خلاصه داستان قسمت ۴۳ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۴۳ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملک یکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۴۳ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۴۳ سریال ترکی اسم من ملک

جومالی با شنیدن حرفهای آلپای عصبانی شده و شروع به کتک زدن او میکند. آلپای همچنان از ملک بدگویی میکند و محمود که دیگر طاقتش تمام شده، جلو می آید و او نیز آلپای را به شدت کتک می زند. بقیه اهالی بازار جلوی میتات را میگیرند. آلپای با عصبانیت میگوید که آنها را راحت نمی‌گذارد و بلای جان ملک خواهد شد.
در خانه، وقتی که میتات ساکش را به اونزیله میدهد تا لباسها را در کمد بچیند، همه خوشحال می شوند. میتات جلوی سیدعلی کوچک آمده و با خوشرویی با او بازی میکند و میخواهد او را برای تفریح بیرون ببرد. ملک از اینکه بچه هایش بعد از او تنها نخواهند ماند خیالش راحت می شود.

زینال، ادویه فروش کنار مغازه سیدعلی با او تماس گرفته و خبر میدهد که اوضاع در بازار به هم ریخته و آلپای به آنجا آمده است. سیدعلی عصبانی شده و به همراه میتات به سمت مغازه می رود. ملک نیز وقتی میفهمد که آلپای آمده، سریع دنبال آنها می رود.
عمر و دفنه، خلیل و میرزا را از دور می‌بینند و آنها را صدا می زنند . آنها همگی دور هم غذا می خورند و میرزا از خاطرات جوانی و زن و بچه اش که آنها را از دست داده، برای دفنه تعریف میکند.
آلپای بعد از خط و نشان کشیدن، به سختی بلند شده و از بازار بیرون می آید. او با کنعان تماس میگیرد و کنعان دنبال او می آید. کنعان به آلپای میگوید که آنها باید از طریق دیگری وارد عمل شده و آنها را نابود کنند. او میگوید که باید با استراتژی قدم بردارند.

سیدعلی و میتات و ملک به مغازه می رسند. محمود و جومالی در حال بحث و دعوا هستند و جومالی با دیدن سید علی، با طعنه در مورد حرفهای آلپای میگوید . ملک شوکه شده و میگوید که چنین چیزی صحت ندارد و او با خلیل کاری ندارد. او میگوید که خودش از ماجرای مریم با خبر است و برای آنها آرزوی خوشبختی کرده است.سید علی با جومالی بحث کرده و محمود او را به سمت مغازه میکشد. سیدعلی میگوید که ملک دیگر به کارگاه نمی رود. ملک یا شنیدن این حرف جا میخورد و با ناراحتی می رود.
جومالی با خلیل تماس میگیرد اما خلیل جواب او را نمی‌دهد زیرا تصور میکند که او میخواهد باز یه برگشتن خلیل به خانه اصرار کند. ویلدان نیز در خانه ذهنش درگیر حرفهای قدریه است و با عمر تماس میگیرد اما عمر نیز جواب نمی‌دهد.

جومالی با عصبانیت به خانه آمده و بی مقدمه به زمرد میگوید که آنها باید سریع تر به خواستگاری مریم بروند و در این باره چیزی به خلیل نگویند تا او را در عمل انجام شده قرار دهند. ویلدان این کار را اشتباه میداند و میگوید که عمر قبول نکرده و ناراحتی پیش می آید، اما زمرد اهمیتی نمی‌دهد.
عمر، دفنه را به خانه می رسد. او کمی دورتر پارک میکند تا کسی آنها را نبیند. دفنه بابت بیرون رفتن از او تشکر میکند. هنگامی که از ماشین پیاده می شود، کرم آنها را میبیند و دوباره عصبی می شود. عمر به کرم میگوید که آنها کار اشتباهی نمیکنند، اما کرم میگوید که کار آنها باعث دردسر خواهد شد و او نباید مدتی به دفنه نزدیک شود. سپس به همراه دفنه به خانه می رود.
میتات با عصبانیت دم خانه آلپای می رود. او به فوندا میگوید که باید از آنجا بروند و از خانواده او فاصله بگیرند وگرنه آنها را به دردسر می اندازد
او بعد از تهدید فوندا از خانه بیرون آمده و آلپای را میبیند. او آلپای را نیز تهدید کرده و از آنجا می رود.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن