خلاصه داستان قسمت ۱۱ سریال ترکی دختران آفتاب

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۱ سریال ترکی دختران آفتاب را مشاهده می فرمایید. با ما همراه باشید. این سریال ترکی به کارگردانی Metin Balekoğlu در ژانری درام، کمدی، رمانتیک در ۱ فصل ۳۹ قسمتی در استانبول ساخته شده است. تهیه کنندگان سریال دختران آفتاب اسماعیل گوندوگو و اینچی کرهان می باشند. این سریال یک مجموعه تلویزیونی ترکیه‌ای با بازی امره کینای، اوریم آلاسیا، تولگا ساریتاش و بورجو اوزبرک و هانده ارچل است.

قسمت ۱۱ سریال ترکی دختران آفتاب

خلاصه داستان قسمت ۱۱ سریال ترکی دختران آفتاب

جان و پری به سمت خانه می روند. آنها در مسیر، متوجه می شوند که یکی از همسایه ها در حیاط خود مشغول کتک زدن و اذیت کردن سگ خود است. پری به شدت عصبانی شده و با آن مرد دعوا میکند. مرد همسایه آنها را از حیاط بیرون میکند و اجازه دخالت نمی‌دهد. پری به جان میگوید که هر طور شده باید آن سگ را از دست آن مرد نجات بدهد. مرت و نازلی، ساواش را که بیهوش است به خانه و اتاقش می برند. مرت می رود و نازلی پیش ساواش میماند و نگران اوست. ساواش در خواب و بیداری هذیان گفته و از احساسش به ملیسا می‌گوید. نازلی از وضعیت ساواش ناراحت شده و از آنجا می رود. در مهمانی،توچه پیش سلین آمده و به عمد ماجرای قراداد ازدواج گونش را به روی او می آورد. سلین با شنیدن این خبر شوکه شده و سپس با توچه دعوا میکند و از آنجا می رود. او به خانه می رود و برای گونش که مجبور به قبول قرارداد ازدواج شده، ناراحت می شود اما چیزی به روی او نمی آورد. گونش آماده شده و به رستوران پیش هالوک و دوستان او می رود. سلین پیش پری می رود و ماجرای قرارداد ازدواج را به او می‌گوید.

نازلی از پشت در این حرف را می شنود و به شدت عصبانی می شود.او پیش رعنا می رود و بابت این قضیه او را مقصر می‌داند و با او دعوا میکند. سپس به همراه دخترها به سمت رستوران می رود تا گونش را به طلاق از هالوک و برگشتن سر زندگی خودشان راضی کند. سلین و پری سعی دارند او را آرام کنند تا آبروریزی نکند‌. در رستوران، نازلی با عصبانیت با هالوک و گونش دعوا میکند و از مادرش میخواهد به ازمیر برگردند، اما گونش از او میخواهد که شرایط زندگی جدید را بپذیرد و در کارهای او دخالت نکند. شب وقتی همه به خانه می روند، هالوک که فهمیده است علی خبر قرارداد ازدواج را به گوش بچه ها رسانده، سراغ علی می رود تا او را کتک بزند، اما رعنا به آنجا آمده و سریع جلوی هالوک را می‌گیرد. علی نیز به خانه مادرش می رود. صبح، گونش بخاطر اتفاقاتی که افتاده با هالوک صحبت کرده و میگوید که از عاقبت این شرایط میترسد و باید فکرهایش را بکند و برای ادامه دادن تصمیم بگیرد. در خانه سویلای، او که قرار است بیرون برود، به علی پیشنهاد میدهد که دوستانش را به خانه دعوت کند تا آنها نباشد.

۰ ۰ آرا
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن