خلاصه داستان قسمت ۳۹ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۳۹ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملک یکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۳۹ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۳۹ سریال ترکی اسم من ملک

در خانه سید علی، او دفنه را با عصبانیت صدا زده و او را بخاطر پیک نیک رفتن با عمر دعوا میکند . دفنه ابتدا جا خورده اما سپس با عصبانیت میگوید که او از آلمان عمر را می شناسد و آشنایی آنها ربطی به دشمنی خانواده ها ندارد. او با سیدعلی بحث کرده و به اتاق می رود. نفیسه و محمود با چشم غره به قدریه که چنین فتنه ای راه انداخته نگاه میکنند.
در خانه جومالی، ملک با جومالی به اتاق رفته و با او بخاطر بریدن نان او و بیکار کردنش بحث میکند. جومالی میگوید که کار درستی کرده و او حق ندارد در شهر آنها زندگی کند. مریم و خدیجه خانم با دیدن شرایط خانه، از آنجا می روند.

ملک حین بحث با جومالی، چشمانش سیاهی رفته و بیهوش می شود. جومالی حسابی ترسیده و همه را به اتاق صدا می زند‌. عمر نیز که به خانه آمده، بالای سر ملک می آید و چون علت بیهوش شدن ملک را میداند، خودش او را معاینه کرده و نمی‌گذارد که او را به بیمارستان ببرند.
جومالی با سیدعلی تماس گرفته و با عصبانیت به او میگوید که ملک به آنجا آمده و داد و بیداد کرده و سپس از حال رفته است. او میگوید که آنها دنبال ملک بیایند و ملک را از خانه او ببرند. سیدعلی عصبی شده و نفیسه و محمود را به آنجا می فرستد تا ملک را ببرند.
خلیل از اینکه مادرش به عمد مریم را دعوت کرده و پشت سر او کارهایی میکند، عصبانی می شود. زمرد میگوید که او از طریق خدیجه، اتفاقی با مریم آشنا شده و از اینکه او چه کسی بوده است خبر ندارد. خلیل حرف زمرد را باور میکند.

کرم به باشگاه رفته و برگه قرارداد را میگیرد. او با خوشحالی به خانه آمده و موضوع را مطرح میکند، اما بخاطر اینکه سرپرستی اش با آلپای است، نمی‌تواند قرارداد را تکمیل کند. سیدعلی برگه را گرفته و به عنوان سرپرست امضا میکند‌ و میگوید که برای مربی تیم قابل قبول است. کرم خوشحال شده و تشکر میکند.
نفیسه و‌ محمود به خانه جومالی رفته و با دلخوری، ملک را از آنجا به سمت خانه می برند. خلیل که تصور می‌کرد پدرش پشیمان شده و دیگر خانواده سیدعلی را اذیت نمیکند، میگوید که اشتباه کرده که به خانه برگشته و دوباره از آنجا می رود. زمرد بخاطر رفتارهای جومالی کلافه و خسته شده است.
در خانه، سیدعلی ملک را به اتاقش صدا زده و با عصبانیت بخاطر اینکه سراغ جومالی رفته و دوباره خودسر کاری کرده است با او بحث میکند. او به ملک می‌گوید که اگر او را به خانه راه داده صرفا بخاطر بچه های اوست و هرگز او را نبخشیده است. ملک با ناراحتی از اتاق بیرون می رود. بچه ها نگران ملک شده و با دیدن او خیالشان راحت می شود. ملک می‌گوید که فشارش افتاده بوده، و عمر نیز به همه چنین چیزی گفته است تا به چیزی شک نکنند.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن