خلاصه داستان قسمت ۴۹ سریال ترکی دختران آفتاب

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۴۹ سریال ترکی دختران آفتاب را مشاهده می فرمایید. با ما همراه باشید. این سریال ترکی به کارگردانی Metin Balekoğlu در ژانری درام، کمدی، رمانتیک در ۱ فصل ۳۹ قسمتی در استانبول ساخته شده است. تهیه کنندگان سریال دختران آفتاب اسماعیل گوندوگو و اینچی کرهان می باشند. این سریال یک مجموعه تلویزیونی ترکیه‌ای با بازی امره کینای، اوریم آلاسیا، تولگا ساریتاش و بورجو اوزبرک و هانده ارچل است.

قسمت ۴۹ سریال ترکی دختران آفتاب

خلاصه داستان قسمت ۴۹ سریال ترکی دختران آفتاب

گونش و رعنا به جنگل می روند و احمد و هالوک را با نگرانی صدا می زنند. هالوک و احمد در مورد گونش بحث میکنند. احمد به هالوک میگوید که میداند او احمد را باعث مرگ مادرشان می داند. هالوک ابتدا انکار میکند اما سپس میگوید که به همین خاطر سراغ گونش رفته است چون احمد مادر هالوک را از او گرفته و هالوک در ازای آن عشق احمد را از او گرفته است. آنها با یکدیگر درگیر می شوند و هالوک میخواهد به احمد شلیک کند. کمی بعد صدای تیر می آید. رعنا و گونش به سمت صدا می دوند و احمد را در حالی که مجروح شده روی زمین می بینند و سریع آمبولانس خبر میکنند. رعنا از هالوک عصبانی می شود. ظفر و نازلی و ساواش به کافه ای می روند. ظفر سعی دارد نازلی را بخاطر برخورد سلین آرام کند. نازلی میگوید که سلین حق چنین برخوردی را نداشته است و باید حرفهای ظفر را بشنود. آنها سپس می روند. ظفر با یک نفر تماس میگیرد و می‌گوید که نازلی را راضی کرده اما هنوز سلین مانده است و او را نیز راضی میکند و دخترها را برای او می برد. نازلی و ساواش خودشان به کافه دیگری می روند. نازلی خیلی از سلین عصبانی است و با گونش تماس میگیرد تا در این باره صحبت کند. گونش در بیمارستان مشغول احمد است و میگوید که شرایط صحبت ندارد و گوشی را قطع میکند. ساواش به نازلی میگوید که نباید به پدرش اعتماد کامل داشته باشد زیرا هیچ شناختی از او ندارد.

سلین و علی کمی با یکدیگر صحبت میکنند و سپس تصمیم میگیرند با هم رابطه ای را شروع کنند. آنها می‌گویند که باید این قضیه را از همه پنهان کنند. در بیمارستان، رعنا با هالوک دعوا میکند. هالوک میگوید که او تقصیری ندارد و اتفاقی شده است و قصد آسیب زدن به احمد را نداشته. رعنا حرف او را باور نمیکند و میگوید که او بارها قصد کشتن احمد را داشته است، اما هالوک میگوید آن در دوره کودکی بوده است. کنف احمد تیر خورده اما جراحت سطحی است. رعنا پیش او می رود و در مورد حادثه سوال میکند. احمد میگوید چیزی به خاطر نمی آورد اما فکر میکند که تصادفی بوده است. گونش نیز از هالوک ناراحت است و از او گله میکند. علی و سلین به این نتیجه می رسند که برای دوست شدن موانع زیادی دارند و امره نیز از این قضیه ناراحت می شود و از طرفی آنها خواهر و برادر ناتنی به حساب می آیند و گونش با این قضیه برخورد خواهد کرد. آنها با ناراحتی تصمیم میگیرند رابطه ای را که هنوز شروع نکرده اند، تمام کنند.

توچه به خانه امره می رود و متوجه میشود که او دارو و مشروب زیادی مصرف کرده و حال طبیعی ندارد. او امره را نصیحت میکند و کمی به او رسیدگی میکند تا بهتر بشود. توچه از اینکه امره به خاطر سلین به این روز افتاده حرصش میگیرد و به او میگوید که عاشق اوست ولی امره همیشه او را نادیده گرفته است. سپس میگوید که سلین ارزش ندارد و تصمیم می‌گیرد فیلم را به او نشان بدهد. امره با دیدن فیلم بوسیدن علی و سلین شوکه و عصبانی می شود و میخواهد سراغ علی برود اما توچه جلوی او را میگیرد.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن