خلاصه داستان قسمت ۳۶ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۳۶ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملکیکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۳۶ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۳۶ سریال ترکی اسم من ملک

جومالی بخاطر خوردن کباب زیاد دل درد گرفته و گوشه خانه نشسته و ناله میکند. زمرد که از او دل چرکین است، جومالی و رفتارش را مسبب اذیت خودش و اطرافیان میداند. در خانه باغ، میزرا، دوست خلیل او را نصیحت میکند و میگوید که جومالی نرم شده و او نیز نباید زیاد به او فشار بیاورد و همه چیز با گذشت زمان درست می شود. ملک با باشاک تماس گرفته و خبر میدهد که سیدعلی پیدا شده است. باشاک خوشحال شده و به همراه احسان و زهرا به سمت خانه سیدعلی می روند تا ملک را ببینند. ملک سیدعلی را می خواباند و به او وعده میدهد که صبح زود قرار است به مدرسه برود و دوستان جدیدی پیدا کند. سیدعلی میگوید که در مدرسه آلمان او هیچ دوستی نداشته و فقط با معلم فوندا بوده است. ملک از شنیدن این حرف ناراحت می شود. شب، کرم دم مغازه سیدعلی می رود تا با میتات حرف بزند. او با ناراحتی به میتات میگوید که دلیل تغییر رفتار او با ملک را درک نمیکند و از طرفی از میتات آدرس آلپای را میخواهد . او گریه اش گرفته و میگوید که هضم اینکه آلپای یک زن را همراه خودش آورده برای او سخت است و باید حساب این کار را پس بدهد.

میتات به کرم میگوید که به خانه برگردد و او هیچ آدرسی به کرم نیمدهد زیرا میداند که او کار اشتباهی انجام میدهد. باشاک و احسان با ملک صحبت کرده و ملک میگوید که شکایتش را پس نمیگیرد زیرا آلپای باید به جزای کارش برسد. دفنه و زهرا در حیاط نشسته اند. زهرا از دفنه در مورد رابطه اش با عمر سوال میکند. دفنه میگوید که رابطه ای بین آنها نیست و بیشتر با هم درگیر هستند. سپس برای او تعریف میکند که روز گم شدن سیدعلی،او و عمر سیدعلی را برای پیک نیک برده بودند. قدریه که پشت دیوار ایستاده، این حرف ها را می شنود. عمر پیش خلیل و میرزا می رود و از آنها می شنود که سیدعلی پیدا شده و خوشحال می شود. سیران با ملک تماس گرفته و خبر میدهد که داروی او آماده شده است. عمر با ملک تماس میگیرد و به او خبر میدهد که روز بعد باید برای شروع شیمی درمانی به بیمارستان بیاید. ملک هنگامی که همه خوابیده اند،پنهانی از خانه بیرون می آید تا برای خرید داروهایش به داروخانه برود. قدریه او را هنگام رفتن می بیند.

وقتی که سیدعلی به حیاط می آید، قدریه از اتاق بیرون آمده و میگوید که ملک بیرون رفته است. همان لحظه ملک به خانه می آید و در مقابل سیدعلی میگوید که برای خرید دارو برای درد دست سیدعلی کوچک به داروخانه رفته بود. سیدعلی میگوید که نباید ان وقت شب تنها بیرون برود و باید به محمود می‌گفت. ملک نگاه معناداری به قدریه میکند، زیرا قدریه اجازه نمی‌دهد که محمود برای ملک کاری بکند. بعد از رفتن سیدعلی، قدریه به ملک نیش و کنایه می زند و به اتاقش می رود. میتات از بیرون غذا گرفته و به مغازه سیران می رود تا با هم ساندویچ بخورند. سیران از او در مورد مشکلش با ملک سوال میکند زیرا رابطه سرد آنها برای او عجیب است. میتات کلافه شده و با سیران بخاطر این موضوع بحث میکند و از مغازه بیرون می آید.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن