خلاصه داستان قسمت ۱۳۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۳۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا را می توانید مطالعه کنید. این مجموعه با نام ” زمانی در چوکوروا ” نیز در ایران و با نام های Tierra amarga, Once Upon a Time in Cukurova در ترکیه شناخته می شود. ژانر این سریال درام رمانتیک است و کارگردانان این سریال Murat Saracoglu و Faruk Teber می باشند.

قسمت ۱۳۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

خلاصه داستان سریال ترکی روزگاری در چکوروا

داستان این سریال به این شکل است که در حدود سال های ۱۹۷۰ میلادی در استانبول دو جوون که خودشون رو برای ازدواج حاضر میکردن با اتفاقی مواجه میشن که اصلا انتظارش رو نداشتن. ییلماز بخاطر زلیخا دست به قتل میزنه و مجبور به فرار میشه و زلیخا هم اونو تنها نمیذاره. دست تقدیر این دو رو به چوکوروا میکشونه. این دو جوون که با وجود تمام مشکلات مصمم بودن همچنان عاشق هم باشن ولی بعد از آشنایی با خانواده ی یامان که ارباب چوکوروا و صاحب مزارعی که ییلماز و زلیخا در اون کار میکردن بودن، همه چیز تا ابد عوض میشه.

این داستان داستان زندگی ییلمازی است که بخاطر عشقش قاتل شدن رو به جون میخره و داستان زلیخایی که بخاطر عشقش خودش رو مجبور به ازدواجی میکنه که نمیخواد و از طرفی داستان مادر ارباب “هونکار یامان” که برای حفظ گذشته ی پر زرق و برق و همچینین تنها پسرش میجنگه و اربابی که چنان عاشق زلیخا میشه که حتی حاضره برای بدست آوردن عشقش اونو اسیر کنه….

قسمت ۱۳۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

ایلماز با شنیدن خبر بارداری زلیخا ناراحت شده و به محوطه بیمارستان می رود. در اتاق زلیخا، همه متعجب و شوکه شده اند. دمیر سعی دارد خشم خودش را کنترل کند. شرمین به دمیر و هولیا و زلیخا تبریک میگوید و به آنها به خاطر دوباره بچه آوردن طعنه می زند. صباح الدین با او بحث کرده و میگوید که دخالت نکند.
مژگان پیش ایلماز می رود. او خبر بارداری زلیخا را به ایلماز نیز میگوید. ایلماز خودش را خونسرد و لی تفاوت نشان میدهد. دمیر و هولیا و زلیخا به سمت خانه می روند. هولیا سعی دارد همه چیز را طبیعی جلوه دهد و از خوبی آمدن بچه جدید و برادر برای عدنان میگوید. زلیخا از اینکه دوباره باردار است و این بار بچه دمیر را دارد به شدت عصبی است زیرا خودش را اسیر دمیر میداند.

وقتی به خانه می رسند، زلیخا با ناراحتی به اتاق می رود. دمیر با هولیا بحث کرده و میگوید که نمی‌تواند خیانت زلیخا را تحمل کند و آنها خوب میدانند که آن بچه از دمیر نیست. هولیا اصرار دارد که چنین چیزی نیست و حتما او خوب شده و بچه از خود اوست و نباید فکر بد بکند. دمیر قانع نمی شود و میگوید که حساب این کار را باید از زلیخا پس بگیرد. او با عصبانیت به اتاق زلیخا می رود و بی مقدمه از او می پرسد که از چه زمانی به او خیانت میکند و با ایلماز رابطه دارد. زلیخا با شنیدن این حرف شوکه و عصبانی می شود. دمیر از زلیخا جواب میخواهد و اسلحه خود را درآورده و او را تهدید میکند. زلیخا میگوید‌ که اگر او تصور میکند که زلیخا خیانت کرده پس بهتر است او را بکشد. آنها با یکدیگر درگیر می شوند که ناگهان هولیا از بالا صدای شلیک می شنود. او با هراس به طبقه بالا می رود. اتفاقی نیفتاده و زلیخا و و دمیر هرکدام یک طرف افتاده و عصبی هستند. زلیخا با عصبانیت به دمیر میگوید که اگر هولیا با تهدید و دروغ او را به عقد دمیر در نمی آورد و وعده دروغ بابت زنده ماندن ایلماز نمی‌داد این بلاها سر او نمی آمد. سپس از احساسش به ایلماز و عشق و علاقه زیادی که تا ابد به او دارد میگوید. دمیر عصبانی است ولی نمی‌تواند واکنشی داشته باشد. زلیخا حرفهایش را زده و از اتاق بیرون می رود. دمیر با خشم به هولیا نگاه میکند.

در بیمارستان مژگان از اینکه خانواده دمیر بعد از شنیدن خبر بارداری او خوشحال نبودند متعجب می شود.
ایلماز به مرغداری رفته و تکین پیش او می آید . تکین متوجه ناراحتی او می شود. ایلماز در مورد خبر بارداری مجدد زلیخا میگوید و تظاهر میکند که از اینکه بچه های خاندان یامان در حال زیاد شدن هستند ناراحت است، اما تکین به خوبی میداند که ایلماز چرا ناراحت است. دمیر با عصبانیت از خانه بیرون می رود. شرمین کنجکاو است که بداند صدای اسلحه برای چه آمده بود. غفور برای اذیت او میگوید که دمیر قصد کشتن شرمین را داشته و هولیا او را منصرف کرده است. شرمین حرصش میگیرد. ایلماز نیز همزمان از خانه بیرون آمده و به خارج از شهر می رود. او روی پل رودخانه رفته و یاد خاطراتش با زلیخا می افتد و با تمام توان فریاد می زند.
دمیر به جنگل رفته و با یادآوری حرفهای زلیخا در مورد علاقه اش به ایلماز عصبی شده و میخواهد با اسلحه خودش را بکشد اما توان این کار را ندارد.

۰ ۰ آرا
رأی دهی به مقاله
برای امتیاز به این نوشته جدولیاب کلیک کنید!
[کل: ۱۰ میانگین: ۲.۵]
برچسب ها
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن