خلاصه داستان قسمت ۶۵ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۶۵ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملک یکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۶۵ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۶۵ سریال ترکی اسم من ملک

ملک از نتیجه دادگاه شوکه و ناراحت می شود.الدای با خوشحالی مقابل ملک آمده و به او طعنه می زند.
دم در دادگاه، عمر بعد از دیدن دفنه در کنار عدنان، ناراحت شده و از آنجا می رود. وقتی که عدنان می رود، دفنه متوجه پیام عمر می شود و به اطراف نگاه میکند. او از اینکه عمر را نمی‌بیند متعجب می شود. ملک از دادگاه بیرون آمده و وقتی کرم نتیجه جلسه را می فهمد، ناراحت می شود. ملک دم در دادگاه رفته و دفنه را بغل میگیرد و سعی دارد از دل او در بیاورد، اما دفنه که بخاطر عمر نیز ناراحت است، اهمیتی به ملک نمی‌دهد و وقتی آلپای بیرون می آید، به سمت او می رود. آلپای به مغازه می رود و از عدنان میخواهد که دفنه و کرم را به خانه برساند. در خانه سید علی و نفیسه بخاطر حرفهای قدریه در مورد میتات با او دعوا می‌کنند. سیدعلی بیرون می رود و نفیسه به قدریه میگوید که حق ندارد در مورد چیزی که صحت آن را نمی‌داند قضاوت کند. قدریه میگوید که قصد نداشته این حذف را مقابل سیدعلی بگوید و از حضور او در اتاق خبر نداشته. سپس میگوید که اونزیله به او گفته است. نفیسه از اینکه قدریه حرف اونزیله را باور کرده بیشتر عصبانی می شود.

زمرد با ناراحتی به خانه می رود و به ویلدان میگوید که مریم به همراه خانواده اش در حال اسباب کشی از شهر هستند. ویلدان دوباره به زمرد میگوید که این تلاش فایده ای ندارد و هنوز هم دل خلیل پیش ملک است و او راضی به ازدواج با مریم نمی شود. در کارگاه، میرزا و خلیل نشسته اند و از اینکه دخل و خرج کارگاه هم‌خوانی ندارد و درآمد پایین است صحبت میکنند. مردی به آنجا آمده ‌و میگوید که حسین، خواهرزاده حافظ است. او میگوید که کارگاه به او ارث رسیده و قصد فروش آنجا را دارد. میرزا و خلیل که انتظار این مورد را نداشته اند، درمانده شده و از او وقت میگیرند تا فکری برای کارگاه کنند. ملک به همراه باشاک و احسان به دفتر احسان می روند. ملک از نتیجه دادگاه عصبی است و نمی‌داند برای گواهی سلامت چه کند. میتات نیز به آنجا می آید و ماجرا را می فهمد.
آلپای به مغازه می رود. کنعان به او میگوید که متوجه شده است که چیزی بین ملک و خلیل نیست و آلپای حتما دلیل دیگری برای گرفتن حضانت بچه ها دارد. او از آلپای بخاطر جدا کردن بچه ها از مادرشان ناراحت و دلخور است. خلیل میگوید که دلیل درگیری او با ملک و خانواده اش این است که تمام این سالها بخاطر اینکه سیدعلی آنها را نبخشیده، از او کینه به دل گرفته است.

دفنه و کرم و عدنان به کافه می روند. عدنان و کرم در مورد فوتبال صحبت میکنند و کرم عدنان را به مسابقه شب برای تماشا دعوت میکند. کمی بعد زهرا به کافه آمده و با دیدن دفنه سمت او می آید. او در حرفهایش به دفنه میگوید که حال عمر خوب است و مشکلی ندارد. سپس با دیدن عدنان به دفنه طعنه می زند. عدنان میگوید که او پسر شریک آلپای است چیزی بین آنها نیست. در خانه، قدریه سراغ اونزیله می رود و در مورد میتات سوال میکند. اونزیله که نمیخواهد به دردسر بیفتد، حرفش را عوض کرده و می‌گوید که دروغ گفته است و از قدریه میخواهد بابت میتات به او فشار نیاورد و از او سوال نکند. نفیسه حرفهای اونزیله را می شنود و به قدریه هشدار میدهد که دیگر هر حرفی را جار نزند.
ملک و میتات به بیمارستان می روند تا با دکتر صحبت کنند. دکتر میگوید که وضعیت ملک خوب نیست و بخاطر مشکل خون او نمی‌توانند درمان را فعلا ادامه دهند. او پرونده ملک را برای دکتر دیگری فرستاده و میگوید که باید منتظر نتیجه باشند. میتات به ملک دلداری و امید میدهد و میگوید که او خوب خواهد شد.
زهرا به بهانه تمرین و کمک درسی از عمر به بیمارستان پیش او می رود. او در حرفها به عمر میگوید که ملک را با پسری دیده و با یکدیگر خوب و خوشحال هستند. عمر با شنیدن این حرف عصبی می شود.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن