خلاصه داستان قسمت ۱۶ سریال ترکی ضربان قلب + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۶ سریال ترکی ضربان قلب (نبض) را می توانید مطالعه کنید. ژانر این سریال عاشقانه و رمانتیک است، سریال ضربان قلب محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی مشترک یوسف پیرهسان و آیتاچ چیچک در شبکه های ترکیه پخش شده و حال در سال ۲۰۲۱ روی آنتن شبکه ریور پخش می شود. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Gökhan Alkan(علی)–Öykü Karayel(ایلول)–Ege Kökenli–Ali Burak Ceylan–Hakan Gerçek–Fatih Dönmez–Barış Aytaç–Burcu Türünz– Başar Doğusoy– Selahattin Paşalı.

قسمت ۱۶ سریال ترکی ضربان قلب (نبض)
قسمت ۱۶ سریال ترکی ضربان قلب (نبض)

خلاصه داستان سریال ترکی ضربان قلب

خلاصه داستان سریال ترکی ضربان قلب درباره زندگی شخصیت ایلول است که به خاطر پدر و مادرش کودکی سختی را پشت سر گذاشته است و در دوران دبیرستان پدرش او را در خانه ی مادر بزرگش در شهر مارماریس ترک نموده و تنها گذاشته است رفتن او پیش مادر بزرگش ، برای او فرصتی هست که زندگی اش را از نو درست نماید وی همچنین به وسیله ی آشنایی با علی زندگی اش را از نو خواهد ساخت….

قسمت ۱۶ سریال ترکی ضربان قلب (نبض)

اسما به ایلول زنگ می زند و او جواب نمی‌دهد آلپ وارد کافه شده و سفارش غذا میدهد و ضمن صحبت میگوید: مادرم منو دم کلانتری رها کرده و رفته و هیچوقت مادر نداشتم. اسما ناراحت می شود و میگوید: پس هروقت اینجا اومدی بهت غذاهایی میدم که مامانها درست میکنن. علی به ایلول میگوید که عمل با موفقیت پیش رفته است. ایلول از او عصبی است و میگوید کارش بچگانه بوده است. علی میگوید گاهی بچه بودن خوب است. ایلول میگوید اما نه برای من. سپس از خاطرات بد کودکی اش میگوید و زمانی را تعریف میکند که پیش مادرش به رخت خواب رفته بود اما مادرش قرص خورده و خودش را کشته بود و در تخت مرده بود. علی برای او ناراحت می شود. ایلول از علی در مورد حرف مهمی که قبل از تصادف میخواست بزند سوال میکند. علی میگوید که الان وقتش نیست و بعدا صحبت میکنند.
به ایلول خبر میدهند که عمل محمد تمام شده و به بخش مراقبت های ویژه رفته است. سینان ای ایلول به خاطر کارش ایراد میگیرد و می‌گوید: بخیه هایی که زده بودی مشکل ایجاد کرده بود. اگه خواستی بخاطر رفتارت عذرخواهی کنی من تو اتاقم هستم. ایلول با خودش میگوید: این تو هستی که باید عذرخواهی کنی. آلپ بین حرفهایش با اسما میگوید که دوست ایلول، محمد تصادف کرده بود. اسما دستپاچه شده و سریع به بیمارستان می رود. ایلول به او میگوید مشکلی نیست و خطر رفع شده است.

سینان داخل اتاق علی نشسته است و وقتی علی داخل می رود به او طعنه می زند که این کار او در آمریکا جرم است. سینان بی توجه به حرف علی سی دی اطلاعات بیمار ورزشکار را به او میدهد.
شب ایلول و اسما در خانه هستند. اسما بخاطر نامرتبی و کثیفی خانه ایلول را سرزنش میکند. یک نفر در می زند و آنها بعد از مرتبی سریع خانه، در را باز میکنند و می‌بینند که علی است. اسما به اتاق می رود تا آنها تنها باشند. علی در مورد بیمار ورزشکار با ایلول صحبت میکند و از او مشورت میگیرد. ودات و نسرین با هم بحث میکنند. نسرین میگوید: دختره تا این وقت شب خونه نرفته و ایلول هم اصلا ناراحت نیست که خواهرش کجاست و چیکار می‌کنه. به ایلول یه زنگ بزن و بگو مواظب خواهرش باشه. ودات با تردید و دودلی با ایلول تماس میگیرد و میگوید می‌خوام باهات حرف بزنم. علی در مورد بیمار می‌گوید که لرزش دستان او باعث شده که به او اتهام الکلی بودن بزنند. ایلول میگوید که لرزش دست میتواند دلایل متعددی داشته باشد. علی میگوید که میخواهد بیمار را در حالت هوشیار عمل کند و او نیز دستیارش باشد.
ایلول خوشحال می شود.

اسما فکر میکند که آنها حرفهای خصوصی زده اند اما ایلول میگوید که در مورد عمل خاص یک بیمار که در هوشیاری انجام میدهند و سخت است صحبت کرده‌اند.
ایلول فردا پیش پدرش در خانه مادربزرگش می رود و میبیند که او آنجا را کافه درست کرده و سپس یاد خاطرات گذشته‌ اش در آن خانه می‌افتد. ودات میگوید می‌خوام پدرت باشم. امروز روز تولد توست و می‌خوام امروز پیشت باشم. ایلول عصبی شده و می‌گوید: امروز برای من روز نفرت انگیزی هست که چرا به دنیا اومدم. ودات میگوید : اینجا رو درست کردم تا به تو بدم. ایلول میگوید: خبر دارم که در ازای خون مادربزرگم پول گرفتید و اینجا رو درست کردی. خجالت نمی‌کشی که میخوای اینجا رو به من بدی ؟ سپس با او دعوا کرده و از آنجا می رود.

۰ ۰ آرا
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن