خلاصه داستان قسمت ۱۵ سریال ترکی ضربان قلب + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۵ سریال ترکی ضربان قلب (نبض) را می توانید مطالعه کنید. ژانر این سریال عاشقانه و رمانتیک است، سریال ضربان قلب محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی مشترک یوسف پیرهسان و آیتاچ چیچک در شبکه های ترکیه پخش شده و حال در سال ۲۰۲۱ روی آنتن شبکه ریور پخش می شود. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Gökhan Alkan(علی)–Öykü Karayel(ایلول)–Ege Kökenli–Ali Burak Ceylan–Hakan Gerçek–Fatih Dönmez–Barış Aytaç–Burcu Türünz– Başar Doğusoy– Selahattin Paşalı.

قسمت ۱۵ سریال ترکی ضربان قلب (نبض)
قسمت ۱۵ سریال ترکی ضربان قلب (نبض)

خلاصه داستان سریال ترکی ضربان قلب

خلاصه داستان سریال ترکی ضربان قلب درباره زندگی شخصیت ایلول است که به خاطر پدر و مادرش کودکی سختی را پشت سر گذاشته است و در دوران دبیرستان پدرش او را در خانه ی مادر بزرگش در شهر مارماریس ترک نموده و تنها گذاشته است رفتن او پیش مادر بزرگش ، برای او فرصتی هست که زندگی اش را از نو درست نماید وی همچنین به وسیله ی آشنایی با علی زندگی اش را از نو خواهد ساخت….

قسمت ۱۵ سریال ترکی ضربان قلب (نبض)

ایلول با وحشت از ماشین پیاده می شود و بالای سر محمد می رود و میبیند که از دهان او خون می آید. راننده ماشین به آمبولانس خبر میدهد. علی از پشت خط می فهمد که تصادفی اتفاق افتاده است. ایلول می بیند که محمد بیهوش نیست و به او میگوید : دست و پاتو تکون بده، و میبیند که حرکت میکند. علی به آنجا می رسد و محمد را معاینه میکند و میفهمد که گردن و قفسه سینه او آسیب دیده است. محمد را سریع به بیمارستان می رسانند.
در بیمارستان نسرین به ودات غر می زند که چرا ایلول به آنها رسیدگی نمیکند و عمل او را انجام نمی‌دهد. ودات میگوید: عمل رو دکتر دیگه ای انجام میده. من ده سال پیش اونو خونه مادربزرگش رها کردم و سراغشو نگرفتم و نفهمیدم چطور بزرگ شده و دکتر شده. تو خیلی پررو هستی. او عصبانی شده و از اتاق می رود. در بیمارستان علی به محمد رسیدگی میکند و خطر مرگ رفع می شود. ایلول متوجه می شود یک بخیه دیگر در شکم محمد وجود دارد. او نگران محمد است و گریه میکند. قرار است محمد را عمل کنند و وضعیت سابقه بیماری او را از دکتر میخواهند. سینان به آنجا آمده و میخواهد به محمد رسیدگی کند و وضعیت او را از فاتح می پرسد. ایلول از این قضیه حرصش میگیرد و از نظر و کارهای سینان ایراد میگیرد. علی که وضعیت را نامناسب میبیند ایلول را از اتاق بیرون میکند و میخواهد او را آرام کند و می‌گوید سینان از بهترین دکترهای آنجاست. ایلول میگوید: ولی اون مادر بزرگ منو کشته. علی میگوید: ولی ما دلیل کافی نداریم. ایلول از اینکه علی او را باور ندارد ناراحت می شود.
سینان بیرون می آید و به علی میگوید که وزیر تماس گرفته و خواسته است یک بیمار خاص که ورزشکار است به بیمارستان می آید و علی باید او را عمل کند. ایلول به محمد سر می زند. سلیم می آید و محمد را میبیند و او را می شناسد. او به علی میگوید که باید این پسر را از ایلول دور کنند زیرا دست از سر او برنمی‌دارد. دکتر میگوید که محمد ثبلا با سلاح گرم تیر خورده و وقتی که دستگیر شده، مداوا شده. ایلول یادش می آید هنگامی که محمد برای او در پاکت پول آورده بود، به او نگفته بود که از کجا آورده است. علی از ایلول میخواهد که او عمل محمد را انجام ندهد زیرا اگر اتفاقی بیفتد او ناراحت می شود. ایلول قبول نمیکند و می‌گوید قوی است و به خودش اعتماد دارد.
بهار سوار آسانسور می شود. ناگهان برق قطع می شود و آسانسور گیر می‌کند. بهار سعی دارد دیگران را آرام کند. یک نفر حالش بد شده و استفراغ میکند و از حال می رود. بهار به او کمک میکند تا تنفسش برگردد و حال او بهتر بشود.
ایلول پیش محمد می رود و به او امید میدهد که خوب می شود. محمد از او میخواهد که خودش او را جراحی کند. ایلول قبول میکند به شرطی که او بگوید که آن زمان پول را از کجا آورده بود. محمد میگوید که بعد از عمل میگوید.
سلیم پیش ضیا می رود. ضیا میگوید‌ که ایلول باید از این بیمارستان برود. سپس پروند های شکایت از ایلول را به او میدهد.‌سلیم میگوید این مساله به ازدواج علی و بهار مربوط میشه. شما میخواین بهار رو وسیله قرارداد میکنید. ضیاء میگوید: بهتره ایلول خودش بره تا محبوب به اخراجش نشیم. سلیم از اینکه ضیاء یه حرفهای سینان و سلیمان گوش میدهد ناراحت می شود. ایلول میخواهد برای عمل محمد برود که متوجه می شود سینان میخواهد او را انجام بدهد. او عصبی شده و با سینان بحث میکند. علی به آنجا می رود و سینان از او میخواهد دستیارش را ببرد. علی به زور ایلول را بیرون می برد و به او میگوید کار اشتباهی کرده است و نباید نگران محمد باشد.
۰ ۰ آرا
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن