خلاصه داستان قسمت ۷۶ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۷۶ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملک یکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۷۶ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۷۶ سریال ترکی اسم من ملک

خلیل و میرزا به کارگاه آمده و ماجرا را به ملک می‌گویند. آنها تصمیم میگیرند به جای رو انداختن به پدرانشان، کارگاه را ترک کنند تا در جای دیگری به فعالیت خود ادامه دهند. آنها مشغول جمع کردن وسایل می شوند. عدنان به مغازه رفته و سراغ دفنه را از آلپای میگیرد. آلپای میگوید که او حتما با فوندا برای خرید بیرون رفته است، اما عدنان تصمیم میگیرد دم کلاس دفنه برود. فوندا برای عقدشان به آرایشگاه رفته تا موهایش را درست کند. آلپای با او تماس گرفته‌ و میخواهد که سریع دم کلاس دفنه برود تا مشکلی پیش نیاید. فوندا با کلافگی کارش را رها کرده و بیرون می رود. میرزا با جومالی تماس میگیرد و با او و سیدعلی در قهوه خانه قرار میگذارد.او با دلخوری از آنها بخاطر شرطی که گذاشتند گلایه میکند و سپس میگوید که آنها موفق به جور کردن پول نشدند و کارگاه را ترک میکنند زیرا حاضر نیستند دوستی خود را کنار بگذارند. نفیسه به داروخانه سیران می رود. او با سیران صحبت کرده و از او میخواهد که از میتات فاصله بگیرد زیرا آنها مناسب یکدیگر نیستند. سیران ناراحت شده و قبول میکند، اما میگوید که زندگی افرادی که طلاق گرفته اند نابود شده نیست و آنها نیز آرزوهایی دارند. میتات با سیران تماس میگیرد تا خبر بدهد که برای او خانه خدیجه را پیدا کرده است، اما سیران جواب نمی‌دهد. میتات کلافه شده و با زینال درد دل میکند و میگوید که نگران سیران است.
سیدعلی به مغازه می آید و با میتات در مورد سیران بحث میکند. میتات عصبی شده و میگوید که برای عاشق شدن از کسی اجازه نمیگیرد. سپس از آنجا می رود.

عدنان دم کلاس دفنه می رود. هنگامی که دفنه بیرون می آید، با عصبانیت از عدنان میخواهد از آنجا برود. عدنان متوجه می شود که دفنه علاقه ای به او ندارد و آلپای به دروغ گفته بود که دفنه به ازدواج راضی بوده است. آنها با یکدیگر دعوا کرده و دفنه سریع سوار تاکسی می شود و می رود. فوندا دیرتر می رسد و نمی‌تواند کاری کند.
میتات به داروخانه می رود تا در مورد پیدا شدن خانه به سیران خبر بدهد. سیران از او میخواهد که به آنجا نیاید و سپس میگوید که آنها باید راهشان را از یکدیگر جدا کنند. میتات متعجب و ناراحت می شود و از آنجا می رود. سیران با گریه به رفتن او نگاه میکند. دفنه با کرم تماس میگیرد و میگوید که عدنان در حال تعقیب اوست و از او میترسد. کرم که پیش عمر است، با او سوال ماشین می شود تا به سمت خانه بروند. محمود به خانه رفته و چمدانهای بسته قدریه را می‌بیند. قدریه برگه طلاق را به او میدهد تا امضا کند. همان لحظه، از بیمارستان با قدریه تماس گرفته و خبر میدهند که او باردار است. محمود برگه را امضا کرده و به قدریه میدهد. سپس با ناراحتی از اتاق بیرون می آید. قدریه به او چیزی در مورد بارداری نمی‌گوید.

حسین و آلپای و کنعان به همراه سیدعلی و جومالی به کارگاه می روند تا در مورد خرید آنجا به نتیجه برسند. خلیل و جومالی که تسلیم حرفهای دیگران شده اند، تصمیم گرفته اند با وجود بودن ملک در کارگاه آنجا را بخرند. آنها با کنعان و آلپای مشغول بحث هستند و حسین تصمیم دارد آنجا را به کنعان بفروشد زیرا قیمت بالاتری می گوید. همان لحظه عدنان با کنعان تماس گرفته و با عصبانیت میگوید که آلپای آنها را فریب داده و دفنه او را نمیخواهد و با احساسات او بازی شده است. کنعان شوکه شده و به حسین می‌گوید که از خرید منصرف شده است. سپس به همراه آلپای بیرون می آید. دفنه دم خانه رسیده و سریع به سمت عمر می رود و او را بغل میکند. عدنان که او را تعقیب کرده، با دیدن این صحنه عصبی شده و با چاقو از ماشین پیاده می شود.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن