خلاصه داستان قسمت ۵۹ سریال ترکی قهرمان + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۵۹ سریال ترکی قهرمان را مطالعه می کنید. با ما همراه باشید. “قهرمان” محصول سال ۲۰۱۹ میلادی است و در ترکیه مخاطبان و طرفداران زیادی دارد. سریال ترکی قهرمان Şampiyon جدیدترین سریال تولگاهان ساییشمان بازیگر محبوب ترکیه ای می باشد که دارای داستانی درام و غم انگیز می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ تولگاهان سایمشان، ییلدیز چاگری آتیکسوی و امیر اوزیاکیشیر در سریال قهرمان به ایفای نقش پرداخته اند.

قسمت ۵۹ سریال ترکی قهرمان

خلاصه داستان سریال ترکی قهرمان

فیرات بولوکباشی ملقب به قفقاز قهرمان سابق بوکس بوده و در مسابقه قهرمانی رقیبش رو شکست میده ولی رقیب همونجا خونریزی مغزی میکنه و میمیره و این ماجرا زندگی فیرات رو زیر و رو میکنه و خونه و کار و همسرشو از دست میده و با پسرش تنها میمونه. بعد از هفت سال فیرات برای درمان پسرش که تب مدیترانه ای داره به ۶۰۰ هزار لیره نیاز پیدا میکنه و برای همین باز مجبور میشه به رینگ بره…

قسمت ۵۹ سریال ترکی قهرمان

ظفر به فیرات می گوید که نمی تواند همچین اجازه ای به او بدهد چون او وارد مسابقه مرگ می شود و اگر ضربه ای به سرش بخورد خودش را هرگز نخواهد بخشید. همان موقع موجلا وارد اتاق می شود و می گوید که خبر بیماری فیرات را از تلوزیون شنیده و حتی خبرنگارها هم جلوی در باشگاه منتظر هستند. فیرات و ظفر متعجب می شوند و فیرات از ظفر می خواهد کنارش باشد تا جواب خبرنگارها را بدهند و ظفر دست او را می گیرد و قبول می کند. هردوی آنها مقابل خبرنگار ها می روند و می گویند که قبل از مسابقه ی مهمی مثل این مسابقه همچین شایعه ای طبیعی است و قفقاز از همیشه سالم تر است. همان موقع هم دکتر متخصص به سونا می گوید که می توانند بدون عمل، در عرض سه ماه فیرات را خوب کنند اما خبر مصاحبه ی فیرات با خبرنگارها را از تلویزیون می بینند و به حال او افسوس می خورند. سونا عصبانی می شود و آماده می شود تا سراغ فیرات برود. او به باشگاه می رود و سر فیرات و ظفر فریاد می زند که چرا همچین کاری را می کنند و چرا به فکر سلامتی فیرات نیستند. فیرات از او می خواهد آرام باشد اما سونا گریه می کند و به او می گوید: «فیرات من این دردو یه بار کشیدم. من نمیخوام بازم کسی رو که دوستش دارم رو از دست بدم. ازت خواهش میکنم و لازم باشه به پات میفتم… »

فیرات او را در آغوش می گیرد و سعی می کند آرامش کند اما بعد می فهمد که گزارش سلامتی اش را سونا به دست خبرنگاران داده و می گوید: «تو متوجه نیستی ممکن بود دوران بوکسم تموم بشه؟ » سونا می گوید: «برام مهم نیست. فقط زندگی توئه که واسم مهمه. هرکاری لازم باشه انجام میدم تا تو وارد این مسابقه نشی! » و بعد صدایش را پایین آورده و می گوید: «فیرات ببین، این بیماری یه دوره ی مداوای سه ماهه داره.. بیا اول اونو انجام بدیم و بعد به بوکس فکر میکنیم… » فیرات می گوید: «طوری رفتار نکن که من قراره بمیرم! به جای این که کنارم باشی مقابلمی! » سونا می گوید: «اگه قضیه مرگ تو باشه و تا نفس آخرم مقابلتم! اینم برای اخرین بار میگم که اگه اون مسابقه رو بدی، منو باید از یادت ببری. » فیرات کمی سست می شود و می گوید: «سونا ازت خواهش میکنم این کارو نکن. نه خودتو نه پسرمو تو ترازو نذار. من مجبورم این مسابقه رو بدم. » سونا در حالی که اشک می ریزد می گوید: «حرف آخرت این بود؟ » و آنجا را ترک می کند.

الیف پیش تانسل می رود و از او می خواهد که این مسابقه را کنسل کند و اگر هم نتواند مانع آن بشود باید هم پول را فراموش کند و هم اتش بس بینشان را! تانسل می گوید به شرطی که صندوق را همین فردا باز کند این کار را خواهد کرد. با اینکه برای الیف سخت است اما قبول می کند. کرم از کادو می خواهد با مدیر یک شبکه تلوزیونی صحبت کند تا با او مصاحبه انجام بدهد اما از چیزی که می خواهد بگوید به کادو حرفی نمی زند. کرم مقابل دوربین می رود و می گوید: «من اومدم تا فیرات بولوک باشی رو به مبارزه بطلبم! اگه جرئتشو داری با من مبارزه میدی و برنده ی مسابقه ی من و تو مبارزه با استایگر رو انجام میده! » همه این مصاحبه ی او را می بینند و از کاری که کرده ناراحت می شوند. فیرات بدون حرفی به تمرینش ادامه می دهد و به ظفر می گوید: «من نمیتونم با کسی که به هم برادر میگیم مسابقه بدم! من جاه طلبیشو درک میکنم اما اگه با کتک درست میشد این کارو انجام میدادم! » تانسل از این حرکت کرم استقبال می کند و حتی به ظفر زنگ می زند و می گوید که مدیر برنامه ی استایگر از این وضعیت راضی است و اگر آنها هم راضی باشند مسابقه با قفقاز را عقب می اندازد و اضافه می کند: «پول خوبی وسطه. کرم رقیبی نیست که قفقاز رو تهدید کنه. خوب بهش فکر کن. » ظفر می گوید که فردا تصمیمشان را به او خواهند گفت.

وقتی کرم به خانه شان می رسد نسلی را روی پله ها می بیند. نسلی به او می گوید که چرا همچین کاری کرده و می خواهد حرصش از او را سر فیرات خالی کند؟ کرم می گوید: «بسه! هم من و هم قفقاز بوکسوریم و از این عادی تر وجود نداره  که به مبارزه بطلبمش و این هم به کسی ربطی نداره. من به آینده م دارم فکر میکنم. » او وارد خانه می شود و سونا به سمت او می رود و با عصبانیت از او می خواهد که از این مسابقه بگذرد اما کرم با قاطعیت می گوید که تصمیمش را گرفته است. الیف و تانسل به محل صندوق می روند تا الیف سهم تانسل را بدهد و طبق قراری که گذاشته اند مانع مسابقه ی فیرات هم بشود.

۰ ۰ آرا
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن