فرهنگ و هنر

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی لروکس / همه جا تو + عکس

در این مطلب، توضیحاتی درباره سریال ترکی لروکس / همه جا تو و همچنین خلاصه داستان این سریال ترکی خواهیم داشت! با ما همراه باشید. سریال ترکی لروکس / همه جا تو به کارگردانی ENDER MIHLAR و به تهیه کنندگی Ömer Özgüner وÜmmü Burhan ، یکی از سریال های پرطرفدار کشور ترکیه می باشد که در ژانر رمانتیک و کمدی ساخته شده است.

سریال ترکی لروکس / همه جا تو روزهای جمعه ساعت ۲۰:۰۰ از شبکه Fox کشور ترکیه پخش می شود. از جمله بازیگران اصلی این سریال می توان به Furkan Andıç, Aybüke Pusat , Aslıhan Malbora , Cem Cücenoğlu , Ali Yağcı , Ali Gözüşirin , Ali Barkın , Deniz Işın اشاره کرد.

در ادامه خلاصه قسمت های این سریال ترکی برای شما دوستان همراه بیان شده است؛ با ما همراه باشید.

سریال ترکی لروکس / همه جا تو
سریال ترکی لروکس / همه جا تو

خلاصه داستان سریال لروکس / همه جا تو

ماجرا از جایی شروع میشه که دمیر و سلین یه خونه میخرن و سر همین قضیه با هم مشکل پیدا میکنند، بطوری که بزور به زندگی مشترک ادامه میدهند و…

اسمش را می خواهید تقدیر بگذارید، می خواهید زندگی. بهترین اتفاقاتی که برای شما می افتند اغلب در پشت اتفاقات ناخوشایند پنهان شده اند. سریال لروکس با نام اصلی «همه جا تو» می خواهد همانجا را نشانمان دهد، پشت اتفاقات ناخوشایند رو. سریال خوش رنگ و لعاب و سرحالی که جای عطر عشق رو برای خیلی ها پرکرد. اگه می خواید بدونید داستان قسمت آخر این سریال چیه و لروکس و دمیر به کجا میرسن و…

بوراک و ایلول، آیدا و ایبو، محرم و لیلا، کدام عروسی می‌کنند؟
خداحافظ چی چی!
دمیر دستگیر می شود
آیا ایلدیریم پشت ماجرای بازداشت دمیر است؟
آیا بوراک حقیقت را می گوید؟
عشق آلارا یا کینه ی ایلدیریم؟
مروه و ودات
بوراک و ایلول
یک شب رمانتیک
لروکس از دمیر چه می خواهد؟
آیا بوراک شرکت جدیدی می زند؟
بحران شرکت تقصیر کیست؟
سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۲۰ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

فیروزه و لیلا خانم هول شده و سریع برای خوشامدگویی به سمت دمیر رفته و سپس به آشپزخانه می روند. آنها از اشتباهی که کرده اند عصبی هستند و نمی‌دانند باید چه کنند. دمیر در مورد دیر آمدنش عذرخواهی کرده و توضیح میدهد که برایش کاری پیش آمده بود. قبل از آمدنش به خانه لیلا و فیروزه، آلارا با او قرار گذاشته و بخاطر رفتارش با او بحث کرده بود. آلارا از اینکه دمیر قبل از حل شدن مشکلش با او صمیمی شده بود، اما حالا با او سرد رفتار میکند، از دمیر گله کرده و دمیر نیز چنین چیزی را انکار کرده و میگوید که هر دو به هدفشان رسیده اند و جای گله و منتی وجود ندارد. آلارا در واقع پیش خودش خیالاتی نسبت به دمیر دارد ولی از اینکه دمیر نیز به او احساس متقابل ندارد، عصبی است.

پدر لروکس در مورد نسبت او با فیروزه و لیلا خانم از دمیر سوال میکند. لروکس به دمیر اشاره میکند که آنها فهمیده اند فیروزه و لیلا خانم برادر ندارند. دمیر به ناچار سریع ماجرا را درست کرده و میگوید که او در واقع برادرزاده ناتنی آنهاست‌. پدر لروکس حرف او را باور میکند و لروکس از اینکه اینبار نیز قصر در رفته است، خیالش راحت میشود. پدر و مادر لروکس از او می‌خواهند هرچه سریعتر خانه ای برای انتقال وسایلش پیدا کند. دمیر با کنایه به لروکس میگوید که اتفاقا خانه ای گرفته است، اما کسی که در خانه نشسته از آنجا نمی رود و به زودی او را بیرون خواهد کرد.

هنگام شام، لروکس که حواسش نیست، میگوید که دمیر عادت به نان خوردن ندارد. پدر او دوباره متعجب و مشکوک می شود. فیروزه خانم میگوید منظور او عادت جوانان امروزی است که سبک زندگی سالمی را پیش رو گرفته اند. آنها بعد از صرف شام به خانه می روند، اما لیلا و فیروزه به اصرار دمیر را برای شب نگه می‌دارند و نمی‌گذارند او به هتل برود. لروکس از دمیر بابت اینکه بخاطر او امشب آمده و این وضعیت را تحمل می‌کند تشکر میکند.بعد از رفتن آنها، دمیر با لیلا و فیروزه خانم صبحت کرده و آنها را بخاطر دروغ گویی و ادامه وضعیت و همچنین مجبور شدن خودش به دروغگویی، ملامت میکند و از آنها میخواهد که دیگر این وضعیت را کش ندهند و دروغ دیگری به خانواده لروکس نگویند. آنها به ناچار قبول میکند .در شرکت، آیدا و مروه و بورا سخت مشغول کار هستند و باید تا دیروقت روی پروژه کار کنند تا آن را آماده تحویل کنند‌. لروکس نیز در خانه مشغول کار روی پروژه می شود.

ایبو غذا گرفته و به شرکت می رود تا همه با هم غذا بخورند. آیدا از اینکه بخاطر کار نمی‌تواند با ایبو وقت بگذارند ناراحت است.فیروزه و لیلا خانم به دمیر لباس راحتی قدیمی که مال شوهر فیروزه خانم بوده را میدهند. دمیر معذب است اما مجبور است آن وضعیت را برای یک شب تحمل کند‌. لیلا خانم لباسهای دمیر را برداشته تا به ماشین لباسشویی بیاندازد. دمیر به سختی خوابش می برد.نیمه شب، لیلا و فیروزه پنهانی به اتاق او آمده و بالای سرش می آیند. فیروزه خانم در مورد لروکس و زیبایی و خوبی های او شروع به صحبت میکند تا روی ناخودآگاه دمیر تاثیر بگذارد. لیلا خانم نیز عطر لروکس را در فضا پخش میکند. ناگهان گوشی دمیر زنگ خورده و آنها سریع پایین تخت قایم می شوند. آقا ییلدیریم با دمیر تماس گرفته و از او میخواهد که هرچه سریع تر به خانه او برود زیرا باید صحبت کنند. دمیر میگوید که پروژه اش در حال اتمام است و فردا تحویل میدهد. اما آقا ییلدیریم میگوید که موضوع در مورد آلارا است.

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۲۱ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

دمیر از دیدن فیروزه و لیلا خانم در اتاق شوکه می شود. آنها می‌گویند که برای سر زدن به دمیر آمده بودند. دمیر که عجله دارد، دنبال لباسهایش میگردد که متوجه می شود لیلا خانم آنها را داخل ماشین لباس شویی انداخته است. او عصبی شده و نمی‌داند باید چه کند.
آیدا بعد از کار به خانه می رود. ایبو با او تماس میگیرد و همان لحظه آیدا بخاطر دیدن یک سوسک بزرگ در خانه جیغ میکشد. ایبو که میبیند آیدا حسابی ترسیده است، به سمت خانه او می آید تا سوسک را بکشد.

دمیر به خانه می رود و لروکس را میبیند که روی صندلی خوابش برده. او لروکس را بیدار کرده و او را مجبور می‌کند که به اتاق برود و از چمدانش برایش لباس بیاورد زیرا باید فوری پیش آقا ییلدیریم برود. لروکس میگوید که در آن اتاق پدر و مادرش خوابیده اند و خواب پدرش خیلی سبک است. دمیر به این چیزها اهمیت نداده و هر طور شده لباسش را میخواهد. لروکس مجبور می شود به اتاق برود. درحال کشیدن چمدان، پدر او بیدار می شود‌. دمیر و لروکس سریع به حمام رفته و آنجا پشت پرده وان قایم می شوند. پدر لروکس نیز وارد حمام می شود. او که خیلی گرمش شده، تصمیم می‌گیرد دوش بگیرد. دمیر و لروکس به شدت ترسیده و دیگر چاره‌ای ندارند. اما پدر لروکس لحظه آخر پشیمان شده و بیرون می رود. آنها نفس راحتی می کشند‌. وقتی پدرش پایین می رود تا آب بخورد، لروکس سریع داخل اتاق رفته و چمدان را بیرون می آرود.دمیر لباسش را عوض کرده و بعد از خوابیدن دوباره پدر لروکس میخواهد برود. لروکس و دمیر در مورد پروژه فردا در حال حرف زدن روی بالکن هستند که مادرش نیز بیدار شده و از بالکن اتاق در طبقه بالا لروکس را صدا می زند، و از او میپرسد این وقت شب با چه کسی حرف می زند. لروکس سریع میگوید که در حال تمرین ارائه فرداست.

ایبو به خانه آیدا رفته و سوسک را بیرون می اندازد. او وقتی میبیند آیدا حسابی ترسیده و فکر میکند باز هم در خانه سوسک است، آیدا را با خود به کلینیک می برد و آیدا شب را روی مبل آنجا می خوابد‌.
دمیر پیش آقا ییلدیریم می رود. آقا ییلدیریم توضیح میدهد که آلارا پیش او آمده و از دمیر گلایه کرده است. او از اینکه دمیر باعث شده که دخترش به او پناه آورده و با او درد و دل کند خوشحال است. دمیر میگوید که در پروژه ها مشکلی نیست و نتیجه زمان بر است، اما آقا ییلدیریم میگوید که هر دو میدانند مشکل بر سر پروژه نیست. دمیر میگوید که نمیخواهد بخاطر رابطه بینشان سو تفاهم پیش بیاید و دل آلارا بشکند. اما آقا ییلدیریم از او میخواهد که بخاطر رابطه او و دخترش با او همراهی کند.

صبح، لروکس با عجله به شرکت رفته و دمیر را که در اتاقش خوابیده بیدار میکند. او طبق خواسته دمیر برایش تی شرت برده است. آنها سریع در اتاق حاضر می شوند تا به جلسه با آقا ییلدیریم برسند. عظمیه از لای در آنها را میبیند و از رفتار صمیمی بینشان تعجب می کند.
لیلا و فیروزه خانم برای اینکه بفهمند خانواده لروکس از دمیر خوششان آمده یا نه، تصمیم میگیرند به خانه آنها بروند. آنها با مادر لروکس تماس می‌گیرند. پدر لروکس وقتی میفهمد آنها می‌خواهند بیایند، چون که حوصله شان را ندارد، تصمیم می‌گیرد از خانه برود و دوری بزند.
لیلا خانم با اوستا محرم تماس گرفته و قرار قهوه شان را به زمان دیگری موکول میکند.
در شرکت، بوراک پیش بچه ها آمده و خبر میدهد که امروز قرار است دوباره با اسن خانم دیدار کرده و تمام قوانین مربوط به شرکت و نقشه ی اذیت کردن هایش را به او بگویند.

دمیر و لروکس به هتل می روند و منتظر آمدن آقا ییلدیریم هستند. دختری از دوستان قدیمی دمیر او را دیده و جلو می آید و با او احوالپرسی میکند. او شماره اتاق خودش در هتل را به دمیر میگوید و تمایل به دیدار دوباره با او نشان میدهد. لروکس از این قضیه حرصش میگیرد‌.
آقا ییلدیریم آمده و از پروژه خوشش می آید. دمیر و لروکس از اینکه پروژه تایید می‌شود خوشحال هستند. بعد از رفتن آقا ییلدیریم، دمیر و لروکس که هرکدام جداگانه کار دارند، بعد از کار به شرکت خواهند رفت.

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۲۲ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

در شرکت، عظمیه وقتی آیدا و مروه را میبیند شروع به بازجویی آنها کرده و در مورد رابطه بین لروکس و دمیر از آنها سوال میکند، زیرا صبح صمیمیت بین آنها را دیده و حتی لروکس برای دمیر لباس آورده بود. آنها هول شده و میگویند که دمیر از لروکس خواسته برای ارائه لباس برای او بخرد و چیز دیگری وجود ندارد. همان موقع پدر لروکس به شرکت می آید. آیدا و مروه از ترس اینکه عظمیه در مورد دمیر چیزی نگوید و پدر لروکس نفهمد که دمیر رییس شرکت آنهاست، او را سریع با خود به حیاط شرکت می برند. پدر لروکس بوراک را از دور میبیند. آیدا و مروه میگویند که بوراک رییس شرکتشان است.پدر لروکس با یادآوری سختگیری های بوراک برای کار و همچنین آمدن به خانه دخترش، عصبی شده و با خودش فکر میکند که او باید به خاطر این رفتارهایش درس حسابی بگیرد.

در خانه لروکس، لیلا و فیروزه خانم که برای دیدن مادرش رفته اند، در بین حرفهایشان به او میگویند که دمیر به قصد ازدواج به استانبول برگشته و گویا دختری را نیز پسندیده است. آنها میخواهند واکنش مادر لروکس را ببینند، اما مادر لروکس فکر میکند که او واقعا دختر دیگری را میخواهد و فکرش به لروکس نمی رود.
دمیر به آتلیه نقاشی و کارهای هنری آلارا می رود. آلارا مشغول درست کردن یک تابلو است. آلارا میفهمد که پدرش با دمیر در مورد او صحبت کرده و از او گلایه کرده است.او میگوید که زمین یکی از هتلها را که برای پرورشگاه انتخاب کرده است، با تهدید پدرش برای قطع رابطه دوباره با او، از او گرفته است.

لروکس به خواسته دمیر که گفته بود مروه را برای توضیح پروژه پیش ودات بفرستد، خودش پیش ودات می رود. آنها نشسته و کمی با هم در مورد دمیر حرف می زنند. لروکس چند بار میخواهد به ودات بگوید که او مروه نیست، اما فرصت پیش نمی آید. بچه های شرکت با اسن خانم در کافه هپی پای که آیدا در آنجا شریک است،می روند. اسن خانم چند ساختمان که کشتارگاه هستند به آنها نشان داده و میگوید که میخواهد آنها را برای بازسازی و تعمیر پیش دمیر بیاورد. فرخ و بوراک با دیدن کشتارگاه ها می ترسند و فقط آنها میفهمند که آنجا محل کشتن آدمها به دستور اسن خانم است. آیدا می فهمد که شخصی که به او داداش می‌گفت و مدتی است دیگر سرکار نمی آید، به او دروغ گفته و پول زیادی را از کافه بالا کشیده و فرار کرده است. او عصبانی و ناراحت می شود. اسن خانم به او راهکار داده و میگوید که او را کمک میکند تا بتواند شرایط کافه و بدهکاریها را درست کند. بچه ها نیز می‌گویند که به او کمک می‌کنند.

پدر لروکس به خانه برمی‌گردد. او میبیند که لیلا و فیروزه خانم هنوز نرفته اند. او بین حرفهایش میگوید که بخاطر وقت دکتر که دارد، باید زودتر به شهرشان بروند وگرنه دوست داشت که برای تولد لروکس که چند روز دیگر است، بماند. لیلا و فیروزه خانم با شنیدن این حرف اصرار دارند تا برای لروکس جشن تولد بگیرند و دیگر بی توجه به حرفهای آنها، از آنجا می روند. پدر لروکس از اینکه این حرف از دهانش پریده عصبی می شود.
لروکس لب ساحل می رود تا قهوه بخورد. او دمیر را در آنجا دیده و جلو می رود، اما پشیمان شده و برمیگردد. او گوشه ای ایستاده و به روزهای گذشته با دمیر و خاطراتشان فکر میکند و لبخندی می زند. فرخ و بوراک با یکدیگر در مورد اسن خانم حرف می زنند. از نظر فرخ، آوردن اسن خانم به پروژه و آشنا کردن او با دخترها کار خطرناکی است، اما بوراک میگوید که اسن خانم حتی در شرکت نیز دوربین جاسازی کرده و آنها را چک میکند و در هر صورت باید وارد شرکت می شد. کمی بعد، در گوشی عکسهایی برای فرخ ارسال میشود که از دیدار آنها با اسن خانم در قایق و کافه است. فرخ و بوراک شوکه می شوند و به این فکر میکنند که چه کسی جاسوسی آنها را میکند و آنها را زیر نظر دارد. فرخ احتمال میدهد از آنجایی که لروکس در قرارهایشان نبوده، کار اوست.

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۲۳ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

در خانه پدر لروکس به مادر او میگوید که متوجه شده است بوراک، رئیس لروکس است و برای همین لروکس مجبور است مقابل او سکوت کند و وقتی او به خانه اش آمده چیزی نگفته است. او میگوید که این کار بوراک را بی جواب نمی‌گذارد و با لروکس نیز صحبت خواهد کرد.
در شرکت، لروکس با آیدا و مروه در مورد اینکه دمیر مقابل خانواده اش سکوت کرده و بخاطر او به هتل رفته است، صحبت میکند. او میگوید که این مدت اخیر دمیر برای او کارهای زیادی کرده و برای همین زیاد موافق عملیات چیتا و مشتری اذیت کننده نیست. ایبو که حرفهای او را می شنود، جلو آمده و او را تأیید می‌کند و می‌گوید که دمیر پسر خوبی است. اما بورا عصبی شده و لورکس را عامل تشکیل عملیات چیتا، و کسی که همه چیز را شروع کرد میداند. او بخاطر اینکه دمیر باعث مشکل بین او و مروه شد ناراحت است. ایبو و بورا سر این مسأله بحث میکنند و بورا بیرون می رود. مروه سریع پشت سر بورا بیرون رفته و ناگهان به او میگوید که عقد پنهانی فوری انجام دهند و به کسی چیزی نگویند. بورا متعجب و خوشحال شده و قبول میکند.

لروکس به خانه می رود. پدرش او را به حیاط برده و میخواد در مورد بوراک با او صحبت کند. لروکس میگوید که پدرش اشتباه میکند و بوراک فقط از دوستان اوست و هرگز بی خبر به آنجا نمی آید. همان لحظه بوراک با یک دسته گل سر زده وارد خانه آنها می شود. لروکس درمانده و ضایع می شود. پدر لروکس با او صحبت کرده و از او ایراد میگیرد.بوراک میگوید که برای عذرخواهی بابت آن شب آمده است. پدر لروکس از اینکه بوراک بخاطر رئیس بودن از کارکنانش کار زیاد میکشد و صمیمیت بیش از حد دارد گله میکند. بوراک از شنیدن این حرف متعجب می شود. همان لحظه پدر بوراک سرفه اش گرفته و بحثشان قطع می شود. مادر لروکس بوراک را داخل برده و به او میگوید که لروکس به او و بقیه کارکنان شرکت به چشم خانواده نگاه میکند و در آتلیه خود عکس تمامی آنها را چاپ کرده است. بوراک شوکه شده و از عکسهای لروکس خبر ندارد. مادر لروکس به او هشدار میدهد که کسی نباید از دختر او سو استفاده کند.

دمیر پیش ودات می رود. ودات به او میگوید که پدرش مدام با او تماس میگیرد و اصرار دارد که حتما با دمیر صحبت کند. او میگوید که شاید مشکلی برای پدرش پیش آمده و شنیدن حرفهایش دیر شود. دمیر با وجود اینکه کنجکاو می شود، اما باز هم دلش نمی‌خواهد با پدرش صحبت کند و بی اهمیت به اصرارهای ودات از آنجا می رود. شب دمیر به هتل می رود. آلارا با او تماس گرفته و میگوید که در مورد موضوعی قصد صحبت با او را دارد. دمیر میگوید که در هتل پدر او ساکن است و آلارا برای فردا با او قرار میگذارد.
لروکس در خانه خوابش نمی برد و کلافه است.او به دمیر پیام میدهد و در مورد جا و خورد و خوراک او سوال میکند. دمیر بعد از کمی جواب دادن، دیگر جواب او را نمی‌دهد و داخل وان می رود.

پدر دمیر به ودات پیام داده و میگوید که دیگر تحمل ندارد و فردا صبح به استانبول می آید و به خانه قدیمی شان که میداند دمیر آنجا ساکن است ،می رود. ودات شوکه شده و سریع با دمیر تماس میگیرد، اما دمیر که داخل وان است متوجه نمی شود. ودات سپس با لروکس، که تصور میکند مروه است، تماس میگیرد و ماجرا را به او میگوید و دنبال دمیر میگردد. لروکس از تصور رو به رو شدن پدر دمیر با خانواده اش و لو رفتن همه چیز، شوکه شده و استرس میگیرد.او سریع حاضر شده و به هتل می رود تا با دمیر صحبت کند. او خودش را نامزد دمیر معرفی کرده و شماره و کلید اتاق او را میگیرد و به آنجا می رود. دمیر از دیدن لروکس شوکه می شود.لروکس ماجرا را به او میگوید. او با ودات تماس گرفته و میگوید که پدرش را منصرف کند، اما ودات میگوید که پدرش تلفن را جواب نمی‌دهد.
مادر لروکس از خواب بیدار شده و متوجه می شود که لروکس خانه نیست. او و پدر لروکس هر دو نگران شده و هرچه با او تماس می‌گیرند لروکس متوجه گوشی اش نیست.دمیر از اینکه لروکس ماجرا را از کجا فهمیده است او را سین جیم میکند و از اینکه لروکس به کسی در مورد خودشان گفته باشد عصبی است. لروکس دنبال بهانه است که چه جوابی بدهد. همان لحظه در اتاق دمیر را می زنند.دمیر در را باز کرده و آلارا را می بیند. آلارا از دیدن دمیر و لروکس شوکه می شود.

قسمت ۲۴ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

لروکس و آلارا هردو از دیدن یک دیگر تعجب می کنند. دمیر به آلارا میگوید که لروکس نیز بخاطر صحبت در مورد مسأله ای کاری به آنجا آمده است. آلارا با طعنه میگوید که می‌توانست در شرکت در مورد مسأله کاری صحبت کند. اما دمیر به او یادآور میشود که خودش هم بخاطر مسأله کاری دم اتاق او به هتل آمده است. لروکس میخواهد برود و میگوید که کارش تمام شده است. او وقتی گوشی اش را برمیدارد، متوجه می شود که پدر و مادرش بارها با او تماس گرفته اند. او گوشی را به دمیر نشان داده و هراسان بیرون می رود. دمیر نگران شده و از آلارا میخواهد که بعداً صحبت کنند. او نیز به دنبال لروکس می رود. لروکس با دوچرخه رفته و دمیر با ماشین او را تعقیب میکند و هرچه او را صدا می زند لروکس جوابش را نمی‌دهد. او مقابل لروکس پیچیده و به زور او را نگه می دارد. لروکس که بخاطر آمدن آلارا ناراحت شده و پریشان است، از دمیر میخواهد که پیش او برگردد. دمیر میگوید که بین او و آلارا چیزی نیست و او را به خانه فرستاده است. لروکس میخواهد تظاهر کند که این قضیه برایش اهمیتی ندارد. دمیر او را به خانه میرساند. پدر لروکس خیلی عصبانی است و به مادرش میگوید که فردا همه با هم به شهرشان برمیگردد و نمی‌گذارد که لروکس در اینجا بماند.

مادرش سعی دارد او را آرام کند. لروکس به پدر و مادرش توضیح میدهد که بخاطر کاری در شرکت مجبور شده برود. پدرش از تصور اینکه بوراک با وجود عذرخواهی، دوباره دخترش را مجبور به کار، آنهم در نیمه شب کرده است عصبی می شود. لروکس میگوید که بخاطر اشتباه خودش رفته است. او بعد از اینکه خانواده اش را آرام می‌کند، میخوابد.دمیر در هتل دستبند لروکس را که از دستش افتاده، میبیند. آن را برمیدارد و مدتها به آن نگاه میکند و دستبند به دست خوابش می برد.
صبح، دمیر با لروکس تماس میگیرد و به او اطمینان می دهد که پدرش نمی آید. لروکس بخاطر دروغگویی هایش به پدر و مادرش ناراحت است. دمیر او را دلداری میدهد و میگوید که آن دروغها را بخاطر اینکه دلشان نشکند گفته است. لروکس از دمیر میخواهد که با یکدیگر نهار بخورند تا با او صحبت کند.او سپس به تاریکخانه اش می رود و یکی از عکسهایی که پنهانی از دمیر گرفته بود را چاپ میکند. او غرق در فکر کردن به دمیر شده و عکس می سوزد.

دمیر به همراه آلارا برای صبحانه می رود. آلارا دوباره از لروکس بدگویی میکند، اما دمیر از لروکس دفاع کرده و او را بهترین کارمند خود میداند. او با آلارا به بهانه کار خداحافظی کرده و می رود.
پدر و مادر لروکس تصمیم میگیرند به او بگویند که شب به شهرشان می روند، اما بمانند و او را برای تولدش سوپرایز کنند. لروکس با ناراحتی از آنها خداحافظی کرده و می رود. او دم در دوچرخه اش را میبیند که دمیر برایش آورده است.
دمیر پیش ودات می رود. ودات به او میگوید که پدرش را به زور راضی کرده است، اما معلوم است که او خیلی ناراحت است و حتما دلیل خاصی برای آمدن داشته است. دمیر گلدانی برداشته و آن را از ریشه در می آرود، و به او میگوید :«پدرم با من این کار رو کرد. اون من رو از ریشه در آورد و من دیگه خانواده ای ندارم. من با دیدن خانواده لروکس تازه فهمیدم خانواده یعنی چی. اونا هیچوقت من رو نمی‌خواستن. اگه یه بار دیگه بهت زنگ زد بگو که نیازی نیست از دمیز حلالیت بخواد، چون حقی به گردن من نداره.» او با ناراحتی و عصبانیت می رود .

قسمت ۲۵ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

مروه و بورا دم محضر می روند . آنها خوشحال هستند و قرار است به زودی عقد کنند. آنها دست یکدیگر را گرفته و داخل می روند. اما متوجه می شوند که باید برگه هایی را تکمیل کرده و بعد از انجام آزمایش برای عقد بروند، و امکان عقد فوری وجود ندارد.
آقا ییلدیریم پیش آلارا در هتل می رود. آلارا از اینکه پدرش با دمیر صحبت کرده از او گله میکند و مطمئن است که پدرش باعث رفتارهای سرد دمیر شده است. اما آقا ییلدیریم دمیر را فردی جدی و موفق میداند و ایرادی در کار او نمیبیند و همچنین میگوید که به او در مورد دوری کردن از آلارا چیزی نگفته است. آلارا حرف او را باور نکرده و می رود.
در شرکت، فرخ و بوراک در حال حرف زدن در مورد پیدا کردن جاسوس هستند. فرخ مطمئن است که عکسها کار لروکس است. بوراک حرف او را قبول ندارد.فرخ اصرار دارد که باید به خانه لروکس بروند و عکاسهای تاریکخانه او را ببینند تا متوجه شوند. بوراک میگوید تا زمانی که خانواده او هستند نمی‌توانند چنین کاری کنند.

بورا پنهانی در اتاق کپی شرکت در حال کپی گرفتن از مدارک خودش و مروه برای عقد است. عظمیه به اتاق می آید و بورا که هول شده است، سریع مدارک را پنهان میکند. آیدا نیز به مروه شک کرده است زیرا او زیادی خوشحال است و به خودش رسیده است‌.
دمیر به شرکت می آید و در اتاقش متوجه پرونده هتل آقا ییلدیریم می شود که با وجود تایید نشدن، فاکتور خرید وسایل های او داخل پرونده است و اندازه های اجناس با اندازه های نقشه مطابقت ندارد. او از عظمیه پیگیر شده و عظمیه میگوید که پرونده را برای امضای او روی میز گذاشته است و فرخ آن را تکمیل کرده است. دمیر فرخ را به اتاق صدا می زند.
‌فرخ متوجه می شود که پرونده پول شویی به اشتباه به دست دمیر افتاده است و استرس میگیرد.او به دروغ میگوید که اندازه ها را لروکس به آنها داده است.

لروکس به گلخانه ودات می رود. او میگوید که برای تشکر از دمیر بخاطر کارهای خوبی که در حقش کرده میخواهد برای او گل بخرد. ودات با فرض مروه بودن لروکس، تصور میکند که لروکس عاشق دمیر شده است. او به لروکس یادآوری میکند که در شرکت آنها روابط عاشقانه ممنوع است. لروکس با شرمندگی به ودات توضیح میدهد که به او دروغ گفته است و او لروکس است. ودات تازه متوجه همه چیز می شود. لروکس از اینکه ودات او را به خوبی می شناسد متعجب شده، و میفهمد که دمیر در این مدت پیش ودات از او حرف می زده است. او در مورد مشکل پدر دمیر و آمدنش کنجکاو شده و از ودات سوال میکند، اما ودات میگوید که اجازه صحبت از این باره را ندارد و دمیر در صورت نیاز خودش به او خواهد گفت. او گلدانی را که دمیر روز گذشته از ریشه در آورده بود را به لورکس داده، و میخواهد که آن را به عنوان هدیه برای دمیر ببرد.
در خانه پدر و مادر لروکس مشغول آماده کردن خانه برای تولد او هستند. فیروزه و لیلا خانم به آنجا آمده و پدر لروکس از دیدن آنها اوقاتش تلخ می شود. لیلا و فیروزه خانم وقتی می فهمند که شب گذشته لروکس بخاطر رئیسش نیمه شب بیرون رفته،به او شک میکنند و از اینکه لروکس با رئیسش در رابطه باشد می ترسند. آنها تصمیم میگیرند هرطور شده از این ماجرا سر در بیاورند.
مادر لروکس به بهانه خرید برای جشن تولد لروکس با آنها از خانه بیرون می رود.

لروکس به همراه گلدان پیش دمیر رفته و آن را بابت تشکر به او میدهد. عظمیه داخل آمده و خبر می دهد درین خانم، یکی از مشتری های بد قلق شرکت از دمیر خواسته به خانه شان برود تا در مورد تغییر دکوراسیون خانه اش با دمیر صحبت کند. دمیر به عمد از لروکس نیز میخواهد همراهش برود.

قسمت ۲۶ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

لروکس و دمیر به سمت خانه دریم خانم می روند. دریم خانم در برخورد قبلی از دمیر خوشش آمده بود و لروکس مدام دمیر را بابت این قضیه اذیت می‌کند. آنها به خانه رسیده و دریم خانم که شوهرش به سفر رفته است، از دم در شروع به دلبری برای دمیر می کند. او با دیدن لروکس توی ذوقش می خورد، زیرا قصد داشت با دمیر تنها باشد. لروکس وقتی متوجه می شود که دریم خانم میز نهار دو نفره چیده است، به عمد از آنها جدا شده و به بهانه بررسی خانه برای انجام پروژه به طبقه بالا می رود. دمیر از اینکه لروکس او را تنها گذاشته عصبی می شود. لروکس از طبقه بالا به حرفهای آنها گوش می‌دهد. دریم خانم در مورد مجرد بودن دمیر از او سوال میکند و به بهانه نشان دادن دکور اتاق خواب، میخواهد او را به اتاق ببرد. دمیر که میخواهد از این شرایط خلاص شود، به بهانه ای داخل آمده و سریع دنبال لروکس میگردد.او از لروکس میخواهد که برگردند، اما لروکس میگوید تنها می رود تا دمیر به کارهایش برسد. دریم خانم استقبال کرده اما دمیر عصبی می شود و همراه لروکس می رود. او حسابی از دست لروکس عصبی است اما لروکس اهمیت نداده و در ماشین مدام ادای حرفهای دریم خانم را در می آرود.

مروه و بورا برای انجام آزمایش خون قبل عقد و کارهای دیگر می روند. آنها خوشحال هستند.مادر لروکس و فیروزه و لیلا خانم به کافه آیدا می روند. مادر لروکس در مورد تولد سوپرایز لروکس به آیدا میگوید و آیدا با خوشحالی به همه دوستان خبر میدهد تا برای شب آماده شوند. فیروزه و لیلا خانم وقتی اعلامیه همکاری برای آشپزی و انجام کارهای کافه را می‌بینند برای این کار تمایل نشان میدهند. بوراک در آتلیه نقاشی آلارا به همراه او مشغول کار روی پروژه پرورشگاه هستند. بوراک میداند که آلارا از دمیر خوشش می آید و برای همین آلارا مدام سعی دارد در مورد دمیر از او حرف بکشد. بوراک وقتی پیام برنامه تولد لروکس را دریافت میکند، سریع به فرخ پیام داده و میگوید که امشب می‌توانند به تاریکخانه لروکس بروند. آلارا وقتی میان حرفهای بوراک میفهمد که خانواده او از بوراک ناراحت هستند، به او پیشنهاد می‌کند که شب به همراهش به تولد لروکس برود تا خانواده لروکس با دیدن دختری درکنار بوراک، خیالشان از بابت او راحت شود. بوراک پیشنهادش را قبول میکند.

دمیر و لروکس برای نهار به رستورانی در اسکله می روند. دمیر منتظر صحبت کردن لروکس است. لروکس نمی‌داند باید چه بگوید و از دمیر می ترسد. او قصد دارد در مورد دروغ‌هایی که در مورد ودات و خودش و همچنین چیزهایی که به آیدا و مروه گفته است صحبت کند، اما دمیر پیشدستی کرده و در مورد دروغ هایی که هر دو به خانواده لروکس گفته اند صحبت کرده و خودش و لروکس را مقصر میداند. لروکس دیگر در مورد دروغ های خودش توضیحی نمی‌دهد. دمیر با تصور اینکه خانواده لروکس رفته اند، از او میخواهد که به خانه بروند زیرا میخواهد استراحت کند. لروکس با مادرش تماس گرفته و او نیز به دروغ میگوید که آنها سوار اتوبوس شده اند.

قسمت ۲۷ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

لروکس از دمیر میخواهد حالا که خانواده او رفته اند، با خیال راحت از پدرش بخواهد که بیاید، اما متوجه می شود که دمیر کلا با پدرش مشکل دارد ، با این حال دمیر توضیحی به لروکس نمی‌دهد. هنگامی که دمیر میخواهد دستمال را از روی میز بردارد، دستش به گوشی لروکس خورده و گوشی داخل دریا می افتد.مروه وقتی میفهمد که دمیر و لروکس هر دو نیستند، از اینکه آنها به خیال خالی بودن خانه به آنجا بروند نگران می شود و به آیدا زنگ می زند تا بتوانند نقشه ای کشیده و از رفتن لروکس به خانه جلوگیری کنند. آیدا که به همراه ایبو به جنگل رفته است تا از آن مسیر هدیه ای برای لروکس بیاورند، موتور ایبو خراب شده و در جنگل گیر میکنند. آنها آنتن ندارند و آیدا نمیتواند با مروه تماس بگیرد.او از اینکه مشکلی در تولد لروکس پیش بیاید و دمیر هم به خانه برود استرس میگیرد. ایبو میگوید که او نیز در جریان ماجرا است و از همخانگی لروکس و دمیر خبر دارد.

لروکس که بخاطر گرفتن گوشی داخل آب پریده است، تمام لیاسهایش خیس شده و پایش نیز ضربه خورده است. دمیر برای او لباس خریده و به رستوران می آورد تا عوض کند. اعصاب لروکس به شدت خورد است و گوشی اش نیز خراب شده است. دمیر با خونسردی به حرص خوردن های لروکس میخندد و لروکس یشتر عصبی می شود. در این حین، دریم خانم مدام به دمیر زنگ می زند. دمیر عصبی شده و گوشی را خاموش میکند.
فرخ پیش اسن خانم می رود. اسن خانم از اینکه آنها ناپدید شده و دیگر سراغی از پروژه و نقشه نگرفته‌اند عصبی است. فرخ با ترس به او توضیح میدهد که درگیر کار بوده اند و سپس تولد لروکس را بهانه میکند. اسن خانم از اینکه چرا یه تولد دعوت نشده گله میکند. فرخ توضیح میدهد که تولد خانوادگی است.

ایبو و آیدا وسط جنگل گم شده اند. کمی بعد مردی سر راه آنها آمده و آنها سوار وانت او می شوند و به شهر بر میگردند. آیدا وقتی میبیند گوشی لروکس خاموش است، از ایبو میخواهد که با دمیر تماس بگیرد. اما گوشی دمیر نیز خاموش است. آیدا درمانده و نگران شده و نمیداند باید چه کند. آنها به عنوان اولین مهمان، به خانه لروکس می روند . پدر و مادر لروکس و لیلا و فیروزه خانم حیاط خانه را تزیین کرده و منتظر مهمانان هستند.
لروکس و دمیر سوار ماشین هستند و به سمت خانه می روند. موهای لروکس همچنان خیس است و آب می چکد. او مدام غر می زند و دمیر نیز لابلای حرفهای او به او دستمال میدهد تا موهایش را خشک کند. او برای لروکس گوشی جدید خریده است اما لروکس همچنان از اتفاقی که افتاده عصبی است.

مروه و بورا نیز به خانه لروکس می رسند. عظمیه و سپس فرخ نیز می آیند. کمی بعد دسته گلی بزرگ به خانه می آید که از طرف اسن خانم برای عرض تبریک است .فرخ با دیدن دسته گل استرس میگیرد.
آلارا و بوراک دم خانه لروکس می رسند. آلارا متعجب شده و به بوراک میگوید که اینجا خانه دمیر است، اما بوراک میگوید که او اشتباه میکند. آلارا یادش می آید که وقتی به دستشویی خانه رفته بود، لوازم آرایشی و زنانه دیده بود. او چیزی به روی خودش نمی آورد و بوراک را تایید میکند.انها نیز داخل می روند. پدر لروکس نگاه های بدی به بوراک دارد و از اینکه میبیند همه کارکنان آنجا هستند ولی لروکس هنوز در شرکت است، عصبی شده است. لروکس و دمیر دم خانه می رسند. دمیر بخاطر آسیب پای لروکس، دستش را دور گردن او انداخته و داخل می برد. عظمیه این صحنه را میبیند و باز هم تصور میکند که بین دمیر و لروکس چیزی است. او با شیطنت به حیاط برگشته و به همه می‌گوید که لروکس آمده است. همه بلند شده تا آماده شوند. لروکس و دمیر به درب خانه می رسند. لروکس در کیفش در حال گشتن کلید است. او و دمیر خیلی به یکدیگر نزدیک هستند. آنها سرشان را نزدیک هم آورده و می‌خواهند یکدیگر را ببوسند.

قسمت ۲۸ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

همان لحظه ایبو سریع پیش آنها آمده و به لروکس میگوید که همه داخل هستند و خانواده اش بخاطر سوپرایز تولد او نرفته اند.لروکس شوکه شده و از دمیر عذرخواهی می‌کند. دمیر سریع بیرون می رود. لروکس وارد خانه شده و تظاهر میکند که سوپرایز شده است. خانواده او از دیدن سر و وضع خیس و پای آسیب دیده او شوکه می شوند. لروکس به همراه آیدا و مروه به اتاق می رود تا حاضر شود. مروه و آیدا زودتر پایین آمده تا مواظب باشند کسی در مورد دمیر صحبت نکند.

لروکس وقتی آلارا را در مهمانی می بیند، به شدت شوکه می شود. او با بوراک تماس میگیرد تا قضیه را به او بگوید، اما دمیر که پیش ودات رفته و با هم مشغول گلکاری هستند،گوشی اش را نمی‌بیند . لروکس از اینکه چرا بوراک آلارا را آورده است، با بوراک بحث میکند. وقتی مادر لروکس پیش آلارا می رود، لروکس مضطرب می شود که آلارا چیزی به مادرش نگوید.سپس آلارا پیش لروکس آمده و در گوشش می گوید :«رازت پیش من محفوظ میمونه.»
بوراک و فرخ پنهانی داخل خانه رفته و فرخ به تاریکخانه لروکس می رود تا عکسها را بردارد. او هرچه عکس میبیند سریع جمع میکند و بیرون آمده و عکسها را به بوراک میدهد.

کیک تولد آورده شده و همگی دورهم تولد لروکس را جشن میگیرند . بعد از تولد، هنگامی که آلارا میخواهد برود، لروکس دم در او را بدرقه میکند. لروکس میخواهد به او توضیح بدهد که دچار سو تفاهم نشود، اما آلارا میگوید که میداند او خودش را به دمیر چسبانده تا از او سو استفاده کند و خودش را بالا بکشد، ولی او در حد دمیر نیست و دیر یا زود رابطه آنها تمام میشود. لروکس عصبی می شود و به او میگوید که این ماجرا بین خودشان بماند و به کسی چیزی نگوید. آلارا تهدید کردن لروکس را مسخره کرده و میگوید که خیلی کارها از دستش بر می آید تا او را نابود کند. سپس می رود.لروکس با حرص به رفتن او نگاه می‌کند.
شب، اوستا محرم موتور ایبو را درست میکند. ایبو آیدا را به خانه می رساند و میخواهد برود، اما آیدا نگران است که موتور او دوباره خراب شود، برای همین از ایبو میخواهد که شب را در خانه او بماند و روی مبل بخوابد. ایبو قبول میکند.
در ماشین، بوراک به تنهایی نشسته و عکسهایی که از تاریکخانه لروکس دزدیده اند را چک میکند. او هیچ عکس مشکوکی پیدا نمیکند. سپس لای عکس ها بسته ای می بیند که داخلش پر از عکسهای خودش است که لروکس از او پنهانی گرفته است. او یاد حرف فرخ می افتد که یک بار به او گفته بود لروکس به او علاقه دارد، ولی بوراک متوجه این قضیه نیست‌‌ . بوراک با یادآوری این قضیه و دیدن عکس ها، متاثر می شود.

دمیر شب در گلخانه‌ ودات میماند. او صبح وقتی بیدار میشود، متوجه می شود که دیروز لروکس با او بارها تماس گرفته است. او به لروکس زنگ می زند .لروکس میگوید که دیروز اتفاقاتی افتاده، اما الان در حال بردن خانواده خود به ترمینال است و بعد آن با هم صحبت خواهند کرد.
بورا و مروه به محضر رفته و با اینکه شاهد ندارند، نگهبان و آبدارچی آنجا آمده و به عنوان شاهد عقد آنها حاضر می شوند. بورا و مروه بالاخره عقد میکنند و از این قضیه خیلی خوشحال هستند.

هنگامی که لروکس و پدرو مادرش دم درآمده تا ماشین بگیرند، دمیر دم خانه می رسد. لروکس از دیدن او متعجب و خوشحال می شود. دمیر به خانواده لروکس میگوید که از عمه هایش شنیده که می‌خواند بروند و برای بدرقه آمده است. او آنها را به ترمینال می رساند. لروکس از رفتن پدر و مادرش خیلی ناراحت است و از آنها جدا نمی شود. دمیر از دیدن محبت بین آنها و مفهوم خانواده ای که می‌بیند، متاثر می شود. بعد از رفتن آنها ، لروکس ناراحت است و دمیر را بغل میکند.

سریال ترکی دختر سفیر

قسمت ۲۹ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

لروکس و دمیر بعد از ترمینال،به پارک رفته و ساندویچ می خورند. لروکس به دمیر میگوید که حرفهای دمیر در مورد خانواده اش را، وقتی که او با پدرش صحبت می‌کرده شنیده است و از دمیر میخواهد برایش از خانواده خودش بگوید. دمیر باز هم از او میخواهد که در این باره دخالتی نکند. سپس لروکس در مورد اتفاقات تولد و آمدن آلارا و تهدید او صحبت میکند. دمیر مضطرب و شوکه می شود و میفهمد که واقعا با آدم بدی طرف شده اند. دمیر با آلارا تماس میگیرد. آلارا در آتلیه خود مشغول نقاشی چهره دمیر است. او میفهمد که حتما لروکس خبرهای دیروز را به گوش دمیر رسانده و او برای همین تماس میگیرد. آلارا به عمد جواب دمیر را نمی‌دهد.

لروکس و دمیر به شرکت می روند. دمیر از همه میخواهد که برای یک جلسه مهم آماده شوند. او در جلسه به همه اعلام میکند که گیر یک مشتری جانور افتاده اند. همگی از لو رفتن عملیات چیتا می ترسند، اما متوجه می شوند که منظور دمیر به آلارا است. او برای اینکه هیچ بهانه ای دست آلارا نباشد، از بچه ها میخواهد که در عرض یک هفته طراحی تمام پروژه او را تمام کنند. بوراک مخالفت کرده و میگوید که چنین چیزی امکان ندارد و این پروژه خیلی زمان بر است، اما دمیر روی حرف خودش تاکید میکند‌.

لیلا و فیروزه خانم به کافه هپی پای می روند تا اولین روز کاری خودشان را شروع کنند. آنها از اینکه به محیط پاتوق لروکس و همچنین دوستان او نزدیک می شوند خوشحال هستند و فکر میکنند از این طریق بهتر می‌توانند روی رابطه لروکس و دمیر تمرکز کنند.

بچه ها در حیاط جمع می شوند‌‌ و در حال گله از این وضعیت هستند. بوراک لروکس را کنار کشیده و به او میگوید که جفتشان میدانند که اذیتهای آلارا بخاطر علاقه او به دمیر است. او از لروکس میخواهد که زودتر اسن خانم را به شرکت بیاورند تا دمیر را هرچه زودتر فراری دهند و بار دیگر خودشان شرکت را در دست بگیرند. او هنگام صحبت بازوی لروکس را به نشانه محبت میگیرد. لروکس از دمیر دفاع می‌کند و خوبی های او و درست کردن پروژه آقا ییلدیریم را یادآور می شود و از پروژه اسن خانم منصرف شده است. بوراک دلیل طرفداری او از دمیر را درک نمیکند.

آلارا وسایل نقاشی و بوم خود او برداشته و بی خبر به گلخانه ودات می رود و وسایلش را برای نقاشی کشیدن آماده میکند. ودات از آمدن او غافلگیر می شود. آلارا میگوید که از محیط بسته آتلیه خسته شده و قصد نقاشی کشیدن در اینجا را دارد. او در واقع به خاطر حرف کشیدن از ودات در مورد دمیر آمده است و سعی دارد خودش را برای دمیر مناسب نشان دهد و غیر مستقیم میفهماند که بودن دمیر در کنار لروکس برای او خوب نیست. در شرکت همگی سخت مشغول کار هستند تا پروژه را پیش ببرند.

در کافه، لیلا و فیروزه خانم تصمیم میگیرند که شب لروکس و دمیر را جدا جدا به بهانه کاری مهم به کافه دعوت کنند و یک میز رمانتیک برای آنها بچینند و خودشان کافه را ترک کنند تا آنها با هم تنها بمانند.
دمیر به آتلیه آلارا می رود . ‌شاگرد او در را باز کرده و میگوید که آلارا نیست. دمیر اتفاقی، تابلوی نقاشی خودش را در آتلیه می بیند. همان لحظه فیروزه خانم با او تماس گرفته و میخواهد که شب به کافه بیاید زیرا کار مهمی با او دارد.

آنها با لروکس نیز تماس می‌گیرند و همین حرف را می زنند. لروکس قطع کرده و با خودش می‌گوید که نمی‌تواند به آنجا برود زیرا کار دارد. آیدا و مروه و لروکس در حیاط می نشینند تا کمی استراحت کنند. آیدا اعتراف میکند که با ایبو دوست شده است. مروه نیز به آنها میگوید که صبح با بورا ازدواج کرده است و این راز باید بین آنها بماند. لروکس و آیدا شوکه می شوند. لروکس نیز میخواهد اعتراف کند که به دمیر علاقه مند شده، اما همان لحظه آلارا پیش آنها می آید. او شروع به کنایه زدن های غیر مستقیم به لروکس کرده و سپس می رود.
دمیر به خانه می رود. او وسایلش را داخل خانه برده و سپس به اتاق لروکس می رود و با یادآوری خاطرات روزهای اول لبخند می زند.

سریال ترکی دختر سفیر

قسمت ۳۰ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

شب، لروکس و دمیر هیچکدام به دعوت فیروزه خانم به کافه هپی پای نمی روند. ایبو و آیدا، شب به کافه می روند تا به کارهای آنجا رسیدگی کنند. فیروزه خانم و لیلا که رفته اند، به پسری سپرده اند که تا آمدن دو جوان منتظر بماند. آن پسر وقتی آیدا و ایبو را می بیند،به تصور لروکس و دمیر، کافه را تحویل داده و می رود. آیدا و ایبو داخل رفته و از دیدن فضای رمانتیک و میز شام و شمع های اطراف غافلگیر می شوند. آیدا کاغذی روی میز می بیند که از طرف فیروزه و لیلا خانم است. او تصور میکند که آنها این فضا را برای او و ایبو درست کرده اند. آنها خوشحال شده و مشغول شام خوردن می شوند‌.

دمیر زودتر به خانه رفته و شام درست کرده است. لروکس به خانه آمده و وقتی میز شام را چیده شده و آماده میبیند، با تصور اینکه دمیر مهمان دارد، کلافه شده و از اینکه مجبور است بیرون برود گله میکند. دمیر او را پشت میز نشانده و میگوید که این شام را برای خودشان درست کرده است. لروکس که خیلی گرسنه است، خوشحال شده و سریع مشغول خوردن غذا می شود. دمیر از اینکه لروکس غذا را با دست میخورد حرصش میگیرد و لروکس نیز به زور میخواهد دمیر را وادار کند که وسواس نباشد و با لذت با دست غذا بخورد. در این حین، آلارا با دمیر تماس میگیرد. دمیر داخل رفته و جواب آلارا را میدهد. آلارا به دروغ میگوید که تماسهای او را ندیده بود.

دمیر توضیح میدهد که در مورد خبر دادن بابت استارت پروژه و سرعت در تحویل آن تماس گرفته بود. آلارا متعجب شده و میگوید که عجله ای در کار نیست، اما دمیر که در واقع نمیخواهد هیچ بهانه ای دست آلارا باشد، این کار را صحیح میداند. آلارا وقتی میبیند که دمیر در مورد لروکس چیزی نمی‌گوید، از او میخواهد که بیرون بروند تا صحبت کنند. دمیر سر قرار با آلارا می رود. لروکس در این مدت به اتاق دمیر رفته و به او فکر میکند. او تصور میکند که با دمیر است و به عنوان عشق او در کنارش روی تخت دراز کشیده و او را پیتر پن صدا می زند. او سپس به اتاق خودش می رود و ماهی خود را در یک آکواریوم بزرگ و زیبا میبیند. روی کاغذی کنار آکواریوم از طرف دمیر نوشته است تولدت مبارک. او سوپرایز شده و به شدت خوشحال می شود‌. آلارا بحث لروکس را پیش میکشد. دمیر که از دست او کلافه شده، برای اینکه سو تفاهم آلارا مشکل ایجاد نکند به ناچار واقعیت را برای او تعریف میکند و ماجرای خانه را میگوید. آلارا گویا کمی آرام شده و خیالش راحت می شود.

لروکس در خانه مشغول درست کردن پودینگ برای دمیر می شود. دمیر هنگام برگشت به خانه برای لروکس آبنبات چوبی میخرد. او وقتی غیه خانه می رود، در اتاقش پودینگ را همراه یادداشتی از لروکس می بیند. او خوشحال شده و پودینگ را می‌خورد. صبح لروکس با انرژی و خوشحال بیدار شده است. او از دمیر بابت آکواریوم تشکر میکند. کمی بعد بوراک دم در آمده و میخواهد با لروکس سر پروژه محوطه برود. دمیر که پشت دیوار پنهان شده وقتی می شنود که بوراک به لروکس می گوید «خوشگلم»، عصبی می شود. لروکس و بوراک می روند.بچه ها در شرکت نیز به همراه آلارا به ساختمان پرورشگاه برای بازسازی می روند.

لروکس و بوراک در محوطه مشغول حرف زدن هستند که دمیر نیز سر زده به آنجا می آید. بوراک از آمدن او متعجب می شود‌. دمیر بوراک را به بهانه بررسی پروژه به شرکت میفرستد و خودش پیش لروکس میماند. دمیر زیر اندازی پهن کرده و از داخل ماشین پودینگ های لروسم را می آورد و مشغول خوردن می شوند. سپس کمی از رویاهایشان میگویند و در حرفهای دمیر غیر مستقیم علاقه او به لروکس مشخص می شود.

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۳۱ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

آلارا که با آیدا و بورا و اوستا محرم به ساختمان پرورشگاه رفته است، با دستورها و حرفهای غیر منطقی اش آنها را به ستوه می آورد. اوستا محرم از دست او عصبانی شده و آیدا و بورا او را کنترل میکند.
در محوطه‌، لروکس و دمیر نشسته اند که ودات نیز برای سر زدن به محوطه بابت گلکاری سر می رسد. آنها کمی با هم در محوطه قدم می زنند. ودات که حواسش نیست دمیر نمی‌داند که او لروکس را نمی‌شناسد، به روستایی بودن او اشاره میکند. دمیر کنجکاو می شود که ودات این موضوع را از کجا میداند.ودات سریع میگوید که مروه به او گفته بود. آنها کمی قدم زده و سپس ودات می رود. ودات قبل رفتن به دمیر میگوید که با لروکس خوب برخورد کند و از لروکس تعریف میکند.

لروکس و دمیر به سمت شرکت می روند. لروکس میگوید که گرسنه است و آنها لب ساحل رفته تا ساندویچ بخورند.در شرکت، بوراک و فرخ در مورد اسن خانم و تاخیر پروژه حرف می زنند. بوراک از دست دمیر خیلی عصبانی است و فرخ به او نسبت به علاقه داشتن به لروکس شک میکند. مروه که به حیاط آمده بود ، صدای آنها را می شوند و شوکه می شود . او پیش آیدا رفته و میگوید که گویا بوراک به لروکس علاقه مند شده است. عظمیه نیز پیش آنها آمده و حرفهایشان را می شنود.

آلارا به شرکت می آید و وقتی متوجه می شود دمیر حضور ندارد، به اتاق او رفته و روی میزش بلیت سفر به پاریس را میگذارد که قرار است آنجا جلسه ای برای معرفی پروژه پرورشگاهشان برگزار شود. او همچنین یادداشتی گذاشته و داخل آن می نویسد که میخواهد برای چند روز دمیر را بدزدد و به سفر بروند. بوراک وارد اتاق شده و بر سر اینکه آلارا اصرار به به دست آوردن دمیر دارد با او بحث میکند و از او میخواهد که کمی سنگین رفتار کند، و باید صبر کند تا مرد به سراغ او بیاید. آلارا که متوجه علاقه او به لروکس شده از او میخواهد که خودش به عنوان یک مرد،به لروکس ابراز علاقه کند، تا قبل از اینکه دمیر و لروکس ازدواج کرده باشند!

لروکس و دمیر بعد از غذا کمی قدم می زنند. لروکس در میان حرفهای دمیر، می فهمد که ودات نزدیکترین فرد زندگی اوست و به او اعتماد کامل دارد. برای همین، از اینکه ودات بخاطر او به دمیر دروغ گفته است، ناراحت شده و عذاب وجدان می‌گیرد. آنها به سمت شرکت می روند. دم در شرکت، لروکس طاقت نیاورده و حقیقت را به دمیر می گوید. دمیر با عصبانیت به اتاق خودش می رود. او با یادآوری حرفهای ودات، تازه متوجه می شود که او به لروکس علاقه مند شده بود. دمیر گریه اش میگیرد. او چشمش به بلیت و یادداشت روی میز می افتد. لروکس وارد اتاق او می شود. دمیر با آلارا تماس گرفته و مقابل لروکس به او میگوید که موافق سفر است. لروکس ناراحت شده و میخواهد از اتاق بیرون برود. او معنی ناراحتی بیش از حد دمیر بخاطر یک دروغ ساده را نمیفهمد. آنها با یکدیگر بحث میکنند. لروکس میخواهد از اتاق برود که دمیر دست او را میگیرد.

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۳۲ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

همان لحظه عظمیه وارد اتاق می شود. او با تعجب به آنها نگاه کرده و به دمیر خبر میدهد که مهمان دارد. دمیر میگوید هرکسی که هست او را منتظر بگذارد. عظمیه تاکید میکند که مهمان، آقا ییلدیریم است. لروکس دست دمیر را رها کرده و با گریه از اتاق بیرون می آید. همه از دیدن حالت او تعجب می کنند. لروکس به حیاط می رود و گریه میکند. آیدا و مروه پیش او می روند. لروکس از اینکه دروغ های زیادی به دمیر گفته ناراحت است و خودش را مقصر میبیند و از طرفی رفتن او به پاریس با آلارا برایش سنگین است. او میخواهد کمی تنها باشد.
آقا ییلدیریم به اتاق دمیر می رود . او از دمیر بخاطر رسیدگی به پروژه ها و انگیزه ای که به آلارا داده تشکر میکند و او را مسبب نزدیک شدن آلارا به او و شرایط مطلوب اخیر می داند.

لروکس کمی بعد پیش بقیه می رود. بوراک کنجکاو علت حال لروکس است. لروکس به همه می‌گوید که حالش مساعد نیست و از اینکه دروغهای زیادی به دمیر گفته ناراحت است و تصمیم دارد در مورد عملیات چیتا نیز که خودش آن را شروع کرده، به دمیر حقیقت را بگوید. بوراک نگران می شود و سعی دارد نظر لروکس را عوض کند.لروکس میگوید که به دمیر چیزی نمیگوید، اما از بوراک میخواهد که آمدن اسن خانم را لغو کنند. فرخ و بوراک با نگرانی به یکدیگر نگاه میکنند. بعد از رفتن آقا ییلدیریم، دمیر از اتاقش بیرون آمده و از لروکس میخواهد که بروند.

آنها به خانه می روند. دمیر از لروکس میخواهد که مشکلش را برای او توضیح بدهد. لروکس همچنان علت این رفتار دمیر را بخاطر یک دروغ ساده متوجه نمی شود. دمیر میگوید که دروغ او باعث جابجایی خیلی از مهره های دیگر شده و روی چیزهای دیگری تاثیر داشته است. لروکس با عصبانیت به رابطه عاشقانه بین آلارا و دمیر طعنه می زند و با خشم به اتاق دمیر می رود و برای سفر او چمدان می‌بندد. دمیر سعی دارد لروکس را آرام کند. او خودش نیز گریه اش میگیرد. لروکس از دیدن این صحنه متعجب می شود. همان لحظه در می زنند. لروکس دم در می رود و بوراک را میبیند که اصرار دارد بخاطر بهتر شدن حال او برای نهار بیرون بروند. لروکس به ناچار همراه او می رود. لیلا و فیروزه خانم در کافه راجع به شب گذشته حرف می زنند و از اینکه به هدفشان رسیده اند خوشحالند. آنها تصور میکنند که دمیر و لروکس به کافه آمده اند.

آیدا و مروه که نگران لروکس هستند، پیش ایبو می روند و به او می‌گویند که گوشی لروکس خاموش است. آنها پیش ایبو می روند و از او می‌خواهند که پیش دمیر برود و از لروکس خبری بگیرد.
بوراک و لروکس به رستوران می روند. بوراک بخاطر ناراحتی لروکس تصور میکند که دمیر به او تجاوز کرده است اما لروکس میگوید که چنین چیزی نیست و او اشتباه فکر میکند. بوراک علت ناراحتی بیش از حد لروکس را نمی‌فهمد. آلارا با بوراک تماس گرفته و میگوید که با او کار دارد. بوراک سعی دارد وقت دیگری با او قرار بگذارد اما آلارا به اصرار آدرس رستوران را میگیرد. بعد از رفتن لروکس، آلارا که منتظر رفتن او بوده سر میز پیش بوراک می آید. او با خوشحالی به بوراک خبر میدهد که قرار است با دمیز به پاریس برود و بعد از آن دمیر عاشق او شده و وارد رابطه خواهند شد.

قسمت ۳۳ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

ایبو به خانه پیش دمیر می رود و از او سراغ لروکس را می گیرد. دمیر خودش را بی تفاوت نشان داده و میگوید که لروکس بیرون رفته است و از او خبری ندارد.
لروکس به پناهگاه سگها می رود و مشغول بازی با آنها می شود. ایبو که حدس می زند لروکس به آنجا رفته باشد، خودش نیز به پناهگاه می رود. او لروکس را سرگرم بازی با سگ ها می بیند. آنها با یکدیگر صحبت میکنند و لروکس پیش ایبو نیز از دمیر و اتفاقات اخیر گله میکند. ایبو که میداند لروکس برای دمیر مهم است، به او پیام داده و میگوید که لروکس را پیدا کرده است و نگران نباشد.

آیدا و مروه به کافه هپی پای می روند. فیروزه و لیلا خانم از حرفهای آنها متوجه می شوند که لروکس امروز کمی ناخوش احوال بوده و بخاطر مشکلات شرکت و بحث با رئیسش عصبی است. آنها کنجکاو ماجرا می شوند. آیدا و مروه وقتی می‌فهمند که ایبو لروکس را پیدا کرده است، سریع بیرون آمده تا پیش او بروند. آیدا هنگام رفتن از لیلا و فیروزه خانم بابت شب رمانتیک گذشته تشکر میکند. آنها شوکه شده و میفهمند که دمیر و لروکس دیشب به آنجا نیامده اند.
دمیر در خانه به اتاق لروکس می رود. او با ماهی لروکس شروع به درد و دل میکند و از اینکه متوجه شده ودات از لروکس خوشش آمده اما وقتی فهمیده او کیست این قضیه را پنهان کرده ناراحت است.

ایبو لروکس را به خانه آیدا می برد. آیدا و مروه و لروکس مشغول صحبت می شوند. لروکس در مورد سفر دمیر به پاریس به همراه دمیر عصبی است و با آنها نیز در این مورد صحبت کرده و آلارا را در حد دمیر نمی داند.
فیروزه و لیلا خانم به خانه پیش دمیر می آیند. آنها سعی دارند در مورد مشکل لروکس در شرکت سر در بیاورند و از اذیت های رییس شرکت پیش دمیر گله میکنند. دمیر نیز به عمد به رئیس لروکس حق داده و میگوید که حتما لروکس خطایی انجام داده است. فیروزه و لیلا خانم متوجه می شوند که مشکلی بین لروکس و دمیر است و گویا آنها با یکدیگر دعوا کرده اند.

دمیر تا شب در خانه است و گاهی یاد لروکس و خاطرات روزهای اول می افتد. او چند بار برای لروکس پیام می نویسد تا بداند که او کی به خانه برمی‌گردد اما از ارسال آن منصرف می شود. در عوض بوراک به لروکس پیام داده و برای حال او ابراز نگرانی میکند.
لروکس تا شب در خانه پیش آیدا و مروه است و با یکدیگر صحبت میکنند. او آخر شب به خانه برمی‌گردد و در تراس دمیر را میبیند که روی مبل خوابش برده است. او روی دمیر پتو می اندازد. دمیر بیدار شده از او میپرسد که کجا بوده است‌. لروکس نیز میگوید که در خانه آیدا بوده است. آنها هر دو شب را با ناراحتی می خوابند.
بعد از رفتن بچه ها، ایبو به خانه آیدا می آید تا شب به خیر گفته و برود اما آیدا اورا نگه داشته و با یکدیگر فیلم میبیند. ایبو شب را در خانه آیدا مانده و روی کاناپه خوابشان می برد.

قسمت ۳۴ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

یک هفته تمام، هر روز اعضای گروه شرکت آرتمیم معماری، روی پروژه آلارا کار می‌کنند و بالاخره آن را به اتمام می‌رسانند.
آنها به همین مناسبت بعد از یک هفته کار، اتمام این پروژه را در شرکت جشن میگیرند. همگی از روند و نتیجه کارشان راضی و خوشحال هستند.
لروکس به اتاق دمیر می رود‌. او روی میز دمیر پاسپورتش را میبیند و به فکر فرو می رود.
آلارا به شرکت آمده و مدام در مورد سفر پاریس با دمیر صحبت میکند. او به دمیر در مورد رستوران و برنامه های مفرحی که برای سفرشان ترتیب دیده است صحبت میکند و از دمیر میخواهد که به جای دور روز، یک هفته در پاریس بمانند تا علاوه بر کنفرانس کاری خوش بگذرانند. لروکس که گوشه ای ایستاده حرفهای آن را می شنود و حرص می خورد. دمیر به آلارا میگوید که این سفر بخاطر کار است و آنها پروژه های دیگری نیز دارند که باید به آنها رسیدگی کند و همان دو روز کافیست. لروکس با عظمیه صحبت کرده و با ناراحتی میگوید که کاش راهی بود تا دمیر از رفتن به پاریس منصرف شود.

اوستا محرم به کافه هپی پای می رود تا به بهانه تبریک شغل جدید لیلا و فیروزه خانم لیلا را ببیند. آنها از لروکس خبر میگیزند و فکر میکنند با آنها قهر کرده است اوستا محرم میگوید که او اخیرا درگیر پروژه ای بوده و وقت نداشته است وگرنه او با کسی قهر نمی‌کند. لیلا و فیروزه خانم از حرفهای اوستا محرم متوجه می شوند که دمیر رئیس شرکت لروکس است. آنها از شنیدن این موضوع شوکه می شوند. در جشن شرکت، آلارا پیش آیدا و مروه و لروکس می آید و چند دست لباس به آنها نشان می دهد و میگوید در انتخاب آنها برای بردن به پاریس مردد است و میخواهد لباسی ببرد که دمیر خوشش بیاید. او به عمد با حرفهایش میخواهد لروکس را حرص بدهد. لروکس نیز با طعنه به او میگوید که فرد داخل لباس از خود لباس مهم تر است.

دمیر به اتاق خود و دنبال پاسپورتش میگردد. کمی بعد لروکس نیز به اتاق دمیر می رود. دمیر طلبکارانه از لروکس میخواهد که بچه بازی نکند و پاسپورت او را پس بدهد. لروکس میگوید که پاسپورت را برنداشته است. آنها یکدیگر بحث میکنند. وقتی لروکس بیرون می آید، عظمیه پیش او آمده و میگوید که پاسپورت دمیر را برداشته است تا دمیر نرود. لروکس از این کار او ناراحت شده و از او میخواهد که پاسپورت را پس بدهد. همان لحظه دمیر بیرون آمده و پاسپورت را دست عظمیه می‌بیند. عظمیه میگوید که بخاطر شلوغی آن را از روی میز برداشته بود تا گم نشود.
لروکس با ناراحتی بیرون می آید تا به خانه برود. دمیر پست سر او آمده و با اصرار او را سوار ماشین میکند تا با یکدیگر بروند. منی بعد آلارا وقتی متوجه می شود که دمیر وسط مهمانی رفته است متعجب می شود.
در خانه ودات با دمیر تماس گرفته و اصرار دارد تا یکدیگر را شب ببینند، زیرا از سردی رفتار اخیر دمیر ناراحت است و علت این رفتارش را نمی‌داند.

شب، بوراک پیش فرخ می رود. فرخ با خوشحالی به او خبر میدهد که غیر مستقیم اسن خانم را لو داده است و او دستگیر شده و دیگر نیازی به استرس و ترس پولشویی نیست.
دمیر به همراه ودات به رستوران می رود. لروکس در خانه تنها است. کمی بعد ، آلارا برای دیدن دمیر دم در آنها می آید. او وقتی میفهمد که دمیر خانه نیست، داخل آمده تا منتظر او بماند.لروکس از دیدن این وضعیت عصبی می شود.
در رستوران ودات سعی دارد از زبان دمیر حرف بکشد تا علت رفتار او را بفهمد. دمیر به او میگوید که سعی کند تنها نباشد و دنبال فردی که میخواهد برود. ودات از حرفهای او سر در نیاورده و از دمیر میخواهد که به فکر تنهایی او نباشد. آنها مشروب خورده و مست میکنند.

قسمت ۳۵ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

آلارا با پررویی به اتاق دمیر می رود و روی تخت او منتظر می نشیند. لروکس به اتاق آمده و وقتی آلارا را در آنجا می بیند، حرصش میگیرد. آلارا به او با کنایه میگوید که در حال بردن دمیر است تا لروکس چند روزی را در خانه راحت باشد.
لروکس به اتاق خودش می رود. آیدا و مروه با او تماس گرفته و میگویند که قصد رفتن به سینما دارند و از لروکس نیز می‌خواهند همراهشان بیاید. لروکس با کلافگی توضیح میدهد که آلارا آمده است و نمی‌تواند بیاید. او باز هم از اینکه دمیر میخواهد با آلارا به سفر برود گله میکند. آیدا و مروه طبق رفتارهای دمیر و آلارا حدس می زنند که دمیر قصد سفر رفتن ندارد و سفر واقعا کاری است. اما دمیر بخاطر آلارا چیزی نمی‌گوید و در دقیقه نود میخواهد بوراک را بفرستد. لروکس از تصور این احتمال خوشحال می شود، زیرا از دمیر ذوق و واکنشی مثل آلارا، برای رفتن نمیبیند‌. دمیر در رستوران از ودات میخواهد که به خانه آنها بیاید. او با اصرار ودات را می برد.

لروکس از دیدن ودات خوشحال شده و با او صمیمی برخورد میکند. دمیر از دیدن این صحنه معذب شده و حرص می خورد. آلارا پیش آنها آمده و وقتی لروکس و دمیر به آشپزخانه می روند، آلارا سعی دارد از زبان ودات در مورد لروکس و رابطه او با دمیر حرف بکشد. او مدام سعی دارد لروکس را تحقیر کند.
آنها چهارتایی در تراس نشسته و آلارا دوباره از برنامه های سفر صحبت میکند. او لروکس را نادیده گرفته و فقط با دمیر و ودات صحبت میکند و برای سری بعد پیشنهاد سفر سه نفره را میدهد. آلارا به بهانه آماده کردن وسایلش زودتر می رود . دمیر برای بدرقه او می رود.

وقتی ودات و لروکس تنها می شوند، ودات متوجه می شود که لروکس به دمیر، در مورد اینکه او به دمیر دروغ گفته توضیح داده است، و تازه میفهمد که علت سرد شدن رفتار دمیر با او بخاطر چه چیزی بوده است. ودات کمی بعد می رود. او دم در دوباره با دمیر صحبت کرده و از او میخواهد که هوای لروکس را داشته باشد. بعد از رفتن ودات، دمیز به اتاقش می رود تا چمدانش را ببندد. لروکس با ناراحتی پیش او می رود و در مورد ساعت حرکتش می پرسد. دمیر میگوید که صبح زود می رود. او از لروکس میخواهد که مواظب خودش باشد و درها را قفل کند. لروکس به اتاقش رفته و میخوابد. او خواب میبیند که بیدار شده و میبیند ماهی اش داخل آکواریوم نیست. سپس با نگرانی به اتاق دمیر رفته و می‌بیند دمیر نیز در اتاق نیست و اتاق او خالی است. بز و لاک پشت او نیز ناپدید شده اند.سپس برق خانه می رود.

لروکس وحشت زده شده در خواب دمیر را صدا می زند. دمیر که چمدان به دست است، با شنیدن صدای لروکس فوری به طبقه بالا رفته و او را که کابوس دیده است بغل میکند. لروکس با گریه میگوید :«همتون رفته بودید. ترو خدا نرو. منو تنها نزار» . دمیر او را آرام کرده و میگوید جایی نمی رود. وقتی لروکس آرام می شود ، دمیر او را به حیاط می برد تا کمی هوا بخورد. لروکس روی شانه دمیر خوابش می برد. هوا روشن شده و آلارا با ماشین دم در خانه می آید. او منتظر دمیر است و مدام بوق می زند. دمیر لروکس را بغل کرده و به اتاقش می برد. سپس ساکش را برداشته و سوار ماشین آلارا می شود. لروکس از جایش بلند شده و از پنجره با ناراحتی به رفتن آنها نگاه می کند.

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۳۶ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۳۷ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۳۸ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۳۹ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۴۰ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۴۱ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۴۲ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

سریال ترکی لروکس / هرجایی

قسمت ۴۳ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۴۴ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۴۵ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۴۶ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۴۷ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۴۸ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۴۹ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۵۰ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۵۱ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۵۳ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

سریال ترکی لروکس / همه جا تو

قسمت ۵۵ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

امتیاز کاربران: ۳.۹۳ ( ۴۷ رای)
برچسب ها

وبگردی

نوشته های مشابه

دیدگاه بگذارید

avatar
  ایمیل برای اطلاع رسانی  
بهم خبر بده
دکمه بازگشت به بالا