خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال نوبت لیلی

سریال نوبت لیلی به کارگردانی و تهیه کنندگی روح‌الله حجازی ساخته شده است که خلاصه داستان قسمت اول تا آخر آن را در این مطلب مطالعه می کنید. این سریال هر هفته دوشنبه ها ساعت ۲۰:۰۰ از پلتفرم نماوا پخش خواهد شد.

داستان کامل قسمت هفتم سریال نوبت لیلی

قسمت هفتم سریال نوبت لیلی

روح انگیز با لیلی دختر کوچکش و همایون در یک رستوران بین راهی صبحانه می خورند و لیلی دلیل این که به این سفر آمده اند را می پرسد و روح انگیز می گوید که برای شناختن گذشته آمده ایم و باید بهش افتخار کنیم و از هفت پیکر و بهرام گور حرف می زند و برایش یکی از غزل های نظامی گنجوی به اسم لیلی و مجنون را می خواند که لیلی گمان می کند اسمش رو از روی این شعر انتخاب کرده اما روح انگیز بهش می گوید تورو تو رویا دیدم که اسمت لیلی بود برای همین اسمتو گذاشتم لیلی…

داستان کامل قسمت ششم سریال نوبت لیلی

قسمت ششم سریال نوبت لیلی

آرش از کنار مرد می رود که مشخص می شود سیمبا سگ لیلی هم کنار این مرد است.
گذشته
مردی که همایون گمان می کرد خودش است به داخل خانه رفته، بالای سر همایون چیزی می نوشد و سنگی را مقابل بینی او می گیرد و به داخل اتاقی که روح انگیز نگارگری را قایم کرده می رود و آن را بر می دارد.
همایون و آن مرد با هم رو به رو به می شوند که اول همایون به سمتش حمله می کند اما بعد از آن پا به فرار می گذارد که در حیاط مرد از دستش فرار می کند و کمی آن طرف تر روی زمین می افتد و همانجا غیب می شود.

داستان کامل قسمت پنجم سریال نوبت لیلی

قسمت پنجم سریال نوبت لیلی

عده ای در یک فضای سبز که برای همان عمارت روح انگیز است، مشغول تفریح هستند و خانم مسنی مقابل یک نقاش ایستاده است و خانم جوانی نقاشی اش را می کشد که بعد از مدتی خستگی را بهانه می کند و به داخل عمارت می رود.
روی دیوار عمارت پوستر های آنتیگون که لیلی در آن ایفای نقش کرده است، چسبیده شده است.
پیرمردی که از تمنا خاستگاری کرده است در همان عمارت حضور دارد. مردی که عمارت را از روح انگیز خریده بود به پیرمرد می گوید که اگر دست از پا خطا کند و به سمت دختر همایون اتحاد برود، او را لو می دهد تا آبرویش نیز برود.

داستان کامل قسمت چهارم سریال نوبت لیلی

قسمت چهارم سریال نوبت لیلی

زن دوباره از طریق همان راهی که به دنیای دیگری رفته بود به جای دیگری می رود اما آن جا را غریبه می بیند و باز هم جا به جا می شود تا به محل زندگی خودش برگردد و دستش که همچنان خون ریزی دارد را محکم گرفته است.

لیلی همانطور ترسیده به بی رخ زل زده است که او چیزی مقابلش می گیرد و لیلی با گفتن اسم بی رخ همان جا سر جایش می افتد که خواهرش به بالای سرش می رود و او و کتاب را می بیند و بهش کمک می کند و با خودش به داخل خانه می برتش، آن ها فکر می کنند که دزد آمده و لیلی ترسیده اما لیلی برای آن ها تعریف می کند که بی رخ را دیده و نزدیک بوده بمیرد که بعدش با یک بوی خوش حالم بهتر شد و الانم…

داستان کامل قسمت سوم سریال نوبت لیلی

قسمت سوم سریال نوبت لیلی

لیلی مقابل یک آینه ایستاده است و رو به بچه ی دیگری می گوید که روزی که از ولایتمون رفتم همین لباس تنم بود و سیگاری روشن می کند که سرفه اش می گیرد و به سوال دختر بچه که می پرسد اون چیه دستش جوابی نمی دهد. دختر بچه هم مثل لیلی بر این باور است که از یک دنیای دیگه آمده و با هم درباره گذشته ها حرف می زنند و لیلی از عشقی که به مرد دیگری در زندگی دیگرش داشته برای او حرف می زند.

داستان کامل قسمت دوم سریال نوبت لیلی

قسمت دوم سریال نوبت لیلی

لیلی بزرگ شده است و در یک جمع که در نقطه مرکزی آن است حرف می زند و از آرزوی بچگی هایش می گوید که عمیقا دوست داشته دنیا را تغییر بدهد و بدی ها را از بین ببرد و از همه مهم تر زنده ماندن همیشگی مادر ها است و آخر به خواسته مادرش و داستان نگارگری می رسد و آن را که حالا سال ها ازش گذشته را به همراه داستان دنیا های موازی که از پدرش شنیده را برای همه تعریف می کند.

داستان کامل قسمت اول سریال نوبت لیلی

روحی در خانه اش از درون گاو صندوق کاغذی را نگاه می کند و به داخل اتاق دیگری می رود که دخترش به داخل اتاقشان می رود و مادرش را صدا می کند، اما با پیدا نکردن او به سراغ وسایلی که مادرش داشت می دید، می رود که مادرش از راه می رسد. او می گوید که چند ساعت دیگه عروسی شروع می شه و همایون پدرش هم باید زودتر بیدار شود. مادرش که می خواهد وسایلش را قایم کند او را به دنبال نخود سیاه می فرستد که دختر شیطون دم دمای رفتن جیغ می کشد تا پدرش بیدار شود و می رود.

قسمت اول سریال نوبت لیلی

 

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا