خلاصه داستان قسمت ۵۸ سریال ترکی قهرمان + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۵۸ سریال ترکی قهرمان را مطالعه می کنید. با ما همراه باشید. “قهرمان” محصول سال ۲۰۱۹ میلادی است و در ترکیه مخاطبان و طرفداران زیادی دارد. سریال ترکی قهرمان Şampiyon جدیدترین سریال تولگاهان ساییشمان بازیگر محبوب ترکیه ای می باشد که دارای داستانی درام و غم انگیز می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ تولگاهان سایمشان، ییلدیز چاگری آتیکسوی و امیر اوزیاکیشیر در سریال قهرمان به ایفای نقش پرداخته اند.

قسمت ۵۸ سریال ترکی قهرمان

خلاصه داستان سریال ترکی قهرمان

فیرات بولوکباشی ملقب به قفقاز قهرمان سابق بوکس بوده و در مسابقه قهرمانی رقیبش رو شکست میده ولی رقیب همونجا خونریزی مغزی میکنه و میمیره و این ماجرا زندگی فیرات رو زیر و رو میکنه و خونه و کار و همسرشو از دست میده و با پسرش تنها میمونه. بعد از هفت سال فیرات برای درمان پسرش که تب مدیترانه ای داره به ۶۰۰ هزار لیره نیاز پیدا میکنه و برای همین باز مجبور میشه به رینگ بره…

قسمت ۵۸ سریال ترکی قهرمان

فیرات که حرف های نسلی را شنیده با ناراحتی از انجا دور می شود. لحظه ی اخر نسلی او را می بیند و دنبالش می رود. کرم می گوید: «فیرات همونی بوده که به خاطرش منو نمیدیدی و سالها بهش علاقه داشتی؟ » نسلی می گوید: «مگه مهمه وقتی از امروز و این لحظه به بعد من تورو دوست دارم؟ » کرم می گوید: «ولی وقتی استاد ظفر ازت پرسید همینطوری موندی و حتی جوابشو ندادی. منو گول نزن. تو هنوز عاشق فیراتی. » نسلی می گوید که همچین چیزی وجود ندارد فقط او را دوست دارد. اما کرم که پر از نفرت شده می گوید: «تو واقعیتو از من پنهون کردی و من فکر میکردم همه چیز واقعیه! خیلی احمق بودم! » نسلی از او خواهش می کند که نرود اما کرم سوار ماشین شده و از آنجا دور می شود. سونا سعی می کند فیرات را از اینکه به مسابقه ی بوکس برود منصرف کند اما فیرات می گوید که مجبور است در این مسابقه شرکت کند و سونا گریه می کند و می گوید: «اگه بری میمیری میفهمی؟ به خاطر من و بقیه نه به خاطر پسرت نرو اگه اون تورو از دست بده چی؟ » فیرات که عصبی شده به او می گوید که گونش را در این موضوع دخالت ندهد و بعد هم از انجا خارج می شود.

بقیه دور سونا جمع می شوند بفهمند که قضیه از چه قرار است و سونا می گوید که اگر ضربه ای دیگری به سرش بخورد ممکن است حتی بمیرد و برای همین باید بوکس را کنار بگذارد. و از انها می خواهد که فیرات را قانع کنند تا به مسابقه نرود اما ظفر می گوید که فیرات را خوب میشناسد و میداند هرطور که باشد مسابقه را انجام خواد داد. سونا به تانسل زنگ می زند و می گوید که فیرات نباید وارد این مسابقه بشود و بیماری خطرناکی دارد و باید این مسابقه را کنسل کند. تانسل می گوید که این از دست او ساخته نیست و فقط به شرطی که جدی بودن بیماری قفقاز را همه به چشم ببینند ممکن است بتوانند مسابقه را کنسل کنند. از طرفی هم یامان به سرهات و ظفر می گوید که چیزی که می تواند مانع این مسابقه بشود، برنامه ریزها و پولی که این وسط می چرخد است و با ارائه دادن گزارش بیماری فیرات کاری از پیش نمیشود برد. وقتی همان موقع فیرات به جمع آنها می آید، همه از او می خواهند که این مسابقه را ندهد. فیرات اعصابش خرد می شود و می گوید که مشکلی برای او پیش نخواهد آمد و اضافه می کند که در تمامی مسابقات این ضایعه همراه او بوده و مشکلی برایش نیامده پس جای نگرانی نیست. بعد هم بلند می شود تا برای شام الیف را هم صدا بزند.

الیف به او می گوید که اگر می شود در این مسابقه شرکت نکند چون برای اولین بار از اینکه او را از دست بدهد می ترسد. فیرات بیشتر اعصابش بهم می ریزد و الیف می گوید: «تنها چیزی که تورو تو این زندگی سرپا نگه میداره مصمم بودنته. تنها کسی که پیشم مونده تویی واسه همین میترسم از دستت بدم. وگرنه مطمئنم که تو توو این مسابقه برنده میشی. » فیرات لبخند می زند و می گوید: «خیلی احتیاج داشتم اینو از یکی بشنوم که بهم ایمان داره برنده میشم. » و از الیف تشکر می کند. کرم که هم به فیرات حسادت می کند و هم اینکه موضوع بحث همه فیرات شده و این مسئله او را اذیت می کند، فورا سراغ تانسل می رود و به او می گوید که چرا او تیتر اخبار نیست و خبر مسابقه ی فیرات او را از چشم انداخته و حالا باید تانسل برایش مسابقه ای بهتر و بالاتر از قفقاز برای او دست و پا کند! تانسل می گوید: «من طبق بنیه تو دارم برات مسابقه جور میکنم!

اگه میخوای در حد قفقاز باشی باید زیاد تلاش کنی. » کرم با عصبانیت آنجا را ترک می کند و سراغ کادو میرود و می گوید: «تا آخرش هرچی بشه هم با منی؟ » کادو قبول می کند و کرم بدون حرفی سوار ماشینش می شود تا کارهایی که باید را بکند. سونا هم تمام گزارشات سلامتی و بیماری فیرات را به یک خبرنگار می دهد تا مانع شرکت او در مسابقه بشود. صبح فیرات وارد باشگاه می شود و ظفر با نگرانی از او می خواهد که این بار سنگین را از روی دوشش بردارد و وارد مسابقه نشود. فیرات کلافه او را به اتاق بالا می برد و چندتا از ویدیوهای استایگر را نشان او می دهد و می گوید که کاملا تکنیک های او را حفظ کرده و می داند که به راحتی می تواند او را در این مسابقه شکست بدهد.

۰ ۰ آرا
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن