ شدن اثر بیست ریال از نویسنده دریافت می کردند.

در یکی از مجله ها پیش از آنکه پارساخو مسئول صفحه جدول و سرگرمی باشد هر که می خواست مطلبی از او در آن مجله چاپ شود باید بابت چاپ هر سرگرمی بیست ریال به مسئول صفحه پرداخت کند و پارساخو هم که مایل بود کارهایش در آن مجله به چاپ برسد هر شماره بابت هر اثرش که در آن مجله چاپ می شد؛ بیست ریال پرداخت می کرد.

برای همین وقتی او در راس صفحه جدول و سرگرمی مجله قرار گرفت جوانان و نوجوانان بیشتری دست همکاری به سوی او دراز کردند تا آنکه با فرا رسیدن نیمه دوم دهه سی و تا پایان این دهه آنها که به طور پراکنده  با مطبوعات در زمینه جدول وسرگرمی همکاری داشتند؛ یکی پس از دیگری از مطبوعات جدا شدند. پس از آنکه اواسط دهه سی طراحان جدول و سرگرمی یکی پس از دیگری صحنه را ترک کردند،تا سال ها سه نفر، جدول های مطبوعات ایران را طرح می کردند: جلوه در روزنامه اطلاعات، مرحوم میرفخرالدین مداینی در کیهان و جهانگیر پارساخو در مجله ها و هر از گاهی در روزنامه آیندگان و میزان.

جهانگیر پارساخو یکی از انتقاداتش به طراحان جدولی است که بدون امضا و انتشار نام شان جدول را طرح می کنند و همین باعث می شود تعصبی روی کارشان نداشته باشند و جدولی طراحی کنند پر از غلط:” طراحان جدول کلمات در روزنامه باید برای پرهیز از هر نوع اشتباه و حفظ آبروی دست اندرکاران روزنامه، نام خود را بگذارند و تا آخرین مرحله نتیجه کار خود را تعقیب کنند.”

به باور او باید طراحان جدول، ساعت های بیشتری به مطالعه اختصاص دهند. باید همه چیز بخوانند: روزنامه، مجله،کتاب.

به اعتقاد وی  بالا بودن تعداد خانه های جداول دلیلی بر خوب بودن آن جدول نیست.

پارسا خو در این باره در خاطراتش نوشته:” شمار ستون افقی و عمودی جدول زیر ده بود و سال ۱۳۳۳ که روزنامه اطلاعات نخستین جدول کلمات متقاطع را چاپ کرد از ۹ در ۹ هم کوچکتر بود. بعدها اندازه ۹ در ۹ را انتخاب کرد که تا سال ها ادامه داشت و امروز ۱۵ در ۱۵ که از سال ها پیش ۱۵ در ۱۵ بوده است.کیهان هم برای دور نماندن از غافله سعی کرد تعداد خانه های جدول را افزایش دهد اما پارساخو معتقد نبود که اگر ۱۷ در ۱۷ و یا بیش از این بشود به بهتر بودن جدول کمکی می کند! ”

از جان گذشتگی او دروغ نیست. سی و شش سال پشت میز نشست و جدول و سرگرمی طراحی کرد ، کاری که در نهایت برایش بیماری دیسک به ارمغان آورد و نه سال تمام خوابیده جدول طراحی کرد و مقاله نوشت.

در طول چهل سال فعالیت در مطبوعات ایران طراح بیش از چهل هزار جدول و یکصد هزار سرگرمی در مطبوعات ایران بود.

جدول‌ها و سرگرمی‌های وی در مجله‌هایی مانند تهران مصور، سپید و سیاه، روشنفکر، فردوسی، جیبی، دانستنی ها ، گل آقا و بسیاری از نشریات دیگر به چاپ رسیده ‌است.

جهانگیر پارساخو را آقای جدول ایران می نامند. با این وجود، جهانگیر پارساخو در خاطراتی که در پژوهشنامه تاریخ مطبوعات ایران نوشته؛ خود را بنیان گذار جدول و سرگرمی در مطبوعات ایران  نمی داند هر چند نقشش را نیز در ارتقای جایگاه جدول و سرگرمی در مطبوعات ایران انکار نمی کند: ” آری ، همه مجله هایی که در سال های دهه بیست منتشر می شدند جدول وسرگرمی داشتند و نمی گویم من “جهانگیر پارساخو”، پایه گذار جدول و سرگرمی در ایران بودم. اما من بهایی به جدول و سرگرمی در مطبوعات ایران دادم که برای نخستین بار در تاریخ مطبوعات ایران، روز سیزدهم اردیبهشت ۱۳۵۷ روز پایان جشنواره مطبوعات، جدول و سرگرمی در جایگاهی ایستاد که نویسندگان سیاسی، طنز، ورزشی، سینمایی و … از سال ها پیش می ایستادند.”

وی کتابی به نام سیاه بازی را برای کودکان در سال ۱۳۷۷ به چاپ رساند.

هر صفحه از این کتاب شامل تصویری است که برخی از خانه‌های آن نقطه‌گذاری شده و کودک می‌تواند با سیاه کردن خانه‌های نشانه گذاری شده به تصویری دست یابد که پیش از رنگ آمیزی هیچ اطلاعی از آن نداشته است.

او همچنین در یک فیلم سینمایی به نام تختخواب سه نفره ساخته نصرت اله کریمی در سال ۵۱ بازی کرده‌است.

پارساخو در اوخر عمر به دلیل بیماری قدرت تحرک را از دست داده بود ولی همچنان به کار ادامه می‌داد.

روح شاد و مهربان او در روز جمعه ۲۱ آبان ماه سال ۱۳۷۸ به آسمان پر کشید. و در “قطعه هنرمندان بهشت زهرا” تهران به خاک سپرده شد.

۲۶ فروردین ۹۸ دسته بندی :
ارسال دیدگاه ها بدون دیدگاه
تبلیغات

سه شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ - Tuesday 23rd April 2019