خلاصه داستان قسمت ۸۲ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۸۲ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملک یکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۸۲ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۸۲ سریال ترکی اسم من ملک

در خانه ملک،او با گریه ماجرا را برای میتات و سیران تعریف میکند. میتات عصبانی می شود و سیران سعی دارد ملک را آرام کند. ملک میگوید که به عدنان شک دارد زیرا روز قبل نیز به بچه ها حمله کرده بود. او با آلپای تماس میگیرد تا مشخصات عدنان را بپرسد. آلپای که تصور میکند ملک بخاطر ماجرای کرم با او تماس میگیرد، به عمد جواب او را نمیدهد. ملک با میتات به آشپزخانه رفته و در مورد مشکل سیران سوال میکند. میتات می‌گوید که شوهر سابق او اذیتش میکند. سپس از ملک میخواهد که سیران پیش او بماند. ملک قبول کرده و به سیران میگوید که شب پیش او باشد. سیران میخواهد به هتل برود اما میتات میگوید که پیش ملک جای او امن است و خیال او نیز راحت است.
سرایدار ویلایی که عدنان به آنجا رفته دم در می رود. عدنان دفنه را تهدید میکند که در صورت سر و صدا، او را می کشد. سپس دست و پا و دهان او را می بندد و دم در می رود. سرایدار از اینکه عدنان بی خبر آمده متعجب شده و میخواهد داخل بیاید تا آنجا را تمیز کند، اما عدنان اجازه نمی‌دهد. بعد از رفتن سرایدار، او دست و پای دفنه را باز میکند.
حوس پیش کنعان رفته و خبر میدهد که عدنان با ماشین خودش نرفته و با یکی از ماشینهای آنها که دم در پارک بوده فرار کرده است. کنعان از او میخواهد هر طور شده مشخصات ماشین را پیدا کنند و آن را ردیابی کنند.
وقتی عمر به خانه می رود، جومالی با او بحث میکند. ویلدان از عمر دفاع کرده و از جومالی میخواهد که عمر را راحت بگذارد.

آخر شب، قدریه در اتاق با محمود بخاطر اینکه در مورد طلاقشان به همه خبر داده بحث میکند و از او گله میکند. محمود میگوید که او چیزی به کسی نگفته است. سپس به روی قدریه می آورد که از حاملگی او با خبر است و از اینکه قدریه با علم به اینکه باردار است، تصمیم به طلاق داشته، با او دعوا میکند. قدریه میگوید که او بعد از درخواست طلاق متوجه بارداری شده و قصد داشته یه محمود بگوید. محمود حرف او را باور نمیکند.
نفیسه در مورد خوشحالی سیدعلی سوال میکند و سیدعلی میگوید که قدریه باردار است. نفیسه خوشحال شده و از طرفی از رفتارهای اخیر محمود و قدریه متعجب می شود.
در خانه ملک، سیران و ملک تا نیمه شب با یکدیگر در مورد مشکلاتشان صحبت کرده و درد دل میکنند. ملک برای سیران ناراحت می شود و سیران نیز ملک را بخاطر مشکلات بچه هایش درک میکند و به او امید میدهد که به زودی دفنه پیدا می شود. دفنه در اتاق تنهاست و عدنان در را قفل کرده است.‌دفنه تمام شب با نگرانی گریه میکند.
ویلدان پیش عمر می رود و دلیل ناراحتی او را می پرسد. عمر که خودش را بخاطر گم شدن دفنه مقصر میداند، ماجرا را تعریف میکند و میگوید که دفنه ناپدید شده است. ویلدان ناراحت شده و عمر را دلداری میدهد و میگوید که او مقصر نیست. خدمتکار خانه جومالی از پشت در حرفهای آنها را می شنود.
صبح، ملک حاضر شده و میخواهد بیرون برود تا با آلپای صحبت کند و اطلاعاتی در مورد عدنان پیدا کند. میتات به آنجا می آید تا حال سیران را بپرسد. او به سیران میگوید که برایش خانه ای کرایه کرده و سپس کلید خانه قبلی سیران را میگیرد تا وسایل او را جابجا کند. سیران از او تشکر کرده و کلید را به او میدهد.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن