خلاصه داستان کامل قسمت هشتم سریال جیران

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت هشتم سریال جیران را خواهیم داشت. این سریال به کارگردانی حسن فتحی و اسماعیل عفیفه ساخته شده است که هر هفته جمعه از پلتفرم فیلیمو پخش می شود.

قسمت هشتم سریال جیران

ناصرالدین شاه به دیدار مردمی که برای دادن عریضه شرفیاب شده اند و او به علی خان حاجب دستور می دهد تا کاغذ تمامی رعیت جمع شود و بهش رسیدگی شود.
آقاخان نوری که از دیدن این رفتار شاه متعجب شده با پسرش کاظم حرف می زند و می گوید هر چقدر لازم باشه خرج می کنم تا تو داماد این خانواده شوی …
مهد علیا به دیدار شاه رفته است و بعد کلی خوش و بش مهد علیا ازش می خواهد که به تمام زن های اندرونی توجه کند و اجازه ندهد که زن هایش بی توجهی او را ببینند و آتیش به پا کنند.
شاه می گوید در اندرونی بگویید که شاه مدتی به سفر و شکار رفته و برای هیچ کس نیست و نگذارد که آتیشی بر پا شود و مادرش بهش تاکید می کند که تنها نرود و دو تایی برگردد.
کفایت خاتون به دیدار میرزا شفیع خان رفته است و می گوید نقشه ام به خوبی پیش رفته و قرارمان با تو هم سرجایش است و حالا بهتر است قائله را ختم به خیر کنی و بروی…
میرزا کاظم نوری برای پدرش سیاهه ای را می خواند که حسابی در آن از پدرش بد گفته است و او عصبی می شود و می گوید من سر این سیاهه نویس را می خواهم که همان لحظه بانو تاج الدوله او را فرا می خواند.
میرزا آقاخان نوری به تاج الدوله می گوید که او حسابی لایق اسمش است و برایش چرب زبانی می کند اما او روی خوش نشان نمی دهد که آقاخان نوری می گوید قصد دارم معین شما را ولیعهد مملکت کنم که تاج الدوله خوشش می آید و می گوید در ازاش از من چه می خواهی؟
میرزا آقاخان نوری که از باهوشی تاج الدوله خوشش آمده است می گوید در ازاش ملک زاده خواهر شوهرش شما را برای پسرم می خواهم.
قراوول ها در حال تمرین کردن هستند و خدیجه هم به همراه خواهرش و خواجه ها قصد بازار گردی دارند که در حین سوار کالسکه شدن، خدیجه سیاوش را در صف قراوول ها می بیند به اتاقش بر می گردد.
گل نسا به خدیجه می گوید که ننه آشوب او را به قصر برگردانده و شنیدم که می گفت تقدیر بهت مهلت داده تا بجنگی…
جیران خاتون از عزیز آقا می خواهد که به نزد شاه برود و وقت خلوت بگیرد تا او را راضی کند که در شکار همراهی اش کند.
جیران حسابی با دلبری سعی می کند شاه را راضی کند که او را با خودش ببرد اما ناصر قبول نمی کند و خدیجه قبل از رفتن می گوید من همان رعیت هستم و هیچ وقت هم قبیله ای شما نخواهم شد. ناصرالدین شاه با شنیدن این حرف به فکر فرو می رود اما هیچ نمی گوید.
ملک زاده که هنوز از مرگ امیرکبیر تو بهت است با گلین زن عقدی شاه حرف می زند و گلین هم که از مرگ پسرش حسابی ناراحت است می گوید دعا کن زودتر بمیرم و ملک زاده هم می گوید باعث و بانی تمام این مشکلات ناصر است.
آن ها در حال صحبت کردن هستند که تاج الدوله و ستاره و شکوه السلطنه به دیدار او می روند و می گویند باید کل این خاتون تجریشی را بخوابونیم اما گلین بی توجهی می کند و می گوید برای من اهمیتی ندارد و خودتون هر کاری دلتون می خواد انجام بدین.
ملک زاده با شنیدن این حرف ها مشتاق می شود تا جیران را ببیند و سراغش را از گلین می گیرد.
زن های عقدی شاه به دیدار مهد علیا رفته اند و ماجرای درخواست جیران را برای او گفته اند که مهد علیا، جیران را فرا می خواند و حسابی با حرف هایش او را تحقیر می کند که همان لحظه ملک زاده می آید و از جیران حمایت می کند و بعد از رفتن جیران او هم می رود.
جیران در اتاقش اشک می ریزد و نگران است که سیاوش در اردوی سلطنتی بلایی بر سر شاه بیاورد و دلگیر از لاف عشق پادشاه است.
ناصرالدین شاه در اتاقش قدم می زند و همان لحظه کوچول خان وارد اتاق جیران می شود و او را صدا می کند.
جیران به دستور شاه با او به شکار سلطنتی می رود که باعث عصبانیت تمامی اهل حرم می شود و مهد علیا با کینه رفتنشان را نگاه می کند.

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا