خلاصه داستان قسمت ۳۱۰ سریال ترکی گودال + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب می توانید شاهد خلاصه داستان قسمت ۳۱۰ سریال ترکی گودال باشید، با ما همراه باشید. سریال گودال ( به ترکی چوقور – به انگلیسی The Pit ) توسط کمپانی Ay Yapim ساخته شده است. تیم کارگردانی آن را Sinan Ozturk و Ozgur Sevimli تشکیل داد. نویسندگی این اثر با Gokhan Horzum بود. سریال ترکی گودال Cukur یکی از محبوب ترین درام های ترکی ۲۰۱۷ است. این درام اکشن و جنایی مخاطبین زیادی را به خود اختصاص داده است. شبکه نمایش دهنده این سریال Show TV می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ آراس بولوت اینملی، دیلان چیچک دنیز، ارکان کسال، ریهان ساواش، مصطفی اوستونداگ، اونر ارکان، ارکان کولچاک کوستندیل، رضا کوجااوغلو، نبیل سایین.

قسمت ۳۱۰ سریال ترکی گودال
قسمت ۳۱۰ سریال ترکی گودال

خلاصه داستان سریال ترکی گودال Cukur

Kocovali یک خاندان جنایتکار و قدرتمند در منطقه Cukur استانبول هستند. ادریس کوکوالی بزرگ خانواده است. او برای محافظت ازا ین خانواده هر کاری می کند. ادریس چهار پسر دارد. کومالی، قهرمان، سلیم و یاماک. کومالی پسر ارشد خانواده در زندان است. قهرمان پسر دوم ادریس به جای برادرش فعالیت ها را رهبری می کند. سلیم که سومین فرزند خاندان است خیلی خوب در زمینه شغل خانوادگی عمل نمی کند. یاماک که پسر کوجک خانواده است علاقه ای به شغل خانوادگی ندارد. او زندگی کاملا متفاوتی را دنبال می کند. با ورود Vartolu که رقیب حریص و قدرتمند خاندان کوکوالی ست، مواد مخدر به منطقه می رسد. ادریس کوکوالی پیشنهاد وارتلو را برای پخش مواد مخدر در منطقه نمی پذیرد. با مخالفت خاندان کوکوالی افراد وارتلو قهرمان کوکوالی را می کشند. ادریس پس از مرگ پسرش به شدت می شکند. حال کسی نیست تا انتقام را بگیرد. قهرمان کشته شده است و سلیم قادر به گرفتن انتقام نیست. از طرفی برادر بزرگ هم در زندان است. یاماک تنها کسی ست که برای خانواده مانده است تا انتقام بگیرد. تا خانواده را روی پا کند. اما او می خواهد دور از خانواده باشد. او با دختری به نام Sena می خواهد زندگی آرامی داشته باشد. اما این امکان ندارد. صبح عروسیش، یاماک مادرش را می بیند. از داستان اتفاقات Cukur آگاه می شود. پس تصمیم می گیرد به محله خود باز گردد. او سنا را رها می کند. یاماک با رها کردن سنا به چرخه جنایت و خشونت خانواده باز می گردد.

خلاصه داستان قسمت ۳۱۰ سریال ترکی گودال

عمو برای آیکوت کار پیدا می کند و او را حسابی خوشحال و امیدوار می کند. سلیم از عمو تشکر می کند و عمو می گوید:« یه جوری تشکر می کنی انگار واسه ثوابش انجام می دم. این کارا وظیفه ی ماهاست. ادریس بابای گودال بود. پدر بودن فقط به محافظت کردن نیست بلکه باید به موقعش از دست آدما بگیری و مشکلشون رو حل کنی.» سلیم تحت تاثیر حرفهای او به خاطره ای از گذشته برمی گردد. چند سال قبل … قهرمان سلیم را در یکی از بارها و در حال آواز خواندن می بیند و یک سیلی در گوشش می خواباند و می گوید:« بهت گفتیم پول بارها رو بیار اومدی جلوی کارکنا آواز می خونی. اینجوری کی تو رو جدی می گیره؟ تو آقای محله هستی.» سلیم با عصبانیت داد می زند:« من آقای محله نیستم. تو آقایی. بابام و عمو و جومالی آقان من نیستم و نمی خوام باشم.» او از بار بیرون می زند و با ناراحتی در گوشه ای می نشیند. قهرمان دنبال او می رود و با لحن ملایم تری می گوید:« یعنی حرف برادر بزرگترت همینقدر برات ارزش داشت؟ من این چیزا رو بهت می گم چون یه روزی وقتی من نباشم، مسئولیت گودال گردن تو می افته و اون وقت نمی خوام که زیر بار مسئولیت خم بشی. باید خودتو آماده کنی. منم دوست داشتم راحت باشم و زندگی خودمو داشته باشم اما کنار اسم ما یه فامیلی هم وجود داره که خودمون انتخابش نکردیم اما برامون مسئولیت می یاره.»….حالا سلیم به یاد قهرمان در کوچه های محله قدم می زند و آهنگ مورد علاقه ی او را زیر لب می خواند. عایشه جلوی قهوه حانه به سلیم می گوید که حال کاراجا خوب نیست و به خودش آسیب زده و فقط هم به حرف سلیم گوش می دهد. سلیم قول می دهد که با کاراجا حرف بزند.

مکه سراغ صفا می رود و به او می گوید:« تو می دونی فیدان بچه ی کدوم محله ست؟» صفا کمی پول جلوی او می اندازد تا راهی اش کند اما مکه به سمت او حمله می کند و بعد از کمی درگیری آدمهای صفا با ضربه ای بی هوشش می کنند و در گوشه ای از شهر رهایش می کنند. یاماچ در حمام عمومی با وارتولو قرار می گذارد و به او می گوید که از طرف چنگیز ماموریتی دارد و باید جنسهای شخصی به نام خلیل ابراهیم را از بین ببرد. اما در ادامه نقشه اش را بیشتر توضیح می دهد و می گوید:« البته فعلا اینجوریه اما از اونجایی که دشمن دشمنم دوست منه، در آینده سعی می کنم با خلیل ابراهیم علیه چنگیز همکاری کنم.» جومالی که ندیم را در انباری زندانی کرده سراغش می رود و می پرسد که کیست و برای چه کسی کار می کند؟ ندیم می گوید:« اسم موکل من خلیل ابراهیمه. توی کار مواد مخدره و رقیب و دشمن اصلی چنگیز اردنته. وقتی فهمید گودال هم با چنگیز دشمن شده ازم خواست بیام اینجا و تحقیق کنم. موکل من خوشحال می شه که با شما برای نابود کردن چنگیز همکاری کنه.» جومالی همکاری کردن با آنها را قبول نمی کند اما می گوید:« ما نیاز به کمک نداریم. شما کار خودتون رو بکنید ما هم کار خودمون رو می کنیم.» او ندیم را آزاد می کند. علیچو و همکارانش مکه را در کنار زباله ها پیدا می کنند و علیچو او را به گودال می برد. مکه به هوش می آید و ماجرای را برای همه تعریف می کند. وارتولو به قضیه ی صفا جدی تر نگاه می کند و برای تنبیه کردن او از یاماچ کمک می خواهد.

۰ ۰ آرا
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن