خلاصه داستان قسمت ۶۹ سریال ترکی عشق از نو + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۶۹ سریال ترکی عشق از نو را می توانید مطالعه کنید. با ما همراه باشید. سریال ترکی عشق از نو (به ترکی استانبولی: Aşk Yeniden) مجموعه تلویزیونی ترکیه‌ای، در ژانر کمدی، عاشقانه است که مهر ۹۹ با دوبله فارسی توسط شبکه های جم در حال پخش می باشد. بازیگران اصلی این سریال ازگه ازپیرینچی، بورا گولسوی می باشند.

قسمت ۶۹ سریال ترکی عشق از نو

خلاصه داستان سریال ترکی عشق از نو

زینب که بدون خبر دادن به خانواده اش، با عشقش اَرتان به آمریکا فرار کرده بود، بعد از اینکه توسط ارتان ترک شد، با پسر چند ماهه اش، نا امید به ترکیه برمی گردد. زینب که نمی‌داند چه توضیحی دربارهٔ پسرش، به پدر خود بدهد، درمانده سوار هواپیما می‌شود. از طرف دیگر فاتیح که برای فرار از نامزد اجباریش به آمریکا رفته بود، بعد از شکست عشقی در آمریکا تصمیم به بازگشت به ترکیه می‌گیرد. داستان این دو که در راه برگشت به خانه با هم آشنا می‌شوند، قصهٔ سریال عشق از نو ست.که لحظات خنده دار و عاشقانه‌ای را می‌آفریند.

قسمت ۶۹ سریال ترکی عشق از نو

صبح، فاتح بیدار شده و آماده می شود تا سر کار جدید خود برود. زینب به عمد به او نزدیک نمی شود و از اتاق بیرون نمی آید. او میگوید که اگر به فاتح نزدیک بشود مثل هر بار او سرکار بدشانسی می آورد و اخراج می شود.
در خانه فهمی، گلسوم با خوشحالی موزیک گوش میدهد و آبمیوه می خورد. فهمی تصور میکند که مادرش مشروب خورده و گونای را سرزنش میکند که چرا به او مشروب داده است. گونای میگوید که او مشروب نخورده و فقط آبمیوه خورده است. فهمی متعجب می‌شود. او به اتاق می رود و میبیند که مقدس در تخت است و خودش را به خواب زده فهمی او را صدا می زند و مقدس قیافه گرفته و از گلسوم گلایه میکند و میگوید که گلسوم به او سیلی زده است. فهمی به خاطر نحوه حرف زدن و رفتار بد مقدس، میگوید که حتما حق او بوده. مقدس حرصش میگیرد. مریم و شوکت به شرکت بیمه می روند. مسئول میگوید که بررسی آتش سوزی برای پرداخت پول بیمه طول میکشد زیرا آنها باید مطمئن بشوند که آتش سوزی عمدی از طرف خودشان برای گرفتن پول از بیمه نبوده باشد. شوکت عصبانی شده و به خاطر اینکه آنها به آن تهمت می زنند، با مسئول دعوا کرده و او را کتک می زند. مریم سعی دارد او را آرام کند.

یادگار و آیفر برای خرید به هایپرمارکت می روند. آیفر شوهر سابقش را به همراه معشوقه اش می بیند و عصبانی می شود. او به آنها حمله میکند و آنها را زمین می زند و فروشگاه را به هم می ریزد. یادگار از کار آیفر خنده اش میگیرد. شوکت و مریم در پارک روی نیمکت نشسته اند. شوکت از اینکه کشتی خراب است و نمی‌تواند به ماهیگیری برود و پول تعمیر آن را ندارد عصبی است. مریم دوباره پیشنهاد میدهد که برای کشتی موتور بخرد. شوکت میگوید که او به پول‌های جاوید دست نمی زند. مریم عصبانی شده و میگوید که آن پولها پول کار کردن و زحمت مریم است و ارتباطی با جاوید ندارد و آن حق خانواده اوست. او با دلخوری از شوکت میگوید که اگر پول را قبول نکند از خانه او می رود. شب در خانه وقتی که فاتح می آید، زینب میگوید ای اینکه طول روز در خانه بیکار است خسته و کلافه شده است. فاتح برای اینکه او سرگرم بشود، نقشه گنج را به او میدهد و میگوید که مشغول رمزگشایی آن بشود. آنها در حال بررسی نقشه هستند که دست فاتح به چای می خورد و چای روی نقشه می ریزد. نوشته های روی نقشه پاک می شود و زینب ابتدا عصبانی می شود اما آنها متوجه طاهر شدن نوشته های دیگر می شنود.

صبح، زینب به خانه جواد و کامل می رود و موضوع را می‌گوید. آنها برای رمزگشایی احتیاکعبه لپ‌تاپ دارند. زینب میگوید که شاهزمیت لپ‌تاپ ندارد و برای همین چند روز است که اعتصاب غذا کرده و افسرده شده است. جواد با شنیدن این قضیه سریع از خانه بیرون می رود. مریم از خانه بیرون می آید و ارتان را دم در می بیند. او متعجب می شود و سریع با ارتان از آنجا می رود تا کسی آنها را نبیند. اورهان آنها را می‌بیند و تعقیب میکند. در کافه، ارتان به مریم میگوید که عاشق زینب است و هرکاری میکند تا او را دوباره به دست بیاورد. مریم عصبی شده و می‌گوید که زینب عاشق شوهر خود است و او را تهدید میکند که با زینب کاری نداشته باشد. سپس می رود. اورهان میخواهد پیش ارتان بیاید و با او دعوا کند اما یاد حرف سلین می افتد که به او گفته بود بی‌خبر و بی هماهنگی او هیچ اقدامی نکند. زینب و فاتح برای نهار بیرون می روند . مریم یا زینب تماس گرفته و از او میخواهد فوری به خانه بیاید تا در مورد ارتان چیزی به او بگوید. زینب پیش فاتح بهانه ای آورده و می رود.
اورهان پیش سلین می رود و ماجرای دیدن ارتان را به او میگوید.

۰ ۰ آرا
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن