خلاصه داستان قسمت ۳۵ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۳۵ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملکیکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۳۵ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۳۵ سریال ترکی اسم من ملک

میتات وقتی حرف سیران را از پشت تلفن می شنود، شوکه شده و به ملک که در حال رفتن به کلانتری است نگاه میکند. او به خودش می آید و بعد از قطع تماس، ملک را صدا می زند و میگوید که احتیاجی به پس گرفتن شکایت نیست و حق با کرم است و آلپای باید جزای کارش را ببیند. سپس آنها را سوار ماشین میکند و به سمت خانه می برد. ملک می‌گوید که وسایلشان را جمع کرده و می رود، اما میتات میگوید که احتیاج به رفتن آنها نیست و می‌توانند در عمارت بمانند، اما رفتار او یا ملک عوض نخواهد شد. ملک پیاده شده و به همراه بچه ها که دم در منتظر هستند، داخل خانه می رود. سیدعلی با دیدن سیدعلی کوچک به شدت خوشحال شده و او را بغل کرده و مدام می بوسد. نفیسه نیز از آمدن سید علی خوشحال می شود. ملک می‌گوید که میتات سیدعلی را برای او آورده است و از اینکه چگونه این کار را کرده خبری ندارد. در خانه آلپای، فوندا از اینکه آلپای بچه را به میتات داده و هیچ اعتباری به رچپس گرفتن شکایت نیست، عصبی است وبا آلپای بحث میکند.

آلپای میگوید که میتات خودش نیز دشمن ملک است و حتما او را راضی خواهد کرد. میتات در گوشه ای در جاده مگه داشته ‌و پیاده شده و با گریه از اینکه چرا نتوانسته ملک را از خانه بیرون کند از خودش گله میکند. آلپای با او تماس میگیرد تا در مورد شکایت خبر بگیرد. میتات که کلافه است، میگوید که ملک شکایت را پس گرفته، و سپس قطع میکند.هیال آلپای و فوندا راحت می شود. . در بازار، حافظ پیش جومالی آمده و بخاطر اینکه خلیل و جومالی با یکدیگر قهر هستند، او را نصیحت میکند و میگوید که بخاطر اخلاق تند و عصبی او،به راحتی نمی‌تواند با خلیل صحبت کند. جومالی برای اینکه جو سرد خانواده را درست کند، به شاگرد سیدعلی سفارش کباب میدهد. میتات به داروخانه سیران رفته و در مورد بیماری ملک سوال میکند. سیران میگوید که نمی‌دانسته که میتات از این مسأله خبر ندارد. سپس میگوید که بسیاری سرطان لنفاوی است و از میزان پیشروی آن خبری ندارد.

میتات شماره ملک را به سیران میدهد و از او میخواهد با خود ملک هماهنگ کند و نگوید که میتات خبر دارد. سپس با کلافگی بیرون می آید. جومالی با سینی کباب سیدعلی به خانه آمده و به زمرد و ویلدان میگوید که برای نهار میای سیدعلی را گرفته و میگوید که به خلیل نیز میز دهند تا برای نهار باید. زمرد متعجب شده و با خلیل تماس میگیرد ، اما خلیل میگوید که با کباب خرید از سیدعلی دل او به دست نمی آید و باید با او صحبت و معذرت خواهی کند. جومالی عصبی شده و زمرد و ویلدان نیز او را برای غذا همراهی نمی‌کنند. جومالی خودش همه کباب ها را می خورد. در خانه سید علی، سیدعلی کوچک به کرم و دفنه میگوید که فوندا، معلم مهد کودک او نیز به همراه آلپای بوده و بخاطر دیدن او از آلمان آمده است. دفنه متوجه می شود که فوندا کیست و ماجرا را به کرم میگوید. کرم از این قضیه عصبی می شود.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن