خلاصه داستان قسمت ۶ سریال ترکی ضربان قلب + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۶ سریال ترکی ضربان قلب (نبض) را می توانید مطالعه کنید. ژانر این سریال عاشقانه و رمانتیک است، سریال ضربان قلب محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی مشترک یوسف پیرهسان و آیتاچ چیچک در شبکه های ترکیه پخش شده و حال در سال ۲۰۲۱ روی آنتن شبکه ریور پخش می شود. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Gökhan Alkan(علی)–Öykü Karayel(ایلول)–Ege Kökenli–Ali Burak Ceylan–Hakan Gerçek–Fatih Dönmez–Barış Aytaç–Burcu Türünz– Başar Doğusoy– Selahattin Paşalı.

قسمت ۶ سریال ترکی ضربان قلب

خلاصه داستان سریال ترکی ضربان قلب

خلاصه داستان سریال ترکی ضربان قلب درباره زندگی شخصیت ایلول است که به خاطر پدر و مادرش کودکی سختی را پشت سر گذاشته است و در دوران دبیرستان پدرش او را در خانه ی مادر بزرگش در شهر مارماریس ترک نموده و تنها گذاشته است رفتن او پیش مادر بزرگش ، برای او فرصتی هست که زندگی اش را از نو درست نماید وی همچنین به وسیله ی آشنایی با علی زندگی اش را از نو خواهد ساخت….

قسمت ۶ سریال ترکی ضربان قلب (نبض)

علی به ایلول میگوید: تونستم دردم رو بهت بگم که متاهل نیستم، و این برات فرقی نداره؟ ایلول میگوید: بخاطر این برگشتی ؟ علی میگوید: کسی چه میدونه؟ موقع رفتن علی در پایش احساس درد میکند و ایلول او را وادار میکند که ام آر آی بدهد. به علت مشکلی که در پای علی دیده شده او با عصا به همراه ایلول به کافه اسما می رود. اسما نیز میفهمد که علی متأهل نیست. آنها به بیمارستان برمیگردند. بیمارستان شلوغ است و بیماران زیادی مراجعه کرده اند. استاد سلیم پیش دکتر ضیاء می رود و میگوید که سینان میخواهد به ناحق ایلول را اخراج کند و او نمی‌تواند این بی عدالتی را تحمل کند و استعفا می دهد. علی و آغوز در بیمارستان تابلو بزرگی را می بینند که عکس علی روی آن نصب شده. آغوز میگوید که این عکس به خاطر صاحب بیمارستان شدن است. علی آنجا با همه بیماران به گرمی برخورد کرده و به حرفهایشان گوش میدهد. یکی از بیماران بدحال بدون اطلاع بیمارستان را ترک میکند و بیرون از هوش می رود‌. او مریض ایلول است و ایلول با دستیارش بیرون می رود و می‌بیند که وضعیت بیمار وخیم است و فرصتی نیست و میخواهد همانجا در خیابان سرش را جراحی کند‌.

دکتر آغوز سر می رسد و میخواهد مانع این کار بشود و چند بار تذکر میدهد، اما ایلول دستیارش را دنبال لوازم جراحی میفرستد و می‌گوید :مسئولیتش با مته. سپس سر بیمار را با درل سوراخ میکند تا لخته خون بیرون برید. با این کار نبض بیمار نرمال می شود. آغوز متوجه می شود که ایلول دکتر ماهری است.
یکی از دستیارها اوضاع بیمارستان را به بهار خبر میدهد. دکتر آغوز می خواهد آن بیمار را عمل کند و از ایلول میخواهد دستیارش باشد. ایلول قبول نمیکند و میگوید که دستیار کسی نمی شود. آغوز عصبانی شده و میگوید: تو کارهای خودسرانه می‌کنی. بهار نیز از راه می رسد. آغوز به ایلول میگوید که پس عمل را خودش انجام بدهد و تمام کند و به او کمکی نمیکند و اگر نتواند موفق بشود باید از آنجا برود. بهار پیش علی رفته و خبر میدهد که ایلول میخواهد عمل مهم و حساس را خودش انجام دهد. علی پیش آغوز رفته و میگوید که ایلول تازه کار است و نمی‌تواند به تنهایی جراحی کند اما آغوز میگوید که او خودش اینگونه خواسته است. علی تصمیم می‌گیرد که به کمک ایلول برود.

او در اتاق عمل به ایلول میگوید که این عمل حساس تر از آن چیزی هست که تو فکر می‌کنی. اما ایلول میگوید که میخواهد خودش انجام بدهد و به خودش اعتماد دارد. با این حال موقع عمل علی به عنوان دستیار ایلول وارد می شود.
حسن عمل حساس، آغوز به ایلول میگوید که بقیه عمل را دست علی بسپارد. اما ایلول خودش به خوبی عمل را پیش می برد و تمام میکند. بعد از عمل، آغوز که به قدرت و مهارت ایلول پی برده است، پیش او آمده و معذرت خواهی میکند و میگوید که این برای ادای احترام به دکتر خوب است و لحنشان صمیمانه تر می شود.
وقتی که آغوز از ایلول در مورد علاقه سوال میکند، ایلول میگوید که مسائل آنگونه که او شنیده است نیستند.
علی و ایلول روی نیمکت پارک می نشینند و ایلول برای علی قهوه و آب می آورد و بابت اینکه در عمل به او کمک کرده و باعث اطمینان او شده از او تشکر میکند.

علی از اینطوری می‌پرسد: میخوای اینطوری به زندگیت ادامه بدی ؟ چون برای موفق شدن حریص شدی و نمیتونی از بقیه زندگیت لذت ببری.
ایلول میگوید آرزوی مادربزرگم دکتر شدن من بود و من تلاش کردم و موفق شدم و از این بابت خوشحالم. علی میگوید: از اینکه سالها پیش گذاشتم با یک نفر دیگه بری پشیمونم و من اون موقع نه به عنوان استاد بلکه به عنوان یک مرد بهت نزدیک شدم. او از ایلول میخواهد که یک شب با هم بیرون بروند اما ایلول نمی‌پذیرد. علی میگوید که دوباره این سوال را از او خواهد پرسید و می‌خواهد آن زمان جوابش مثبت باشد.

۰ ۰ آرا
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن