خلاصه داستان قسمت ۶۵ سریال ترکی عشق از نو + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۶۵ سریال ترکی عشق از نو را می توانید مطالعه کنید. با ما همراه باشید. سریال ترکی عشق از نو (به ترکی استانبولی: Aşk Yeniden) مجموعه تلویزیونی ترکیه‌ای، در ژانر کمدی، عاشقانه است که مهر ۹۹ با دوبله فارسی توسط شبکه های جم در حال پخش می باشد. بازیگران اصلی این سریال ازگه ازپیرینچی، بورا گولسوی می باشند.

قسمت ۶۵ سریال ترکی عشق از نو

خلاصه داستان سریال ترکی عشق از نو

زینب که بدون خبر دادن به خانواده اش، با عشقش اَرتان به آمریکا فرار کرده بود، بعد از اینکه توسط ارتان ترک شد، با پسر چند ماهه اش، نا امید به ترکیه برمی گردد. زینب که نمی‌داند چه توضیحی دربارهٔ پسرش، به پدر خود بدهد، درمانده سوار هواپیما می‌شود. از طرف دیگر فاتیح که برای فرار از نامزد اجباریش به آمریکا رفته بود، بعد از شکست عشقی در آمریکا تصمیم به بازگشت به ترکیه می‌گیرد. داستان این دو که در راه برگشت به خانه با هم آشنا می‌شوند، قصهٔ سریال عشق از نو ست.که لحظات خنده دار و عاشقانه‌ای را می‌آفریند.

قسمت ۶۵ سریال ترکی عشق از نو

فهمی عصبانی شده و وقتی مقدس به اتاقش می رود، مصطفی را صدا می زند. مصطفی‌ به خانه فهمی می آید و به دستور فهمی، ارتان را به زور از خانه بیرون می اندازد. گونای که خودش نیز از ارتان خوشش می آید، سریع به اتاق مقدس می رود و موضوع را می‌گوید. مقدس بیرون آمده و شروع به داد و بیداد میکند‌ اما فهمی اهمیتی به او نمی‌دهد. سلین از اینکه به هدفش رسیده است خوشحال است. فادیک و مته به خانه آمده و به فادیک در مورد گشتن خانه میگویند و فادیک پیشنهاد مته را میگوید ‌. آیفر که تصور میکند منظور مته این است که همه با هم زندگی کنند ، به شدت عصبانی شده و داد و فریاد می‌کند. فادیک و مته می ترسند و فرار میکنند. آیفر مدام از فادیک گله می کند و پدرش را مقصر سرکشی او میداند. مصطفی با فاتح تماس میگیرد و میگوید که دوباره در خانه فهمی مشغول به کار شده است. زینب پیش فاتح می آید و از او میخواهد که دو شیفت کار نکند زیرا مدام خسته می شود و کم خواب شده است. او میگوید که با مریم صحبت کرده و میخواهد در شرکت او مشغول به کار بشود اما فاتح مخالفت میکند و میگوید که او دفعه قبل خرابکاری کرده و اصلا مناسب کار کردن نیست و باید در خانه بماند. زینب ناراحت شده و چیزی نمی‌تواند بگوید. او نمیخواهد فاتح تحت فشار باشد.

سلین و سلیم به خانه برمیگردند. سلین به اورهان میگوید که موفق شده و ارتان را بیرون کرده است اما اورهان میگوید که این راه حل اساسی نیست و حتما ارتان دوباره از طریق دیگری وارد خانواده آنها می شود .
آیفر به زینب و فاتح میگوید که شاهزمیت به خاطر اینکه او لپتاپش را گرفته اعتصاب غذا کرده و چیزی نمی‌خورد. زینب و فاتح داخل اتاق شاهزمیت می روند تا او را راضی به غذا خوردن و بیرون آمدن کنند اما فایده ای ندارد و شاهزمیت اصلا صحبت نمی‌کند. مریم به اصرار شوکت را راضی میکند تا از بیرول معذرت خواهی کند .آنها با هم به کافه می روند و شوکت از بیرول معذرت خواهی میکند. بیرول میگوید که به شوکت حق میدهد و شاید او نیز چنین برخوردی را بخاطر کسی که دوستش داشته باشد میکرد. همسایه آیفر با او تماس گرفته و خبر میدهد که شوهرش را در محله دیده و او به خانه برگشته است. آیفر با عصبانیت به سمت خانه شوهرش می رود و سلین و فادیک و زینب و یادگار نیز پشت سر او می روند تا جلوی او را بگیرند. آیفر مقابل در خانه شروع به داد و بیداد و تهدید شوهرش میکند و از او میخواهد بیرون بیاید.

همه همسایه ها نیز جمع می شوند. همان لحظه یک زن خیلی زیبا و شیک و جذاب که همان زن روسی است که شوهر آیفر با او رفته بود، داخل کوچه می آید و به آیفر میگوید که شوهرش در آن خانه نیست زیرا آنها خانه را فروخته و به جای دیگری رفته اند. آیفر از دیدن آن زن شوکه شده و از حال می رود.
فاتح به خانه کامل و جواد می رود‌ . دلبر با خوشحالی به او میگوید که گوشی خود را روشن کرده و هیچ خبری از حیدر نبوده و همخانه ای او نیز گفته که کسی سراغ او نیامده و مشکلی وجود ندارد. او میگوید که حتما ضربه ای که فاتح به سر او زده باعث فراموشی اش شده است. فاتح خوشحال شده و خیالش آسوده می شود. او دلبر را سوار ماشین میکند و به خانه خودش می رساند. سپس سر کوچه رفته و برای کسانی که برای تاکسی دست تکان میدهند نگه میدارد و آنها را سوار میکنند‌. آن مرد ها با تهدید اسلحه از فاتح می‌خواهند که به سمت آدرس حیدر برود. فاتح شوکه شده و می ترسد ‌

۰ ۰ آرا
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن