خلاصه داستان قسمت ۳۲۲ سریال ترکی گودال + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب می توانید شاهد خلاصه داستان قسمت ۳۲۲ سریال ترکی گودال باشید، با ما همراه باشید. سریال گودال ( به ترکی چوقور – به انگلیسی The Pit ) توسط کمپانی Ay Yapim ساخته شده است. تیم کارگردانی آن را Sinan Ozturk و Ozgur Sevimli تشکیل داد. نویسندگی این اثر با Gokhan Horzum بود. سریال ترکی گودال Cukur یکی از محبوب ترین درام های ترکی ۲۰۱۷ است. این درام اکشن و جنایی مخاطبین زیادی را به خود اختصاص داده است. شبکه نمایش دهنده این سریال Show TV می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ آراس بولوت اینملی، دیلان چیچک دنیز، ارکان کسال، ریهان ساواش، مصطفی اوستونداگ، اونر ارکان، ارکان کولچاک کوستندیل، رضا کوجااوغلو، نبیل سایین.

قسمت ۳۲۲ سریال ترکی گودال
قسمت ۳۲۲ سریال ترکی گودال

خلاصه داستان سریال گودال Cukur

Kocovali یک خاندان جنایتکار و قدرتمند در منطقه Cukur استانبول هستند. ادریس کوکوالی بزرگ خانواده است. او برای محافظت ازا ین خانواده هر کاری می کند. ادریس چهار پسر دارد. کومالی، قهرمان، سلیم و یاماک. کومالی پسر ارشد خانواده در زندان است. قهرمان پسر دوم ادریس به جای برادرش فعالیت ها را رهبری می کند. سلیم که سومین فرزند خاندان است خیلی خوب در زمینه شغل خانوادگی عمل نمی کند. یاماک که پسر کوجک خانواده است علاقه ای به شغل خانوادگی ندارد. او زندگی کاملا متفاوتی را دنبال می کند. با ورود Vartolu که رقیب حریص و قدرتمند خاندان کوکوالی ست، مواد مخدر به منطقه می رسد. ادریس کوکوالی پیشنهاد وارتلو را برای پخش مواد مخدر در منطقه نمی پذیرد. با مخالفت خاندان کوکوالی افراد وارتلو قهرمان کوکوالی را می کشند. ادریس پس از مرگ پسرش به شدت می شکند. حال کسی نیست تا انتقام را بگیرد. قهرمان کشته شده است و سلیم قادر به گرفتن انتقام نیست. از طرفی برادر بزرگ هم در زندان است. یاماک تنها کسی ست که برای خانواده مانده است تا انتقام بگیرد. تا خانواده را روی پا کند. اما او می خواهد دور از خانواده باشد. او با دختری به نام Sena می خواهد زندگی آرامی داشته باشد. اما این امکان ندارد. صبح عروسیش، یاماک مادرش را می بیند. از داستان اتفاقات Cukur آگاه می شود. پس تصمیم می گیرد به محله خود باز گردد. او سنا را رها می کند. یاماک با رها کردن سنا به چرخه جنایت و خشونت خانواده باز می گردد.

خلاصه داستان قسمت ۳۲۲ سریال ترکی گودال

یاماچ بعد از یک ساعت با ماشین ضد گلوله و باند و موسیقی به طرف خانه ی صفا حرکت می کند. جومالی و سلیم و آکین از دیدن او خوشحال می شوند. یاماچ در حالی که فریاد می زند:« من برگشتم.» اولین گلوله را به سمت خانه ی صفا شلیک می کند و آدمهای صفا از هر طرف بیرون می آیند. تیر اندازی بین کوچوالی ها و افراد صفا مدتی ادامه پیدا می کند و آخر سر وقتی گلوله ها تمام می شود و افراد صفا کشته می شوند یاماچ وارد خانه ی صفا می شود و با شلیک چند گلوله او را می کشد بعد هم بدون اینکه منتظر عکس العملی از برادرهایش باشد آنجا را ترک می کند. سلیم و جومالی هم خانه را می گردند و فیدان را که بیشتر از قبل  کتک خورده پیدا می کنند. در آن سو جنک خبر حمله ی کوچوالی ها و مرگ صفا را برای چنگیز می برد و نامق هم که در اتاق چنگیز است این خبر را می شنود و به هم می ریزد. او به چنگیز فحش می دهد و می گوید:« مگه تو نگفتی از پسرم محافظت می کنی؟ الان من می رم و اول کوچوالی ها رو نابود می کنم و بعد هم برمی گردم رو صورت تو تف می ندازم.» چنگیز که از فحاشی و تهدید نامق عصبی شده دستور قتل او را همانجا به جنک می دهد و نامق کشته می شود.

سلیم که از این ماموریت موفقیت آمیز خوشحال است برای خوشگذرانی به باری که جمیل را در آنجا دیده بود می رود و سراغ او را می گیرد اما متوجه می شود که مدیر بار جمیل را اخراج کرده و او را کتک زده. سلیم به خانه ای که در اختیار جمیل گذاشته بود می رود و او را همانجا پیدا می کند. جمیل زخم سطحی ای که سلیم در جریان حمله به خانه ی صفا برداشته را پانسمان می کند و بعد آنها با هم ساز می زنند و آواز می خوانند. در خانه، کاراجا از جومالی می پرسد که با قضیه ی افسون چه کرده و آیا او را کشته یا نه؟ جومالی می گوید:« نکشتم. نمی تونم هم بکشم. چون حامله ست. از عمو یاماچت حامله ست. تو هم قضیه رو فراموش کن.» کاراجا عصبانیتش را پنهان می کند اما برای اینکه جومالی را اذیت کرده باشد عکس ییلدیز را در اتاق او دم دست می گذارد تا داملا آن را پیدا کند و به این ترتیب رابطه ی جومالی و داملا خراب شود. داملا چند روزی است که از دست جومالی ناراحت است و با او رفتار سردی دارد. جومالی دلیل این رفتار را می پرسد و داملا جواب می دهد:« اون روز قالم گذاشتی و نذاشتی منم باهات بیام واسه بزن بزن. تو وقتی خودتو بخاطر خانوادت به راحتی توی اتیش می ندازی منم می خوام اونجا باشم و برات یه کاری کنم. زخمتو پانسمان کنم یا نجاتت بدم. اون روز وقتی ادمای آذر سه تا گلوله بهت زدن من جلوی بیمارستان تخته نرد بازی نمی کردم داشتم از غصه می مردم.» جومالی او را می بوسد و می گوید:« وقتی عصبانی هستی خیلی خوشگل می شی.»

یاماچ سراغ کارگرهای کارخانه ی اردنتها می رود و از آنها بخاطر رفتار دیروزش عذرخواهی می کند. آنها او را می بخشند و سرکارگر به یاماچ می گوید:« ما چیزی واسه از دست دادن نداریم برای همینه که اعتصاب کردیم.» یاماچ به فکر فرو می رود و می گوید:« اما اردنتها خیلی چیزا واسه از دست دادن دارن.» او بلافاصله با آکین تماس می گیرد. کمی بعد آکین متین و مدد را برای کمک به یاماچ به انباری می آورد و برنامه را برای آنها توضیح می دهد. شب وقتی که یاماچ به خانه ی اردنتها برمی گردد چنگیز برای تنبیه کردن او دستور می دهد که تا صبح به او شوک الکتریکی بدهند و وادارش کنند که بخاطر نافرمانی های اخیرش عذرخواهی کند. مرتضی مسئول شکنجه کردن یاماچ می شود. یاماچ زیر شکنجه موسیقی ای که دوست دارد را گوش می دهد و روزی را به یاد می آورد که برای اولین بار همراه قهرمان وارد ماموریتی شده بود.

ده سال پیش در یک روزعادی که یاماچ در بالکن نشسته و همراه با موسیقی درس می خواند، قهرمان سراغش می آید و ابتدا طبق معمول به ریخت و قیافه ی او گیر می دهد بعد هم با تردید چیزی از او می خواهد و می گوید:« من باید یه کاری رو انجام بدم و کسی خبردار نشه. نمی تونم از جومالی و سلیم کمک بخوام چون نباید بفهمن و از طرفی هم نمی تونم از بچه های محله کمک بخوام چون به گوش جومالی و سلیم می رسه. واسه همین از تو می خوام کمکم کنی. رانندگی بلدی؟» یاماچ به شرط اینکه کسی را نکشند قبول می کند که به قهرمان کمک کند. نقشه این است که شخصی را بدزدند و یاماچ هم فقط راننده باشد. قهرمان همراه یاماچ به مکانی می رود و آنقدر منتظر می ماند که در یک موقعیت مناسب ندیم را دستگیر می کند و او را سوار ماشین می کند. قهرمان ندیم را در مکانی زندانی می کند تا سوالاتش را از او بپرسد.

۰ ۰ آرا
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن