خلاصه داستان قسمت ۶۸ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۶۸ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملک یکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۶۸ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۶۸ سریال ترکی اسم من ملک

میتات در بازارچه پیش زینال رفته و میگوید که قرار است با دختر سیران آشنا شود و بابت این قضیه کمی استرس دارد.
محمود به سیدعلی میگوید که آلپای فقط به فکر پول است و حضانت بچه ها را نیز بخاطر پولی که دولت آلمان به بچه ها میدهد میخواهد. در آدانا، دکتر بعد از ویزیت ملک و دیدن نتایج آزمایش او میگوید که باید ابتدا خون او را تقویت کنند و سپس درمان را دوباره شروع کند. دکتر به ملک امیدواری میدهد که حال او خوب خواهد شد. سپس به ملک سرم می زنند و از او میخواهد که شب حتما استراحت کند، زیرا داروها قوی بوده و او را بی‌حال میکنند.
مربی کرم با او تماس میگیرد و خبر میدهد که کرم را برای تیم استانی می خواهند. کرم به شدت خوشحال شده و با ملک تماس میگیرد و این خبر را او میدهد. ملک خوشحال می شود و بعد از قطع تماس، با خلیل درد دل میکند و میگوید که تنها امید او به زندگی خوشحالی بچه هاست. خلیل به او میگوید که او باید ابتدا به فکر خودش باشد تا بتواند به بچه ها نیز رسیدگی کند. آلپای به مدرسه به دنبال سیدعلی کوچک می رود. سیدعلی اصرار دارد تا به همراه گولجه به پارک برود. سیران به آلپای میگوید که او ملک را می شناسد و آشنایی آنهاست و میتواند سید علی را به پارک ببرد. آلپای قبول میکند و سیدعلی خوشحال می شود.

میتات به پارک می رود و با دیدن سیدعلی کوچک پیش سیران، غافلگیر شده و خوشحال می شود. او با گولجه نیز آشنا می شود. در بازارچه، زینال به جومالی میگوید که شنیده است که خواهرزاده حافظ تصمیم دارد کارگاه را بفروشد. جومالی متعجب می شود و با خلیل تماس میگیرد، اما خلیل جواب او را نمی‌دهد. کرم پیش مربی می رود و میگوید که دو هفته دیگر هجده ساله می شود و میخواهد خودش برگه قرارداد را امضا کند. مربی قبول میکند و کرم خوشحال میشود.
در بازارچه هنگامی که آلپای به مغازه می رود، سیدعلی مقابل او رفته و با حرص به او میگوید که میداند او فقط به دنبال پول است و برای همین بچه ها را میخواهد. آلپای میگوید که بیست سال در آلمان برای ملک زحمت کشیده و خرج او را داده است. سیدعلی میگوید که اگر آلپای بچه ها را بدهد، یکی از مغازه های بازارچه را به او میدهد. آلپای از این پیشنهاد خوشش می آید و از سیدعلی می خواهد که به املاک بروند. قدریه به بازارچه رفته و هنگام برگشت در پارک، میتات را به همراه سیران می بیند و جا می خورد.

حسین به بازارچ پیش جومالی می رود و به او میگوید که قصد فروش کارگاه را دارد. جومالی در حرفهای حسین متوجه می شود که خلیل به همراه ملک به آدانا رفته است. او شوکه و عصبانی می شود. هنگامی که سیدعلی و آلپای از املاک برمی‌گردند، جومالی با سیدعلی سر این موضوع دعوا میکند. سیدعلی با ملک تماس میگیرد. ملک و خلیل در راه برگشت به خانه هستند. ملک به دروغ میگوید که در خانه است. جومالی که حرف او را باور نمیکند، همچنان او را مقصر میداند. سیدعلی برای اینکه به جومالی ثابت کند که ملک دروغ نمی‌گوید، به همراه او و محمود به سمت خانه ملک می روند.
دفنه و عدنان با هم بیرون می روند. کرم نیز به همراه دوستانش به کلوپ رفته و دفنه و کرم با یکدیگر رو در رو می شوند. عدنان به عمد مقابل کرم پیش دفنه می آید و خودش را دوست پسر دفنه معرفی میکند.
دم خانه ملک، هرچه در می زنند کسی در باز نمی‌کند. همین لحظه، ملک و خلیل از راه می رسند. ملک سرگیجه دارد، خلیل دست او را میگیرد تا کمک کند به خانه برود. آنها با سیدعلی و جومالی رو به رو می شوند.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن