خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی استانبول ظالم

سریال ترکی استانبول ظالم سریالی ست با داستان پرکشش که سبب شده طرفداران زیادی در ترکیه و برخی دیگر از کشورها به دست بیاورد. مخاطبان ایرانی این سریال از طرفداران پروپا قرص آن هستند. استانبول ظالم خط داستانی مشخصی دارد و در کنار آن وقوع ماجراهایی دیگر بر جذابیت سریال افزوده است. سریال استانبول ظالم روزهای دوشنبه ساعت ۲۰ به وقت Turky از Kanal D پخش می شود که هر قسمت آن ۱۳۰ دقیقه می باشد. تکرار این سریال روز بعد ساعت ۲۱ از همین شبکه است.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی استانبول ظالم

داستان سریال ترکی استانبول ظالم درباره مردی معلول است که پس از مراجعه خانواده ای از یک شهر کوچک به استانبول ، زندگی او به طرز چشمگیری تغییر می کند. پس از فهمیدن اینکه مادر شوهرش با آقا کاراکای توافق کرده است ، چگونه رفتار خواهد کرد؟ چه کار خواهد کرد که کرن هنگامی که یاد می گیرد که قرار است به جای سنک با نادیم معلول ازدواج کند؟ آیا Cemre با مراقبت و معالجه خود موفق به نجات جان نادیم خواهد شد؟ آیا سنیز موفق خواهد شد اسرار خود را حفظ کند؟ آیا سرن در نهایت رویاهای خود را برای ثروتمند شدن برآورده می کند؟ آیا سنک یک عشق واقعی پیدا خواهد کرد؟ زندگی خانواده کاراکای بعد از آمدن سیر و فرزندانش چگونه تغییر خواهد کرد؟ آیا ندیم دوباره سلامتش را باز می یابد؟

آقا کاراکای (Fikret Kuskan) یک تاجر موفق است. او در یک عمارت بزرگ به همراه همسر زیبا و جاه طلب خود، پسر غیرمسئول، دختر بی سرپرست و برادرزاده معلولش Nedim زندگی می کند. وقتی برادر بزرگتر آقای کاراکای سالها پیش کشته شد، ثروتش به او رسید. غیر از ثروت مسئولیت برادرزاده ۸ ساله اش نیز به عهده او قرار گرفت. او برادر زاده اش را بزرگ کرد و در اتفاقی غیر منتظره او فلج شد. همسرش سنیز می خواهد ندیم را از بین ببرد. زیرا ندیم شاهد رازهایی هست که سنیز نمی خواهد کسی بداند. او ندیم را از راهی مخفی معتاد می کند. از این طریق او وضعیت ندیم را بدتر می نماید. آقای کاراکای می داند که مشکل قلبی دارد. او در خطر مرگ است و می خواهد برای برادر زاده اش کاری کند. تصمیم میگیرد کسی را پیدا کند که بخاطر پول با ندیم ازدواج کند.

کرن کسی ست که برای ازدواج با ندیم بشرط ثروتمند شدن کاندید می شود. اما کرن نمی داند که او عروس یک فرد معلول خواهد بود. او گمان می کند که با یک وارث خوش تیپ ازدواج می کند. به همین دلیل، او قبول می کند که عروس خانواده Karacay شوید. سهر (دنیز اوگور) یک زن محافظه کار است. او تمام تلاش خود را می کند تا پس از درگذشت همسرش ، خانواده خود را در کنار هم نگه دارد. او سه فرزند خود را به تنهایی بزرگ کرده است. دختر بزرگترش جمره (Sera Kutlubey) دختر مناسبی است که به عنوان پرستار فعالیت می کند. دختر کوچکترش کرن (بهار صحین) دختری جاه طلب است که برای رسیدن به اهداف خود از انجام کارهای بد خودداری نمی کند. تنها پسرش سیوان (ادریس نبی تاسکین) یک جوان است که تمام تلاش خود را برای محافظت از خانواده اش انجام می دهد.

پس از آتش زدن خانه آنها ، سهر چاره‌ای جز رفتن به استانبول ندارد. وقتی به استانبول می رسند، در ساختمانی واقع در نزدیکی عمارت کاراکای مستقر می شوند. با این حال ، هیچ کس نمی داند که آنها در این عمارت بزرگ چه می کنند. در ابتدا تصور می شود آنها برای کار به اینجا آمده اند. صهیر به زودی در می یابد که آمدنش به استانبول برای فروش دخترش بوده است.

ماجراهای قسمت آخر فصل اول استانبول ظالم حیرت زده تان خواهدکرد و احتمالا خواهید فهمید که حدس هایتان اشتباه بوده و واقعا، همان طوری که شعار سریال می گوید، «هیچ کس تا زمانی که آزموده نشده، بیگناه نیست. از روی اسم »استانبول ظالم» می شد در مورد داستانش حدس هایی زد. بله! ظلمی در جریان است. ولی نه در استانبول، در یک خانه. هرچند مسافرانی که با اجبار و فریب از آنتاکیا به استانبول و به این خانه آمده اند سبب تلخی روزگارشان را مهاجرت و آمدن به این شهر می دانند. البته این فقط مهمانان نیستند که مورد ظلم قرار می گیرند. ماجرا از جایی آغاز می شود که دخترزیبا و جاه طلب او، جرن با وسوسه های مادربزرگش و به هوای ازدواج با تنها پسر تاجری ثروتمند در استانبول نامزدی اش را به هم می زند و برای اینکه مادرش را مجبور به رفتن کند خانه شان را به آتش می کشد. اما جرن خیلی زود می فهمد که خام یک فریب بزرگ شده و او قرار است زن برادرزاده ی علیل این تاجر شود. این برخورد اول این دو خانواده است و سحر می فهمد که این همه راه را برای فروختن دخترش به استانبول آمده. اما ماجرا عوض می شود.

دختر بزرگ تر سحر یعنی جمره که یک پرستار است از طرف آگاه کاراچای موظف می شود از ندیم برادرزاده اش نگهداری کند و بقیه خانواده به عنوان خدمه عمارت او مشغول به کار می شوند. اما جرن دست بردار نیست و سعی می کند به جنک، پسر آگاه نزدیک شود. جنک که پسر خوشگذرانی است به پیشنهادهای جرن نه نمی گوید اما در حقیقت از جمره خوشش می آید. روزها به این صورت سپری می شود و جمره تمام تلاش خود را برای پرستاری از ندیم می کند و به مرور متوجه می شود با اینکه بیماری ندیم رو به بهبود است به طرز عجیبی حالش بدتر می شود…

تاکنون ۱۰۵ قسمت از این سریال پخش شده است که در این مطلب از سایت جدولیاب شاهد خلاصه داستان های قسمت های باقی مانده از این سریال خواهید بود، پس با ما همراه باشید.

قسمت ۱۵۶ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۵۶ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۵۶ سریال ترکی استانبول ظالم

قسمت ۱۵۵ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۵۵ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۵۵ سریال ترکی استانبول ظالم

قسمت ۱۵۴ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۵۴ سریال ترکی استانبول ظالم

 

قسمت ۱۵۳ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۵۳ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۵۳ سریال ترکی استانبول ظالم

قسمت ۱۵۲ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۵۲ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۵۲ سریال ترکی استانبول ظالم

قسمت ۱۵۱ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۵۱ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۵۱ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت 150 سریال ترکی استانبول ظالم
خلاصه داستان قسمت ۱۵۰ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۵۰ سریال ترکی استانبول ظالم

قسمت ۱۴۹ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۴۹ سریال ترکی استانبول ظالم

وقتی شنیز آگاه را در آن وضعیت میبیند، شوکه شده و سریع به اتاقش برمیگردد. داملا و جنک به اتاق آگاه می روند. داملا با گریه، سعی دارد آگاه را به هوش بیاورد. جمره به اتاق می آید و بعد از گرفتن نبض آگاه، میگوید که او مرده است. داملا دادو فریاد کرده و جنک نیز گریه میکند. ندیم با حسرت و ناراحتی به این صحنه نگاه میکند. روز بعد، مراسم خاکسپاری آگاه برگزار می شود. جرن که باعث این اتفاق بوده، با ناراحتی و عذاب وجدان به مراسم می آید. او سپس به خانه می رود و وقتی نریمان ناراحتی جرن را میبیند، او را قانع میکند که مقصر نیست و آگاه خودش بیمار بوده است. او به اصرار، جرن را متقاعد میکند که همین حالا باید وسایلش را جمع کرده و به عمارت برگردد زیرا جای اصلی او همان جاست. در خانه، شنیز به اتاقِ کارِ آگاه رفته و اشک میریزد. باشاک پیش او می آید و شنیز را با وجود اشتباهاتش، دلداری میدهد و میگوید که طرف اوست‌. وقتی جنک و داملا به خانه برمیگردند، جنک با دیدن شنیز با عصبانیت سراغ او می رود و شروع به تحقیر و دعوا میکند. سپس از نگهبانان میخواهد که شنیز را از خانه بیرون کنند. شنیز ملتمسانه به او نگاه میکند. داملا با وجود اینکه از شنیز ناراحت است و به جنک حق میدهد، اما اصرار میکند تا شنیز را بیرون نکنند. او به جنک اطمینان میدهد که شنیز فقط در اتاقش خواهد بود و نمی‌گذارد که جنک وجودش را حس کند. جنک بخاطر داملا قبول میکند.

جمره به خانه جرن می رود و بی مقدمه سیلی به گوش او می زند. او به جرن میگوید که قاتل آگاه است و بخاطر کاری که از او خواسته بود انجام ندهد، آگاه مرده است. جرن که بخاطر حرفهای نریمان، حق به جانب شده است، با جمره بحث میکند. جمره میگوید که جرن دیگر خواهر او نیست و سپس از خانه بیرون می آید. جرن از این حرف ناراحت می شود.جنک بیرون از شهر رفته تا خودش را آرام کند. او دوباره سر درد شدیدی میگیرد و حالش بد می شود. شب در خانه، سحر سر میز شام در مورد باعث و بانی پخش خبر صحبت میکند. جمره به او میگوید که این کار، کار جرن بوده است . سحر شوکه و عصبانی می شود. همان لحظه ، داملا به خانه سحر آمده و میگوید که از جنک خبری ندارد و نگران اوست.جمره نیز میگوید که از جنک بی‌خبر است. جیوان وقتی بی قراری و تنهایی داملا را میبیند، او را بیرون می آورد تا کمی با یکدیگر قدم بزنند تا حال او بهتر بشود. جنک بعد از اینکه بهتر می شود، سر خاک آگاه می رود و با او درد و دل میکند.کمی بعد، ندیم نیز به آنجا می رود. جنک با دیدن ندیم، بدون اینکه حرفی با او بزند، از آنجا می رود. سپس ندیم شروع به درد و دل با آگاه می کند.

قسمت ۱۴۸ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۴۸ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۴۸ سریال ترکی استانبول ظالم

جرن که به شدت عصبی شده، به سمت عمارت می رود تا با آگاه صبحت کند و حقیقت را به او بگوید. نگهبانان او را راه نمی دهند. جرن که باور نمیکند آگاه در عمارت نباشد، شروع به دادو بیداد میکند. داملا دم در آمده و از جرن میخواهد برود.جرن بین حرفهای داملا، متوجه می شود که شب در عمارت مراسمی است و خبرنگاران نیز می آیند. او نقشه ای کشیده و وقتی جمره را میبیند، به او میگوید که از صحبت با آگاه منصرف شده و فعلا چیزی به او نمی‌گوید، اما در عوض از جمره میخواهد که پسرش را برای او بیاورد. او تا شب به جمره مهلت میدهد تا پسرش را بیاورد وگرنه با آگاه صحبت خواهد کرد. داملا در محوطه عمارت مشغول آماده سازی تدارکات برای مهمانی مربوط به شرکت است. ندیم، جنک را که از حال رفته بود به دکتر می برد.جنک با دکتر صحبت میکند و دکتر میگوید که او باید منتظر جواب آزمایشات باشد، و خانواده نیز باید از بیماری او مطلع باشند. جنک از این قضیه امتناع میکند. دکتر وقتی میفهمد که جنک داروهایش را نیز مصرف نکرده، او را سرزنش میکند. جنک از مطب بیرون می آید و در مورد صحبت‌های دکتر به ندیم چیزی نمی‌گوید.

جرن به خانه می رود و با کمک نریمان، پاکتهایی را که کپی جواب آزمایش دی ان ای ندیم و جنک را داخل آنها میگذارند، آماده میکند. او قصد دارد پاکت‌ها را بین تمام مهمانان پخش کند تا آبروی آگاه برود. از طرف دیگر، از اینکه جمره گول او را خورده و پسرش را نیز به دست می آورد، خوشحال است. جمره وارد عمارت شده و سعی دارد بچه را پنهانی از خانه بیرون بیاورد. داملا، شنیز را که آماده است تا میان مهمان بیاید، به طبقه پایین می آورد. سپس خودش دوباره بالا می رود تا وسیله ای را بیاورد. در این حین، شنیز جمره را که در حال بردن بچه است، می بیند. جمره میگوید که مجبور است بچه را ببرد، وگرنه جرن حقیقت ماجرای برادری ندیم و جنک را به آگاه خواهد گفت. وقتی داملا می آید، شنیز ابراز ناراحتی کرده و از داملا میخواهد او را به اتاق برگرداند. ندیم به سالن آمده و متوجه جمره و بچه می شود. جمره از ندیم میخواهد که جلوی او را برای بردن بچه نگیرد، وگرنه جرن دردسر درست خواهد کرد و با آگاه در مورد مسائلی صحبت میکند که موجب ناراحتی او خواهد شد.

ندیم کنجکاو شده و از جمره در مورد چیزهایی که خبر ندارد سوال میکند. جمره سعی میکند طفره برود. جرن به یکی از خدمتکاران عمارت پول داده تا پاکت‌ها را روی میز مهمانان پخش کند. او وقتی میفهمد که جمره نتوانسته بچه را ببرد،با او تماس میگیرد و میگوید که چه کار کرده است، و به زودی آگاه ماجرا را می فهمد. شنیز از طبقه بالا،با دیدن پاکت‌ها متوجه داستان می شود. او از روی ویلچر بلند شده و به سمت اتاق آگاه می رود. آگاه که حاضر شده بود تا میان مهمانان برود، با دیدن پاکتی که از زیر در اتاق داخل انداخته شده، حالش بد شده و روی زمین می افتد. شنیز در اتاق را باز میکند و آگاه را در حالی که نقش زمین شده، میبیند. داملا و جنک، پاکت را باز کرده و شوکه می شوند. ندیم نیز بیرون آمده و پاکتی را باز میکند. جمره با نگرانی به او خیره می شود.

قسمت ۱۴۷ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۴۷ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۴۷ سریال ترکی استانبول ظالم

جرن از اینکه جمره توانسته است جنک را متقاعد کند، هیجان‌زده شده و با خوشحالی حاضر می شود و به رستوران می رود.

در عمارت، یوسف با داملا صحبت کرده و از پیشنهادهای او بابت کار خوشش می آید.کمی بعد، ندیم نیز پیش آنها می آید. او که ذهنش درگیر قرار جمره است، نمیتواند تحمل کند و تصمیم می‌گیرد به محل قرار جمره برگردد. جرن پیش جمره و جنک می آید. جنک به عمد از جمره میخواهد که پیش آنها بماند. او سپس شروع به تحقیر و بحث با جرن میکند و تمام اشتباهات و نقشه هایش را به روی او می آورد و میگوید که هرگز با او ازدواج نمیکند. او مقابل جرن، احساسش به جمره را میگوید و به او ابراز عشق میکند. ندیم که به رستوران رسیده، آنها را میبیند و از پشت سر، حرفهای جنک را می شنود. جرن با عصبانیت بلند شده و می رود. جمره نیز برای آرام کردن او دنبالش می رود. او به جرن می‌گوید که نمیدانست جنک چنین واکنشی نشان میدهد.جرن که حسابی تحقیر و عصبی شده،با جمره دعوا میکند و می رود. ندیم نیز جلو آمده بخاطر ابراز علاقه جنک به جمره با او دعوا میکند‌. جنک دوباره سرش درد گرفته و این بار از حال می رود. در عمارت، باشاک که از زندان آزاد شده به آنجا می آید.او طبق خواسته آگاه، برای رسیدگی به کارهای شنیز به عمارت برگشته است. نورتن از آمدن او خوشحال است. باشاک به اتاق شنیز می رود و در حال غذا دادن به او، با او صحبت میکند. او به شنیز میگوید که دشمنان آنها یکی هستند و او طرف شنیز است .

قسمت ۱۴۶ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۴۶ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۴۶ سریال ترکی استانبول ظالم

شب، جرن با فکر کردن به پسرش و دلتنگی نبود او، می‌خوابد. صبح، سحر قصد دارد با آگاه حرف بزند ،اما آگاه بی اهمیت به او سوار ماشین شده و می رود. جرن، نریمان را بعد از صبحانه به عمارت میفرستد تا برگه آزمایش را بیاورد. بعد از رفتن نریمان، سحر دم خانه جرن می آید.‌ او وسایل باقیمانده جرن را برای او آورده است. جرن خانه را به سحر نشان میدهد و با ذوق میگوید که این خانه را برای کل خانواده گرفته است تا با هم باشند. سحر عصبی شده و میگوید که هرگز به این خانه نمی آید. او به جرن می‌گوید که اگر او را قانع کند که این کارها را بخاطر بچه اش کرده است، بچه را برای او می آورد. او از جرن میخواهد که از این خانه و تمام پولی که ندیم داده است دست بکشد. جرن حرصش گرفته و چنین چیزی را قبول نمیکند. سحر با ناراحتی از خانه می رود. نریمان وارد عمارت شده و به بهانه برداشتن وسایل جرن، پنهانی به اتاق ندیم، که شنیز در آنجا ساکن است می رود. او از داخل کشو کاغذ را برمیدارد و بعد از طعنه زدن به شنیز، از اتاق می رود. شنیز متوجه نمی شود که او چه چیزی را برداشته است.

هنگامی که نریمان بیرون می آید، جمره او را می بیند و او را بخاطر رفتن به عمارت بازخواست میکند. جمره متوجه می شود که نریمان چیزی را که داخل کیفش گذاشته، از او پنهان میکند. جمره مشکوک شده و سریع به خانه می رود و متوجه می شود که برگه آزمایش سر جایش نیست، و نریمان آن را برده است. او بیرون می آید تا جلوی نریمان را بگیرد، اما نریمان سوار تاکسی شده و می رود.‌همان لحظه، ندیم با ماشین از عمارت بیرون می آید. جمره سوار ماشین او شده و از ندیم میخواهد که تاکسی نریمان را تعقیب کند. جنک، دوباره سردرد شده و در اتاق خوابیده است.داملا پیش او آمده و خبر میدهد که آگاه به خارج از شهر رفته است. او سپس با آگاه تماس میگیرد و میگوید که شب در عمارت، جلسه ای برای همکاری با یوسف دارند و از آگاه میخواهد که بیاید. نریمان به خانه جرن می رسد. جمره نیز پیاده شده و از ندیم میخواهد که منتظرش نماند. اما ندیم از راننده میخواهد که صبر کند. جمره داخل رفته و جرن از دیدن او شوکه می شود. جمره با جرن دعوا میکند و سعی دارد جلوی او را برای گفتن حقیقت به آگاه بگیرد.

جرن میگوید که هر طور شده باید با جنک ازدواج کند و با بچه اش تشکیل خانواده بدهند و به همین راحتی بیخیال خانواده کاراچای نخواهد شد. جمره به او میگوید که جنک را راضی به این ازدواج میکند، به شرطی که او نیز در مورد برگه آزمایش با آگاه صبحت نکند. او نگران آگاه و همچنین به هم خوردن نظم زندگی ندیم و جنک است. جرن از تلاش جمره بخاطر خانواده کاراچای متعجب شده و در صورت راضی کردن جنک به ازدواجشان، این توافق را قبول میکند. جمره از خانه بیرون می آید و تاکسی میگیرد. ندیم جمره را تعقیب میکند

قسمت ۱۴۵ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۴۵ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۴۵ سریال ترکی استانبول ظالم

به دستور آگاه، نگهبانان عمارت جرن را به زور از خانه بیرون می‌کنند. جرن با عصبانیت اصرار دارد تا به خانه برگردد و پسرش را بگیرد، اما او را راه نمی‌دهند. داخل عمارت، آگاه به اتاق خودش رفته و سحر، با دادو بیداد این کار آگاه را بی انصافی دانسته و سعی دارد از جرن دفاع کند. آگاه اهمیتی به سحر نمی‌دهد. شنیز از وضعیت به وجود آمده خوشحال است و با لبخند به این دعوا نظاره میکند. جمره، سحر را بیرون می آورد تا به خانه خودشان بروند. دم در، وقتی که سحر جرن را میبیند، با او نیز دعوا میکند. جرن طلبکارانه، مادرش را مقصر این مسائل می داند و میگوید که سحر اگر بچه هایش را فقیرانه بزرگ نمیکرد، او عقده ای نمیشد تا فقط دنبال پول باشد. سحر به شدت عصبانی می شود. او از اینکه میداند جرن مقصر است اما با این حال، مجبور است تا از دخترش دفاع کند، عذاب میکشد. جمره به اصرار او را به خانه می برد و سعی دارد آرامش کند. جیوان وقتی وضعیت سحر را میبیند، با عصبانیت داخل عمارت می رود و به سمت جنک حمله میکند.

ندیم جلوی او را میگیرد. جیوان جنک را به اندازه جرن بخاطر حامله کردن او مقصر میداند. ندیم او را از خانه بیرون می برد تا آرام شود. کمی بعد، اوزگه با جمره تماس میگیرد. جمره که احتیاج به درد و دل دارد، با اوزگه لب ساحل قرار می‌گذارد. ندیم، جمره را در حال رفتن می بیند و دنبالش به دریا می رود. او میخواهد با جمره صحبت کند، اما جمره به او اهمیت نمی‌دهد و از ندیم میخواهد که تنهایش بگذارد.ندیم به جمره میگوید که تا ابد منتظر او میماند و تمام سختیها را برای داشتن او تحمل می‌کند.همان لحظه، اوزگه می آید و جمره پیش او می رود. اوزگه که به علاقه بین جمره و ندیم پی برده است، سعی دارد جمره را نسبت به ندیم نرم کند، اما جمره از حرف خودش برنمیگردد و ندیم را پس می زند. بعد از رفتن جمره، اوزگه پیش ندیم آمده و به او میگوید که با صبر کردن و مقاومت برای داشتن جمره، او را به دست خواهد آورد. جنک در حال رانندگی ، به جمره فکر میکند. او ناگهان حالش بد شده و سردرد شدیدی میگیرد. سپس گوشه خیابان پارک میکند و از شدت سرگیجه ، پیاده شده و روی زمین می افتد. جرن به همراه نریمان سوار تاکسی شده و به سمت خانه جدید جرن می روند. نریمان از اینکه جرن از ندیم پول گرفته و در این شرایط بی‌خانمان نیستند، خوشحال است.

جرن درگیر فکر انتقام گرفتن از آگاه است و میخواهد هر طور شده، او را تا مرز نابودی ببرد. او یاد برگه آزمایش جنک و ندیم می افتد و تصمیم می‌گیرد از این طریق به آگاه ضربه بزند. سپس ماجرا را برای نریمان تعریف میکند، و از او میخواهد که فردا به عمارت برود و پنهانی، برگه آزمایش را که او داخل اتاق ندیم جاسازی کرده است، برای او بیاورد. نیمه شب، جنک که حالش کمی بهتر شده به خانه برمی‌گردد. شنیز که گویا از ابتدا مشکلی نداشته و تظاهر به فلج بودن کرده بود، وقتی جنک را در راه پله میبیند، سریع گوشه ای پنهان می شود. سپس بعد از رفتن جنک به اتاقش، او نیز به اتاق برمیگردد‌. او به ویلچر خود نگاه میکند، و با خودش می‌گوید:« شنیز کاراچای نابود نشده»

قسمت ۱۴۴ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۴۴ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۴۴ سریال ترکی استانبول ظالم

جیوان داخل خانه می آید و سحر سعی دارد او را بخاطر دعوا و جدایی از داملا دلداری بدهد. کمی بعد، نریمان به اتاق رفته و به جرن میگوید که بچه اش حتی لباس ندارد و باید به فکر او باشد.؟ نریمان جرن را تحریک میکند و جرن با عصبانیت به این فکر میکند که باید به عمارت برود و بابت رسیدگی به بچه، دادو بیداد کند.همان لحظه، نورتن با چند دست لباس نوزادی دم در آمده و آنها را به سحر میدهد تا استفاده کنند.جرن به شدت عصبانی شده و میگوید که لباسهای کهنه او را استفاده نمی‌کند.سپس با عصبانیت ، به عمارت رفته و پیش جنک که داخل اتاق شنیز است، می رود. او لباسها را روی زمین پرت میکند و میگوید که به لباسهای کهنه احتیاج ندارد و بچه او نوه کاراچای است و باید بهترین ها را داشته باشد. جنک سعی دارد او را ساکت کند ، و میگوید که طبق حرفش، هرکاری که نیاز باشد برای بچه میکند. جرن میگوید که او باید نصف سهام شرکت را به نام بچه کند و اختیار آن را تا ۱۷ سالگی به جرن بسپارد. جنک با کلافگی قبول میکند. شنیز از شنیدن این حرف حرصش میگیرد، اما توانایی واکنشی ندارد. آخر شب، داملا و جیوان قبل از خواب، عکسهای یکدیگر را از گوشی خود پاک میکنند و در شبکه اجتماعی یکدیگر را بلاک میکنند.

صبح، وکیل شرکت پیش آگاه می رود و خبر میدهد که ندیم مبلغ خیلی زیادی را به عنوان غرامت طلاق ،به جرن داده است. آگاه از شنیدن این حرف عصبی می شود.
جرن به همراه بچه به عمارت می رود و بچه را روی تخت جنک میگذارد. جنک به بچه اهمیتی نداده و از او میخواهد که بچه را بردارد. جرن از اینکه نمی‌تواند او را نسبت به بچه وابسته کند حرصش میگیرد و دوباره سراغ سهام شرکت را میگیرد. جنک میگوید که امروز این مسأله را پیگیری خواهد کرد. او سپس به خانه آگاه می رود و خبر میدهد که جرن در ازای داشتن بچه و دست برداشتن از جنک و زندگی اش، سهام نصف سهام شرکت را میخواهد.آگاه با کلافگی، سکوت کرده و با آرامی در مورد این قضیه برخورد میکند و بعد از قبول این شرط جرن، میگوید که شب خودش به عمارت می آید و در مورد این مسأله به همه خبر میدهد. جنک از برخورد آگاه متعجب می شود‌‌.

دکتر به دیدن شنیز آمده و میگوید که او به لحاظ روحی ،شرایط خوبی ندارد و باید در جمع خانواده باشد. شب برای شام، داملا شنیز را نیز سر میز می آورد‌. همگی سر میز شام آمده و منتظر آمدن آگاه هستند. جرن از اینکه آگاه قرار است در مورد واگذاری سهام به بچه صحبت کند، خوشحال است. کمی بعد، آگاه به خانه آمده و با خشم، بخاطر پول گرفتن جرن از ندیم و پول پرست بودن او، شروع به تحقیر و توهین جرن میکند. او سپس مقابل همه می‌گوید که جرن طبق قراردادی، قبل از به دنیا آمدن بچه، با شنیز توافق کرده بود که در صورت گرفتن پول، بچه را به پدرش تحویل داده و ادعایی ندارد. آگاه برگه توافق را روی میز میگذارد‌ و با عصبانیت خطاب به جرن میگوید که بچه را بگذارد و از خانه برود. همگی شوکه شده و شنیز لبخندی به لب دارد.

قسمت ۱۴۳ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۴۳ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۴۳ سریال ترکی استانبول ظالم

آگاه سعی دارد به آرامی به باشاک نزدیک شود، اما باشاک با تهدید از او میخواهد که از خودش و بچه فاصله بگیرد. او میگوید که بچه برای خود اوست و هیچکس حق ندارد آنها را از یکدیگر جدا کند.آگاه دوباره سعی دارد به او نزدیک شود، اما باشاک با شکستن آینه، تکه ی شکسته آینه را روی گردنش می‌گذارد تا آگاه به او نزدیک نشود.آگاه باشاک را آرام می‌کند و به او قول میدهد که بچه را از او دور نمیکند. او میگوید که باشاک باید جرن را نیز به عنوان یک مادر درک کند و با کمک یکدیگر، مسأله صاحب اصلی بچه را حل کنند. باشاک نرم شده و از روی ناتوانی، زیر گریه میکند. آگاه او را بغل میکند تا آرامش کند. در آزمایشگاه، از جرن و بچه تست دی ان ای گرفته می شود. جرن بی صبرانه منتظر جواب آزمایش است. زمانی که آگاه جواب آزمایش را به او میدهد، جرن با فهمیدن واقعیت، به سرعت داخل بیمارستان رفته و بچه اش را تحویل می‌گیرد.او با شوک و حیرت به بچه نگاه میکند و حس ناشناخته‌ای دارد.دم در بیمارستان، سحر با دلخوری به آگاه میگوید که علیرغم اشتباه دخترش، نمی‌تواند جنک را ببخشد، اما به هر حال آن بچه نوه اوست‌. او میگوید که حالا تصمیم دارد به همراه بچه هایش به شهر خودشان برگردد و زندگی جدیدی را شروع کنند. آگاه از او میخواهد که فعلا صبور باشد و خودش راه چاره ای پیدا خواهد کرد.

در خانه، جرن پیش شنیز می رود و با پوزخندی به او میگوید که بچه اش زنده است و نقشه او بی فایده بوده، و حالا او و جنک و بچه شان زندگی جدیدی تشکیل خواهند داد. او سپس بیرون آمده و عکسی از بچه گرفته و برای جنک ارسال میکند. جنک با دیدن عکس، منقلب می شود.جمره وقتی می بیند که جنک به خانه نمی آید و جرن از این قضیه ناراحت است، پیش جنک می رود و به او میگوید که حتی اگر جرن را نمیخواهد، مسئولیت بچه اش را قبول کند و به او اهمیت بدهد. او تا حدودی می‌تواند جنک را قانع کند.بعد از ظهر، جنک به خانه می رود و با دیدن بچه، متاثر شده و او را بغل میکند. جرن خوشحال می شود و تصور میکند که جنک پیش او برگشته است، اما جنک به او میگوید که هیچ کاری با جرن ندارد و صرفا مسئولیت های بچه را به عنوان پدرش قبول میکند. جرن جا می خورد اما نمی‌تواند چیزی بگوید.شب، یوسف برای دادن مدارکی به ندیم، دم عمارت می آید. او داملا را می بیند و با یکدیگر مشغول صحبت می شوند. جیوان این صحنه را میبیند و غیرتی می شود‌. سپس جلو آمده و با یوسف بحث میکند و با یکدیگر دست به یقه می شوند. یوسف با عصبانیت از آنجا می رود و داملا بخاطر رفتار زشت جیوان، با او دعوا میکند. آنها سر این موضوع، از یکدیگر جدا می شوند‌.

قسمت 142 سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۴۲ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۴۲ سریال ترکی استانبول ظالم

ندیم و جمره همه جا را به دنبال باشاک می‌گردند، اما او را پیدا نمیکنند. آنها تصمیم میگیرند که پیش آگاه بروند و از او کمک بخواهند. آگاه از ندیم به خاطر پنهان کردن موضوع بچه، به شدت عصبانی است و با او بحث میکند. علاوه بر این، وقتی که جمره برای آگاه ماجرای زنده بودن بچه را تعریف میکند، او شوکه می شود. ندیم میگوید که اویا بچه را در بیمارستان عوض کرده بود و دستیار او نیز این قضیه را تایید کرده است. آنها به آگاه میگویند که باشاک که بچه را همراهش داشته، از خانه فرار کرده و او را پیدا نمی‌کنند. وقتی جنک به عمارت می رود، جرن پیش او آمده و خبر میدهد که بچه آنها زنده است. جنک با کلافگی به حرف او اهمیتی نمی‌دهد و سوار ماشین شده و می رود. جرن عصبی شده و با جیغ و گریه از جنک گلایه میکند. اویا در پارک، روی نیمکتی نشسته است‌. بچه مدام گریه میکند و باشاک بخاطر نداشتن پول نقد، نمی‌تواند برای او پوشک و شیر بخرد. او نگران است موقعیتش با استفاده از کارت اعتباری، شناسایی شود. پلیس پارک وقتی او را میبیند، بخاطر گریه بچه جلو می رود تا از او سوال کند. باشاک به دروغ میگوید که پدر بچه داخل ماشین است و او نیز پیشش خواهد رفت.

او سریع بچه را برداشته و از ترس پلیس به یک مجتمع تجاری می رود. سپس داخل مغازه ای رفته و سعی دارد برای بچه، شیر خشک و شیشه شیر بدزدد، اما فروشنده متوجه شده و نگهبانان را خبر میکند‌. باشاک مجبور می شود کارت اعتباری اش را برای پرداخت وسایل به فروشنده بدهد و خواهش میکند که او را به پلیس معرفی نکند. در خانه جرن به اتاقش رفته و بخاطر گم شدن بچه ، گریه میکند و ناراحت است.سحر با اینکه بخاطر بچه با جرن دعوا کرده بود، پیش جرن آمده و سعی دارد او را بابت گم شدن بچه اش دلداری دهد. باشاک که جایی را برای ماندن ندارد، قبل از تعطیل شدن مجتمع تجاری، به اتاق تعویض پوشک بچه می رود و در آنجا پنهان می شود. داملا و جیوان در حیاط عمارت هستند. همان لحظه، جنک از راه می رسد و جیوان با دیدن او، عصبانی شده و بخاطر ماجرای بچه و رابطه او با جرن، به او حمله میکند و او را کتک می زند. داملا جلوی او را میگیرد و بابت این قضیه با او قهر می‌کند. سپس خودش با جنک در مورد ماجرای بچه صحبت میکند و از این قضیه متعجب است. جنک همچنان سردرگم است و بی توجه به حرفهای داملا، دوباره سوار ماشین شده و می رود. وقتی که جمره به خانه برمیگردد، جرن از اینکه او و ندیم دست خالی آمده اند، عصبانی شده و اصرار دارد تا خودش برای گشتن دنبال بچه بیرون برود، اما سحر جلوی او را میگیرد و سعی دارد او را آرام کند. جرن با عصبانیت به اتاقش می رود، و نریمان نیز پیش او می رود و خبر جنک را از جرن میگیرد. جرن میگوید که جنک حرف او را قبول نکرده و اهمیتی به او و بچه نداده است، اما بعد از پیدا شدن بچه ،به حساب جنک می‌رسد.

قسمت 141 سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۴۱ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۴۱ سریال ترکی استانبول ظالم

دیم و جمره از حرفهای اویا شوکه می شوند. باشاک داد میزند و از ندیم کمک میخواهد. ندیم سعی دارد با حرفهایش اویا را متقاعد کند که به حرفها و خواسته های او گوش خواهد داد. او به اویا نزدیک شده و ناگهان فندک را از او میگیرد و اویا را روی زمین می اندازد. جمره سریع به دنبال باشاک و بچه رفته و آنها را بیرون می آورد و سوار ماشین می کند. ندیم نیز بی اهمیت به اویا، سوار ماشین شده و آنها می روند . اویا از اینکه ندیم باز هم به او اهمیت نداده و او را گول زد، عصبی می شود . جنک که پیش آگاه است، تصمیم می‌گیرد اعتراف کند که بچه جرن از او بوده است. آگاه از شنیدن این حرف عصبی می شود. اویا دستگیر می شود و ندیم و جمره نیز به کلاتری می روند تا ماجرا را پیگیری کنند. نادر، دستیار اویا به کلانتری آمده و به ندیم میگوید که تمام این مدت همدست اویا بوده و بخاطر این مسأله عذاب وجدان داشته است. او حرف اویا را تایید میکند و میگوید که اویا به عمد در بیمارستان بچه را عوض کرده بود. او میگوید که اویا تصور می‌کرد که بچه برای ندیم است ، اما وقتیکه فهمید بچه از جنک است، تصمیم گرفت او را از طریق باشاک وارد عمارت کند. در خانه،جیوان پیش سحر آمده و به او میگوید که او و داملا با هم هستند و سحر نمی‌تواند مانع آنها بشود. او از سحر میخواهد که در رابطه آنها سنگ نیندازد و به او میگوید که همه چیز پول و شرایط مالی نیست و اینکه داملا از او وضعیت بهتری دارد، دلیل بر اشتباه بودن این رابطه نیست.

در خانه، باشاک داخل اتاق است و ندیم و جمره به اتاق می روند تا در مورد وضعیت او صحبت کنند. باشاک با پریشانی میگوید که بچه برای اوست و اویا دروغ میگوید‌. ندیم و جمره از اتاق بیرون آمده و دنبال راه حلی هستند. جرن از راه پله حرفهای آنها را می شنود و وقتی می فهمد که آنها از زنده بودن بچه او حرف می زنند، شوکه می شود و پیششان می آید. او بخاطر شوکه شدن حرف آنها را باور نکرده و با جمره بحث میکند. باشاک در اتاق را قفل کرده و اجازه ورود به کسی نمی‌دهد. جرن اصرار دارد به اتاق برود ولی بی فایده است.نورتن که از سر و صداها کنجکاو و از شنیدن ماجرا شوکه می شود ، وارد اتاق باشاک می شود تا او را قانع کند ، اما باشاک او را داخل اتاق زندانی کرده و خودش پنهانی از خانه فرار میکند. وقتی جرن متوجه فرار باشاک می شود، شوکه و عصبی می شود و با دادو بیداد از همه میخواهد که او را پیدا کنند. جرن از تصور اینکه بچه باشاک برای او باشد و با یادآوری در آغوش کشیدن او، متاثر و منقلب می شود. نورتن با ناراحتی گریه میکند و باورش نمی شود که باشاک چنین کاری کرده باشد. جرن تصمیم دارد با پلیس تماس بگیرد، اما ندیم جلوی او را میگیرد و میگوید که هر طور شده آنها را پیدا می‌کنند.

قسمت ۱۴۰ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۴۰ سریال ترکی استانبول ظالم

ویا، باشاک و بچه را به ویلایی خارج از شهر در منطقه ای کوهستانی می برد.او سعی دارد به هر بهانه ای، باشاک را از بچه دور کند تا بچه را بردارد و از آنجا برود، اما نمی‌تواند. جرن به همراه برگه تست جنک و ندیم، به اتاق شنیز می رود. او دوباره شروع به تحقیر شنیز کرده و می‌گوید که تمام اتفاقاتی که سرش آمده حق او بوده است. سپس برگه تست را مقابل او گرفته و میگوید که خبر دارد جنک و ندیم با هم برادرند. او به عمد برگه را سمت شنیز میگیرد تا به او نشان دهد که او توانایی گرفتن برگه و تهدید کردن جرن را ندارد. سپس از اتاق بیرون می رود. ندیم به اسلکه، پیش جمره می رود. او دوباره از احساسش به جمره میگوید،و به او ابراز علاقه میکند. جمره سکوت کرده و ندیم از سکوت او حس رضایتش را می فهمد. سپس دست جمره را روی قلبش میگذارد تا احساس واقعی اش را به او نشان دهد. او به جمره میگوید که تا هر زمان که نیاز باشد منتظر جواب او می‌ماند. داملا به اتاق شنیز می رود و به روی او می آورد که فهمیده است، که حرفهای ندیم درست بوده و او چه بلاهایی سر ندیم آورده است. او بخاطر چیزهایی که این مدت از اطراف شنیده بود، به شنیز می‌گوید که میداند او با ممتاز نیز رابطه داشت است. همان لحظه، جنک وارد اتاق شده و با شنیدن این حرف شوکه می شود. شنیز هول شده و سعی دارد با تکان دادن صندلی اش به آنها چیزی بفهماند، اما بی فایده است. جنک بعد از شنیدن این حرف با پریشانی از اتاق بیرون می رود‌. وقتی که باشاک بالای سر بچه نیست، ا‌ویا دوباره بچه را برداشته و میخواهد فرار کند‌. باشاک نیت او را فهمیده و بچه را به زور از او میگیرد‌، و داخل اتاقی پنهان می شود.
او سریع با ندیم تماس میگیرد و ماجرا را به او گفته و کمک میخواهد. ندیم شوک شده و به همراه جمره به سمت ادرس می روند‌‌. جنک به ویلا می رود و به او میگوید که، چیزی را که آگاه این مدت از او پنهان کرده بود را فهمیده است. او با دلهره در مورد صحت این حرف سوال میکند. اویا وقتی می بیند که حریف باشاک نمی شود و نمی‌تواند وارد اتاق شود، بخاطر اینکه باشاک بچه را به او نمی‌دهد عصبانی شده و تصمیم می‌گیرد خانه را آتش بزند تا آنها بمیرند. او دبه های بنزین را آورده و داخل خانه می ریزد‌. هنگامی که او تصمیم دارد فندک را روشن کند، ندیم از راه رسیده و سعی دارد هر طور که شده اویا را آرام کند. اویا ک حالت نرمالی ندارد، میگوید که آن بچه برای باشاک نیست و بچه اصلی او مرده است. همچنین بچه را او به باشاک داده است. ندیم از حرفهای او سردرگم می شود. اویا میگوید که آن بچه برای جنک و جرن است. ندیم و جمره از شنیدن این حرف شوکه می شوند.

 

قسمت 139 سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۳۹ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۳۹ سریال ترکی استانبول ظالم

املا با آگاه تماس میگیرد تا خبر جنک را بگیرد. آگاه می‌گوید که جنک شب را پیش او بوده است. آگاه که احساس میکند داملا مضطرب است از او سوال میکند که آیا اتفاقی افتاده است، اما داملا میگوید که چیزی نشده است. کمی بعد، داملا پیش آگاه می رود و با ناراحتی میگوید که متوجه شده است که حق با ندیم بوده و شنیز تمام این سالها گناهکار بوده‌است. جنک به شرکت رفته و منتظر ندیم است‌. وقتی ندیم به شرکت می آید، جنک طلبکارانه به او می‌گوید که یوسف سر او کلاه گذاشته است و زمین عمویش را به قیمتی بالاتر به او فروخته و خودش نیز ناپدید شده است. همان لحظه، یوسف وارد اتاق می شود و میگوید که بخاطر مشکلات شخصی درگیر بوده و برای همین پاسخگو نبوده است. ندیم به او میگوید که جنک، فکر میکند که او از آنها سو استفاده کرده است. یوسف تظاهر به دلخوری کرده و برای فروش زمین توجیهی می آورد و می‌گوید هدفش، سود شرکت بوده است. او میگوید که ندیم در صورت تمایل میتواند قرارداد را فسخ کند‌ ، اما ندیم قبول نمیکند. جنک از اینکه ندیم به راحتی توجیه می شود، عصبی شده و از شرکت بیرون می آید. اویا دنبال باشاک رفته و او را سوار میکند. باشاک متوجه میشود که اویا به سمت خارج شهر می رود. اویا در مقابل کنجکاوی باشاک به او میگوید که خانواده بچه پیدا شده و دنبال او هستند، برای همین او میخواهد که باشاک و بچه را به جای امنی ببرد تا آنها پیدایشان نکنند. در خانه، سحر با نگرانی منتظر آمدن جرن از دادگاه است و بخاطر طلاق او و مشکلاتی که به وجود آورده است ،ناراحت است. جرن بعد از طلاق، به دفتر املاک می‌رود تا خانه ای بخرد. او سپس به خانه می رود و به سحر میگوید که خانه ای بزرگ و مناسب خریده است و همگی می‌توانند به آنجا بروند. سحر عصبانی شده و میگوید که هرگز به خانه ای که او با پول طلاق از ازدواج دروغینش خریده است، نمی‌رود.

جرن از دادو بیدادهای سحر عصبی شده و کاسه صبرش لبریز می‌شود‌. او تمام ماجرای ازدواجش و وعده دادن دروغ نریمان برای ازدواج او با جنک، و سپس معامله کردن او برای ازدواج با ندیم، و همچنین ماجرای فیلم سو استفاده شنیز از او و تهدیدش توسط آن فیلم برای ازدواج با ندیم را، با گریه برای سحر تعریف میکند. نریمان هول می شود و سحر و جمره شوکه می شوند جرن از خانه بیرون آمده و به محوطه عمارت می رود تا کمی آرام شود. کمی بعد، جنک که تازه به عمارت رسیده، جرن را میبیند و پیش او می رود. او بابت تمام اتفاقات اخیر ناراحت است، اما جرن با جنک نیز دعوا میکند ،و بخاطر از دست دادن بچه اش و اینکه او بچه را گردن نگرفته بود، جنک را شماتت میکند. جنک با ناراحتی داخل می رود. نورتن به جنک میگوید که شنیز از دست کسی غذا نمی‌خورد. جنک ظرف غذا را گرفته و به اتاق شنیز می رود. او با ناراحتی به شنیز غذا داده و شنیز از دست جنک غذا می خورد. در خانه، سحر با عصبانیت شروع به دعوا با نریمان میکند. جمره ، بین حرفهای نریمان متوجه می شود که سحر چیزی را از او پنهان کرده است. وقتی که او در مورد حرفهای مشکوک نریمان از سحر سوال میکند، سحر میگوید که به وقتش او ماجرا را خواهد فهمید. سپس پیش نریمان می رود و او را تهدید میکند که دیگر حق ندارد در مورد آن ماجرا، چیزی مقابل جمره بگوید‌.

قسمت ۱۳۸ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۳۸ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۳۸ سریال ترکی استانبول ظالم

در عمارت، ندیم جرن را صدا زده و به او میگوید که تصمیم به طلاق گرفته است. جرن شوکه می شود. ندیم میگوید که جرن هرچه نیاز داشته باشد به او میدهد، اما میخواهد که هرچه زودتر از او طلاق بگیرد زیرا این ازدواج از اول هم اشتباه بوده است. او میگوید که وکیل برگه ها را آماده کرده و همین فردا می‌توانند به دادگاه بروند. جرن غرورش را حفظ کرده و میگوید که مشکلی با این قضیه ندارد و قبول میکند. جیوان وقتی از داملا در مورد بچه جرن می شنود، به شدت عصبانی شده و به سمت خانه می رود. داملا سعی دارد او را آرام کند، اما فایده ندارد. سحر وقتی می فهمد که جرن با وجود بی آبرویی اش همچنان داخل عمارت است، با عصبانیت به سمت عمارت رفته و با دادو بیداد، جرن را بیرون میکشد. همان لحظه، حیوان نیز سر می رسد و بی مقدمه به جرن حمله میکند. سحر و جمره، جلوی او را میگیرند. جیوان با خشم فراوان میگوید که نمی‌تواند چنین بی آبرویی را تحمل کند. ندیم قبل خوب به اتاق شنیز می رود. او کنار شنیز می نشیند و با او کمی صحبت میکند. او به شنیز میگوید که با وجود تمام بدی هایی که در حق او کرده بود، از وضعیت حال او ناراحت است، و شاید این حس ترحم او، بزرگترین تقاص گناهان شنیز باشد.

در ویلا، آگاه برای باز کردن نتیجه تست، دو دل و پریشان است. او ابتدا پاکت مربوط به داملا را باز میکند و وقتی میفهمد که داملا دختر اوست، خیالش راحت می شود. او در حال باز کردن پاکت جنک است که همان لحظه جنک از راه می‌رسد. آگاه پاکت ها را پنهان میکند. جنک با ناراحتی در حالی که مست است،با آگاه درد و دل کرده و میگوید که از اینکه پسر آگاه است خوشحال است. وقتی که او می‌خوابد آگاه به این فکر میکند که جنک در هر صورت پسر اوست و هرگز چیزی غیر از این را قبول نخواهد کرد. صبح، وقتی که ندیم در حال رفتن به شرکت است، یک بسته برای شنیز می رسد. ندیم بسته را گرفته و باز میکند. او متوجه می شود که شنیز در حال تحقیق در مورد اویا بوده است. ندیم با خواندن برگه ها می فهمد که اویا درسش را تمام نکرده و حتی مدتی در بیمارستان روانی بستری بوده است. او تعجب می شود،و از افرادش میخواهد که به کلینیک اویا سر بزنند.

اویا با باشاک تماس میگیرد و میخواهد او را ببیند. اویا که نقشه ای برای باشاک در سر دارد ، به دروغ به او میگوید که قرار است برای پسر او کارت ملی بگیرد. برای همین میگوید که به دنبال باشاک و بچه خواهد آمد.  ندیم و جرن به دادگاه می روند. جرن ناراحت است، اما وقتی که برگه میزان نفقه و پولی که ندیم در ازای طلاق به او میدهد را میبیند، چشمانش برق زده و به راحتی طلاق را قبول میکند. آنها به اتاق قاضی رفته و به حکم قاضی طلاق میگیرند. جنک که به شرکت رفته است، با ندیم تماس گزیده و میگوید که حتما برای یک کار مهم به شرکت بیاید.

قسمت ۱۳۷ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۳۷ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۳۷ سریال ترکی استانبول ظالم

جمره با دیدن ندیم، از او توضیح میخواهد. ندیم سکوت می‌کند و جمره رو به همه آنها شروع به داد و بیداد میکند. او اصرار دارد تا بداند که چه کسی نتیجه آزمایش را عوض کرده است. ندیم میخواهد از اتاق بیرون برود، اما جمره درب اتاق را قفل میکند و میگوید که تا زمانی که او حقیقت را نفهمد، کسی از اتاق بیرون نخواهد رفت. ندیم به ناچار میگوید که او این کار را کرده است. جمره که انتظارش را نداشته، بیشتر عصبی شده و به داد و بیداد ادامه میدهد. سحر و نریمان و نورتن به دنبال سر و صدا، دم اتاق می آیند. همان لحظه، آنها از پشت در می شنوند که جنک، پدر بچه جرن بوده است. سحر از شنیدن این حرف شوکه شده و از حال می رود. جمره فوری در را باز میکند و بالای سر سحر می رود. او سحر را به خانه خودشان می برد تا استراحت کند. نریمان میخواهد با جرن صحبت کند، اما جرن با حرص او را مسبب تمام این مشکلات میداند و میگوید که بخاطر او حالا تمام خانواده اش را از دست می‌دهد و آنها را از عمارت نیز بیرون می‌کنند و دیگر پولدار نخواهد بود. او به سمت خانه می رود تا سحر را ببیند، اما سحر با دیدن او عصبانی شده و جرن را عامل آبروریزی و لکه ننگ میداند و او را از خانه بیرون میکند.

اویا با باشاک تماس میگیرد. باشاک به او میگوید که تا زمانی که کارت ملی بچه را برای او نیاورده، او نیز به خواسته های اویا عمل نخواهد کرد. اویا که گویا تعادل روانی ندارد، به شدت عصبی شده و داخل رستوران، لیوان را پرت کرده و می شکند. او سپس با ندیم تماس می‌گیرد، اما ندیم نیز جواب او را نمی‌دهد.
جمره به اسکله می رود و ندیم نیز پیش او می آید. او سعی دارد جمره را توجیه کند، اما جمره با عصبانیت سر او داد و بیداد میکند و او را آدم پستی می داند که انتقام چشمهایش را کور کرده است. جنک به اتاق شنیز می رود و در حال گله کردن از او بخاطر اشتباهات اوست. او میگوید که کاش از همان اول به آگاه در مورد اینکه ندیم بخاطر جنک آسیب دیده بود و او ندیم را مریض نگه داشته، میگفت.

داملا که دم اتاق آمده است، حرفهای جنک را شنیده و شوکه می شود. او تازه میفهمد که تمام حرفهای آگاه و ندیم درست بوده و مادرش تمام این مدت دروغ می‌گفته است. او با گریه بیرون آمده و دم در، جیوان را که با نگرانی به او نگاه میکند، بغل کرده و از او میخواهد که با هم از آنجا بروند. جیوان داملا را به اسکله می برد و تا شب آنجا میمانند.داملا بالاخره به اصرار جیوان، به او میگوید که پدر بچه جرن، جنک بوده است.جیوان شوکه شده و با عصبانیت به سمت خانه می رود. داملا نمی‌تواند جلوی او را بگیرد. یکی از افراد آگاه، نامه های آزمایش تست دی ان ای که آگاه از داملا و جنک گرفته بود را برایش می آورد.

قسمت ۱۳۶ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۳۶ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۳۶ سریال ترکی استانبول ظالم

سحر به ویلا می رود و برای آگاه غذا پخته، و سفره مفصلی پهن میکند. آگاه وقتی به ویلا می آید، متعجب شده و سپس بخاطر زحمات سحر، پشت میز می نشیند، اما از او نیز میخواهد که همراهش غذا بخورد.  کمی بعد، داملا با عصبانیت به ویلا می رود تا با آگاه صبحت کند. او با دیدن سحر و آگاه سر میز، شوکه و عصبانی می شود و به سحر طعنه می زند. سحر از سر میز بلند شده و دم در می رود. داملا از آگاه میپرسد که چرا آنها را تنها گذاشته است، آنهم درست زمانی که به او خیلی احتیاج دارند. او به آگاه میگوید که،از او میخواهد بگوید که تهمت‌هایی که به شنیز زده شده را باور ندارد و آنها دروغ هستند. آگاه میگوید اگر آنها دروغ بودند، شنیز فرار نمی‌کرد. داملا از حرف آگاه عصبی شده و میگوید که دیگر پدری به اسم آگاه ندارد و از آنجا می رود. آگاه بخاطر وضعیت پیش آمده کلافه می شود. جیوان که دم در ویلا منتظر داملا است، از برخورد داملا با سحر، متوجه می شود که سحر از داملا خواسته بود که از او فاصله بگیرد.جیوان عصبی می شود و در طول مسیر رساندن داملا به بیمارستان، علت این حرف سحر را از داملا می پرسد. داملا میگوید که سحر فکر میکند که او بخاطر خوش گذرانی با جیوان دوست شده است، اما او واقعا به جیوان علاقه دارد.

جیوان از شنیدن این حرف خوشحال می شود. در بیمارستان، دکتر به داملا و جنک می‌گوید که شنیز از گردن به پایین فلج شده و توانایی حرف زدن نیز ندارد. داملا و جنک خیلی ناراحت می شوند. آگاه وقتی میفهمد که شنیز قرار است بعد از مرخصی به عمارت بیاید، با نورتن تماس گرفته و به او میگوید که اتاق شنیز را عوض کند و او را به اتاق ندیم ببرد. نورتن متعجب شده و قبول میکند. در بیمارستان، جنک در اتاق شنیز است و به او میگوید که شنیز تاوان گناهانش را پس داده و خودش نیز به زودی تاوان اشتباهاتش را پس خواهد داد. او به همراه داملا، شنیز را به خانه می برند. آنها وقتی می‌فهمند که شنیز باید به اتاق ندیم برود، حرصشان میگیرد اما نورتن میگوید که فقط اتاق ندیم است که آسانسور دارد. آنها مجبور به سکوت می شوند و شنیز را به اتاق می برند. در شرکت، مسئولین به ندیم میگویند که مشکلی در قرارداد به وجود آمده و آنها هرچه با یوسف تماس می‌گیرند ، او را پیدا نمی‌کنند. جنک در اتاق پیش شنیز است، و همچنان با او حرف می زند و میگوید که او مسبب مرگ بچه او و جرن شده و حالا تقاص پس میدهد.همان لحظه، جمره به اتاق می آید. جنک که متاثر شده است، به جمره ابراز علاقه میکند و میگوید که نمی‌تواند از عشق به او دست بکشد.

او در نهایت اعتراف میکند که بچه جرن از او بوده است. جمره شوکه می شود و با جنک دعوا میکند. او وقتی می فهمد که تست دی ان ای را نیز عوض کرده بودند، با عصبانیت به سمت شنیز می رود و با دادو بیداد، او را مقصر میداند. َشاو سپس با فریاد، جرن را صدا می زند. جرن به اتاق می آید. جمره از او سوال میکند که این این قضیه صحت دارد یا نه. جرن تایید میکند و جمره با عصبانیت با آنها دعوا میکند . او میپرسد که چطور بچه را گردن ندیم انداخته بودند. همان لحظه ندیم به اتاق می آید .‌ جرن طالبکارانه به جمره میگوید که از خود ندیم، بابت این قضیه سوال کند.

قسمت ۱۳۵ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۳۵ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۳۵ سریال ترکی استانبول ظالم

آجنک به ویلا پیش آگاه می رود. او دوباره با آگاه حرف زده و اصرار دارد تا بداند که مشکل او با شنیز چیست و او چه کار کرده است. آگاه به او میگوید که دعا کند که شنیز زنده بماند،تا خودش به او بگوید که چه کار کرده است. جنک از اینکه آگاه به او چیزی نمی‌گوید عصبی شده و با دلخوری از آگاه از آنجا می رود. در عمارت، نورتن پیش جرن آمده و از او میخواهد که باشاک را درک کند و او را ببخشد، و او نیز باشاک را راضی خواهد کرد تا جرن هر زمان بخواهد با بچه او بازی کند. جرن عصبی می شود و از اینکه نورتن روی نقطه ضعف او دست گذاشته، با او بحث میکند. ندیم به رستوران رفته و دوباره سر میز اول نشسته و اجرای جمره را تماشا می‌کند. اویا دم در رستوران آمده و با ندیم تماس میگیرد. او از ندیم خبر گرفته و وقتی میبیند که ندیم بخیال است، عصبی می شود و با خودش فکر میکند که ندیم نیز طرف آگاه است.وقتی ندیم و جمره با هم به خانه برمیگردند، جن ک نیز همزمان به خانه رسیده و دم در با دیدن ندیم عصبانی شده و با حمله به او، اصرار دارد بداند که ندیم به آگاه چه گفته است. جمره سعی دارد او را آرام کند و به او میگوید که از برخوردش خجالت بکشد.‌ جنک با جمره نیز بحث میکند و جمره از عصبانیت سیلی به گوش او می زند.

همه شوکه می شوند. جنک سوار ماشین شده و به بیمارستان می‌رود. او و داملا در بیمارستان هستند و وقتی دکتر صدایشان می‌کند، به اتاق می روند. افراد آگاه به او اطلاع میدهند که کسی در سالن نیست. آگاه که به بیمارستان آمده، مقابل اتاق شنیز می آید و با عصبانیت شروع به شماتت او میکند و میگوید که او باید زنده بماند تا تقاص تمام کارهایش را پس بدهد و نباید به همین راحتی بمیرد. سپس می رود. صبح، جرن نریمان را به تراس برده و به او میگوید که ندیم او را از اتاق بیرون کرده است. او از نریمان کمک میخواهد تا چاره ای پیدا کند. نریمان از بی عرضگی جرن عصبانی شده و با او بحث میکند. جرن کلافه شده و میگوید که خودش راه حلی پیدا خواهد کرد.جمره به بیمارستان می رود تا از شنیز خبر بگیرد. جنک بخاطر برخوردش از او معذرت خواهی میکند. جمره برخورد او را پای فشار عصبی بخاطر شرایط شنیز میگذارد. جنک از اینکه جمره به ندیم علاقه دارد و او را کنار گذاشته است از جمره گله میکند. جمره ناراحت شده و از بیمارستان بیرون می آید. جرن که در حال آمدن به بیمارستان است، جمره را دم در میبیند.

او از جمره سوال میکند که شنیز به چه علت فیلمش را به او نشان داده بود. جمره طفره می رود. جرن میگوید که مطمئن است که جمره چیزی میداند. جمره انکار میکند. اما جرن میگوید که میداند او در مورد رابطه ممتاز و شنیز خبر دارد. داملا که بیرون آمده است، همان لحظه حرفهای آنها را می شنود و با عصبانیت با جرن، بخاطر تهمت زدن به شنیز دعوا میکند. او در حرفهایش به رابطه بین جرن و جنک اشاره میکند و سپس می رود.جمره کنجکاو حرفهای داملا می شود، اما جرن میگوید که او از روی عصبانیت حرفی زده است. با این حال جمره حرف جرن را باور نمیکند و ذهنش درگیر می شود. در شرکت، ندیم علیرغم هشدارهای مسئولین در مورد ریسک قرارداد با شرکت یوسف، گول او را می‌خورد و بالاخره قرارداد را امضا میکند.یوسف با خوشحالی و لبخند شیطانی به همراه قرارداد، اتاق را ترک میکند.

قسمت 134 سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۳۴ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۳۴ سریال ترکی استانبول ظالم

ندیم وقتی میبیند که نمیتواند آگاه را راضی کند کلافه میشود و دنبال راه حلی میگردد. او از یکی از افراد آگاه میخواهد که به محل حادثه برود و هرطور شده فیلم دوربین یا هر مدرک دیگری برای نجات آگاه را پیدا کند. جرن به خانه میرود. او با دیدن باشاک که در حال بازی با بچه است حرص میخورد و به باشاک دستور میدهد که اتاق او را تمیز کند. باشاک عصبانی میشود اما قبول میکند. او به اتاق جرن میرود و با عصبانیت تمام اتاق را بهم میریزد. او داخل کشوی جرن لباسهای نوزادی میبیند و تعجب میکند. در همان لحظه جرن به اتاق می آید و از دیدن اتاق بهم ریخته عصبانی میشود. سپس وقتی لباس نوزاد را در دست باشاک میبیند منقلب میشود و لباس را از دست او میگیرد و او را از اتاق بیرون میکند. باشاک پیش نورتن میرود و میگوید که دیگر حاضر به تحمل این وضعیت نیست و میخواهد از آنجا برود. نورتن ناراحت میشود اما نمیتواند جلوی باشاک را بگیرد. فردی که ندیم به او سپرده بود یک فیلم از دوربین مدار بسته پیدا میکند که در آن مشخص است که شنیز خودش از پشت بام پرت شده. او فیلم را بدست ندیم میرساند. ندیم از طریق آن فیلم آگاه را تبرئه میکند و اگاه ازاد میشود. او از این کار ندیم ناراضی است اما ندیم میگوید که هر کاری برای اگاه انجام میدهد و خرگز پشت اورا خالی نمیکند و از او میخواهد که یک زندگی جدید را باهم شروع کنند. اما اگاه میگوید که دیگر به هیچ وجه به عمارت برنمیگردد و حالا قصد دارد برای مدتی به ویلا برود و تنها باشد. ندیم به خانه میرود و از نورتن میخواهد که چمدانی برای اگاه حاضر کند چون مدتی به ویلا خواهد رفت. بعد خودش به اتاقش میرود و چمدانش را جمع میکند.

جرن به اتاق می آید و با تعجب از ندیم میپرسد که کجا میرود؟ ندیم هم میگوید که پیش اگاه میرود تا او تنها نباشد و از جرن میخواهد که وسایلش را جمع کند و به اتاق دیگری برود چون دیگر نمیخواهد با او در یک اتاق باشد. او با جرن بحث میکند و روی حرفش پا فشاری میکند. در بیمارستان وقتی که داملا از جمره میشنود که اگاه جرم را به گردن گرفته و سپس ندیم او را با ارائه مدرک تبرئه کرده تعجب میکند و با اگاه تماس میگیرد. او از اگاه بخاطر این که به بیمارستان نمی آید گلایه میکند و میگوید که به او نیاز دارد. اما اگاه میگوید که میخواهد تنها باشد و حال خوشی ندارد. ندیم پیش اگاه میرود و میگوید که نزد او خواهد ماند اما اگاه میگوید که میخواهد تنها باشد و ندیم با ربتن به عمارت و تنها گذاشتن اگاه در حقش خوبی میکند. ندیم وقتی میبیند اصرارش فایده ندارد برمیگردد و از نورتن میخواهد در این مدت به ویلا برود و برای اگاه غذا درست کند. نورتن بخاطر رسیدگی به نوه اش از سحر میخواهد که این کار را بکند. ندیم به اتاقش میرود و وقتی صندلی چرخدارش را میبسند یاد دوران فلج بودنش و ازار های شنیز می افتد و روی صندلی اش مینشیند. او با خودش فکر میکند در این مدت اشتباهات زیادی کرده و حالا باید آنها را جبران کند. اویا با باشاک تماس میگیرد و به او میگوید که نقشه عوض شده و او باید در عمارت بماند چون اگاه تبرئه شده و به عمارت برمیگردد. باشاک مجبور میشود بهانه ای برای ماندن پیدا کند. وقتی که نورتن پیش او می اید که جلوی او را برای رفتن بگیرد باشاک بعد از کمی اصرار منت میگذارد و قبول میکند

قسمت ۱۳۳ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۳۳ سریال ترکی استانبول ظالم

آمبولانس به محل حادثه می آید و شنیز را سریع به بیمارستان منتقل میکنند . پلیس هم آگاه را به کلانتری میبرد. داملا بشدت بیقرار است و جیغ و داد میکند. او و جنک هم به بیمارستان میروند. در خانه نریمان دنبال عینکش کار میکند. او در اتاق کشوی جمره را به هوای گشتن دنبال عینک باز میکند و برگه دی ان ای ندیم و جنک را میبیند. نریمان بخاطر نداشتن عینک نمیتواند برگه را بخواند. داخل عمارت جرن از بچه باشاک خوشش آمده و به او نزدیک میشود. باشاک پیش بچه می آید و جرن دوباره با او بحث میکند سپس با عصبانیت به اتاقش میرود. درگوشی اش اخبار مربوط به شنیز را میبیند و هم شکه و هم خوشحال میشود. در همان لحظه نریمان به همراه برگه آزمایشبه اتاق جرن می آید و میگوید آن را در وسایل جمره پیدا کرده اما نمیتواند آن را بخواند. جرن برگه را میگیرد و با خواندن آن شکه میشود اما از محتوی آن به نریمان چیزی نمیگوید.

او از این که چنین برگ برنده ای را پیدا کرده خوشحال است. جمره وقتی ماجرای شنیز را میشنود به همراه جیوان سریع به بیمارستان میرود. ندیم هم به آنجا آمده و پیگیر حال شنیز میشود. جنک با دیدن ندیم عصبانی میشود و به او میگوید که مقصر این اتفاق ندیم است و میداند که او حرف هایی به آگاه زده که او را عصبانی کند. جمره سعی دارد انها را آرام کند تا درگیری ایجاد نشود. در کلانتری آگاه میگوید که او شنیز را هل داده. وکیل او سعی دارد او را توجیح کند که حقیقت را بگوید. اما برای آگاه هیچ چیز مهم نیست و ترجیح میدهد در زندان باشد.آگاه را تا مشخص شدن زمان دادگاه به بازداشت گاه میبرند. دربیمارستان دکتر خبر میدهد که عمل شنیز همچنان ادامه دارد اما ستون فقرات او شکسته و او در صورت زنده ماندن هم نمیتواند راه برود. جنک و داملا از شنیدن این خبر ناراحت میشوند. ندیم بیرون میرود و جمره هم پیش او میرود. ندیم برای جمره خیانت شنیز را تعریف میکند اما متوجه میشود که جمره از قبل این جریان را میدانسته.

جرن به بیمارستان می آید و به جنک میگوید که شنیز تقاص کارهایی که با او کرده است را پس میدهد چون بچه آنها را کشته. جنک از جرن عصبانی میشود و با او بحث میکند. کمی بعد جرن که خیلی خوشحال است به نریمان پیام میدهد و میگوید که حلوای شنیز را بپزد و آماده کند. نریمان با ذوق شروع به پختن حلوا میکند. سحر و نورتن از این کار او ناراحت میشوند و این بی ادبی اورا سرزنش میکنند. ندیم وقتی فهمید که اگاه جرم را به گردن گرفته به کلانتری میرود. او پیش آگاه میرود و به او میگوید که حرفش را باور ندارد و مطمعن است که او این کار را نکرده. او تصمیم دارد هرطور شده آگاه را بیرون بیاورد. آگاه میگوید که میخواهد در زندان باشد. اما ندیم به حرف او اهمیتی نمیدهد

قسمت ۱۳۲ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۳۲ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۳۲ سریال ترکی استانبول ظالم

آگاه در اتاقش تمام عکس های ممتاز را برمیدارد و با عصبانیت زیاد پاره میکند. سپس تسبیحی را در دستش میگیرد و یادش می آید که آن را ممتاز به او داده بود و گفته بود که یک مرد همیشه باید تسبیح داشته باشد. آگاه از یاد آوری این خاطره عصبانی میشود و تسبیح را پاره میکند.دانه های تسبیح روی زمین لابلای تکه های پاره شده عکسها پخش میشود. آگاه از جایش بلند میشود و به قاب عکس روی دیوار که عکس خودش و ممتاز است خیره میشود و از او گلایه میکند و او را بخاطر ضربه ای که تمام این سالها به او زده سرزنش میکند. صبح جمره دم عمارت جنک را میبیند و از او بابت فرستادن دسته گل به رستوران تشکر میکند. جنک با طعنه به او میفهماند که متوجه حضور ندیم در رستوران شده.جمره از این که جنک به رستوران آمده اما او نفهمیده تعجب میکند. اویا با باشاک قرار گذاشته و به عمارت می اید. باشاک سوار ماشین میشود و اویا جویای اوضاع و احوال او میشود.  باشاک میگوید که شرایط در عمارت خیلی سخته، مدام باهم جنگ و دعوا دارن.

اویا از این که باشاک بخاطر خواسته او به عمارت رفته از او تشکر میکند و در نهایت به او میگوید که خواسته ای از او دارد. آگاه به همراه داملا و جنک به شرکت میرود. او آنهارا به اتاقش میبرد و سپس وکیل آگاه به اتاق می اید. او برگه های تقسیم سهام را به داملا و جنک میدهد تا امضا کنند. داملا و جنک متعجب میشوند و دلیل این کار آگاه را نمیفهمند. آگاه میگوید که از این به بعد سهام شرکت بطور مساوی مال آنهاست و خودش دیگر کنار میکشد. ندیم هم به اتاق آگاه می اید. او وقتی ماجرا را میفهمد شکه میشود.آگاه به آنها میگوید که از این به بعد در مورد همه کلر ها باید باهم مشورت کنند و دیگر کسی سرخود نمیتواند کاری بکند چون به ضرر هر ۳ نفر آنها خواهد بود.در همان لحظه تماسی با آگاه میگیرند و اگاه سریع شرکت را ترک میکند. جنک که شک کرده با مسئول شرکت ماشین تماس میگیرد و میفهمد که ماشین شنیز خراب شده و از آنها کمک خواسته تا برای تعمیر بروند. جنک آدرس هتل را میگیرد و به همراه داملا حرکت میکنند.جنک مطمئن است که اگاه بخاطر همین سریع از شرکت بیرون رفته. ندیم نگران شده و با اگاه تماس میگیرد اما اگاه جواب او را نمیدهد.

وقتی که اگاه به هتل میرسد شنیز از دست او هل میشود و سریع به سمت پله های اضطراری هتل میرود و به پشت بام میرود. آگاه هم به آنجا میرود و با عصبانیت شروع به دعوا با شنیز میکند و از او میپرسد که آیا بچه ها مال او هستند یانه. شنیز مدام در حال انکار است و میگوید که هیم خیانتی نکرده.جنک و داملا به هتل میرسند و با دیدن اگاه و شنیز روی پشت بام شکه میشوند و به سمت آنجا میروند. شنیز از ترس اگاه مدام به عقب قدم برمیدارد. او در نهایت مجبور به قبول اشتباهش میشود ولی میگوید او تقصیری نداشته و همه چیز زیر سر ممتاز بوده. در همان لحظه او بخاطر عقب رفتن از پشت بام پرت میشود. جنک و داملا به پشت بام میرسند و صحنه پرت شدن شنیز را با حیرت نگاه میکنند

قسمت ۱۳۱ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۳۱ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۳۱ سریال ترکی استانبول ظالم

جنک دنبال شنیز میگردد . او رد تاکسی که شنیز را سوار کرده بود پیدا کردهو ادرسی را که شنیز به آنجا رفته از راننده میگیرد. او به شرکت کرایه ماشین میرود و با نشان دادن عکس شنیز متوجه میشود که او با مدارک جعلی و اسم دیگری ماشین کرایه کرده است. مسئول شرکت تصمیم میگیرد پلیس خبر کند. اما جنک جلوی اورا میگیرد و شماره اش را میدهد تا درصورت وارد شدن خسارت به ماشین آن را پرداخت کند. بعد از او میخواهد که هر خبری از شنیز شد با او تماس بگیرد. بعد از رفتن جنک یکی از افراد آگاه به شرکت کرایه ماشین میرود و از مسئول آنجا میخواهد که اگر خبری از شنیز شد به او بگوید و به جنک چیزی نگوید. داملا به خانه برمیگردد و وسایل مادرش را وسط سالن میبیند. او تعجب میکند و وقتی ماجرا را میفهمد با عصبانیت از نورتن میخواهد که وسایل را سر جایش بگذارد. نورتن میگوید که این دستور آگاه است و اگر مشکلی دارد با خود آگاه صحبت کند. داملا به اتاق پدرش میرود و با ناراحتی بابت این قضیه از او گلایه میکند و میگوید که امیدوار است او و شنیز دوباره مثل سابق بشوند.

اما آگاه با قاطعیت میگوید که دیگر هیچ چیز مثل گذشته نمیشود. داملا ناراحت میشود. کمی بعد سحر پیش آگاه میرود و سعی میکند او را قانع کند که در عصبانیت تصمیمی نگیرد. آگاه میگوید که گذشت زمان چیزی را حل نمیکند. داملا از پشت در حرفهای آنهارا میشنود و از تصور این که سحر میخواهد به آگاه نزدیک شود و جای شنیز را بگیرد عصبانی میشود. بعد از رفتن آگاه وقتی که سحر و نورتن مشغول صحبت درمورد مشکل آگاه و شنیز هستند داملا طلبکارانه پیش آنها می آید و با طعنه به سحر میگوید که به زودی شنیز به خانه برمیگردد و بهتر است او خیال خام به سرش نزند. سحر از حرف داملا ناراحت میشود اما چیزی نمیگوید. جمره برای رفتن به رستوران و اولین اجرایش اماده است.در همان لحظه ندیم پیش او می آید و میخواهد صحبت کند. او جمره را به پارک میبرد و میگوید که با وجود این که جمره او را پس زده بود و عصبانی شده بود اما همچنان فقط به او فکر میکند و او را دوست دارد.

بعد میگوید که جمره هر زمان که بخواهد میتواند روی او حساب کند. جمره از ابراز احساسات ندیم خوشحال میشود. ندیم او را به رستوران میرساند. شنیز به هتلی میرود و اتاق میگیرد. بعد با شرکتی تماس میگیرد ودرخواست یک جت شخصی برای کرایه میکند تا زودتر فرار کند. جمره برای اجرای موسیقی روی سن میرود تا همراه اوزگه آماده شود. ندیم دم در رستوران در ماشین نشسته است و به داخل نگاه میکند. درحال اجرای موسیقی و آواز خواندن جمره یک دسته گل بزرگ برای او می آورند و روی سن میگذارند. کمی بعد ندیم وارد رستوران میشود و روی اولین میز که رزرو کرده است روبروی جمره مینشیند.جمره از دیدن ندیم خوشحال شده و با نگاهی پر از عشق به او آواز میخواند. کمی بعد جنک هم به رستوران می آید. او با نگاهی عاشقانه به جمره خیره میشود اما وقتی نگاه جمره را دنبال میکند به ندیم میرسد. او ناراحت میشود و از رستوران بیرون می آید. بعد از پایان موسیقی جمره یاد داشت دست گل را میخواند و میفهمد که آن از طرف جنک بوده نه ندیم.

قسمت ۱۳۰ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۳۰ سریال ترکی استانبول ظالم

آگاه با عصبانیت از خانه خارج شده و به سمت ماشین می رود.جرن با لذت به این صحنه نگاه میکند. او به اتاق آگاه می رود. شنیز با جرن تماس میگیرد. جرن شروع به تحقیر و کنایه زدن به او میکند. او به روی خودش نمی آورد که آگاه فایل را شنیده است و تظاهر میکند که آگاه در خانه و در حال استراحت است. در کلینیک اویا، او برای ندیم تعریف میکند که مادر او در خانه ممتاز کار می‌کرده است. ممتاز به او نزدیک شده و با وعده ازدواج، با او خوابیده است. وقتی که مادر او حامله شده است، آگاه او را از خانه بیرون کرده است. مادر اویا مجبور شده است تا در خانه مردم کار کند، و سپس سرطان گرفته و بخاطر بیماری شدید و ناتوانی‌، اویا را در پرورشگاه گذاشته است. او به ندیم میگوید که آگاه آدم بدی است و حتی با خود ندیم نیز بدرفتاری کرده است و ندیم برای او اهمیت نداشته بلکه بخاطر پول و میراثش، او را نگه داشته است. ندیم از شنیدن این حرف ها به شدت عصبی شده و به اویا اجازه نمی‌دهد که در مورد عمویش چنین حرفهایی بزند. او میگوید که امکان ندارد عمویش چنین رفتاری با آنها کرده باشد. سپس دوباره به ا‌ویا میگوید که حق نزدیک شدن به خودش و خانواده اش را ندارد و دیگر نمیخواهد او را اطراف خودش ببیند. او با عصبانیت بیرون می آید. آگاه به خانه شنیز می رسد.

شنیز وقتی از نگهبان می شنود که آگاه وارد آپارتمان شده، سریع پول‌هایش را برداشته و از درب پشتی فرار میکند. ‌ آگاه داخل ساختمان آمده و وقتی که میبیند شنیز در خانه نیست، از افرادش میخواهد که او را هرطور که شده پیدا کنند و پیش آگاه بیاورند. در خانه، جرن با صدای گریه بچه عصبی می شود و اصرار دارد تا او را ساکت کنند. باشاک نیز از زورگویی و دستور دادن جرن عصبی می شود و آنها با یکدیگر بحث میکنند. اوزگه، دوست جمره به خانه می آید تا با یکدیگر برای اجرای شب تمرین کنند. او از دیدن عمارت و همچنین خوش‌تیپی جنک، متحیر شده و جمره را بخاطر طلاق گرفتن از جنک ملامت میکند. ندیم لب اسکله رفته و روی نیمکتی می نشیند. کمی بعد، اویا پیش او می آید و میگوید که شرایط او را درک می‌کند، اما از او نیز انتظار متقابل دارد. او عکسی از کودکی خودش و مادرش را به ندیم میدهد و به او میگوید که از نگاه به چشمان مظلوم آن دختر بچه، عمق مشکلات کودکی او و ناراحتی هایش را درک کرده و او را باور کند. بعد از رفتن اویا، شنیز فایل صوتی تهدید جرن را برای ندیم ارسال میکند و سپس با او تماس گرفته و میگوید که جرن بالاخره کار خودش را کرده و فایل را برای آگاه ارسال کرده است. ندیم عصبی و کلافه می شود.

 

قسمت 129 سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۲۹ سریال ترکی استانبول ظالم

آگاه با عصبانیت از خانه خارج شده و به سمت ماشین می رود.جرن با لذت به این صحنه نگاه میکند. او به اتاق آگاه می رود. شنیز با جرن تماس میگیرد. جرن شروع به تحقیر و کنایه زدن به او میکند. او به روی خودش نمی آورد که آگاه فایل را شنیده است و تظاهر میکند که آگاه در خانه و در حال استراحت است. در کلینیک اویا، او برای ندیم تعریف میکند که مادر او در خانه ممتاز کار می‌کرده است. ممتاز به او نزدیک شده و با وعده ازدواج، با او خوابیده است. وقتی که مادر او حامله شده است، آگاه او را از خانه بیرون کرده است. مادر اویا مجبور شده است تا در خانه مردم کار کند، و سپس سرطان گرفته و بخاطر بیماری شدید و ناتوانی‌، اویا را در پرورشگاه گذاشته است. او به ندیم میگوید که آگاه آدم بدی است و حتی با خود ندیم نیز بدرفتاری کرده است و ندیم برای او اهمیت نداشته بلکه بخاطر پول و میراثش، او را نگه داشته است. ندیم از شنیدن این حرف ها به شدت عصبی شده و به اویا اجازه نمی‌دهد که در مورد عمویش چنین حرفهایی بزند. او میگوید که امکان ندارد عمویش چنین رفتاری با آنها کرده باشد. سپس دوباره به ا‌ویا میگوید که حق نزدیک شدن به خودش و خانواده اش را ندارد و دیگر نمیخواهد او را اطراف خودش ببیند.

او با عصبانیت بیرون می آید. آگاه به خانه شنیز می رسد. شنیز وقتی از نگهبان می شنود که آگاه وارد آپارتمان شده، سریع پول‌هایش را برداشته و از درب پشتی فرار میکند. ‌ آگاه داخل ساختمان آمده و وقتی که میبیند شنیز در خانه نیست، از افرادش میخواهد که او را هرطور که شده پیدا کنند و پیش آگاه بیاورند. در خانه، جرن با صدای گریه بچه عصبی می شود و اصرار دارد تا او را ساکت کنند. باشاک نیز از زورگویی و دستور دادن جرن عصبی می شود و آنها با یکدیگر بحث میکنند. اوزگه، دوست جمره به خانه می آید تا با یکدیگر برای اجرای شب تمرین کنند. او از دیدن عمارت و همچنین خوش‌تیپی جنک، متحیر شده و جمره را بخاطر طلاق گرفتن از جنک ملامت میکند. ندیم لب اسکله رفته و روی نیمکتی می نشیند. کمی بعد، اویا پیش او می آید و میگوید که شرایط او را درک می‌کند، اما از او نیز انتظار متقابل دارد. او عکسی از کودکی خودش و مادرش را به ندیم میدهد و به او میگوید که از نگاه به چشمان مظلوم آن دختر بچه، عمق مشکلات کودکی او و ناراحتی هایش را درک کرده و او را باور کند. بعد از رفتن اویا، شنیز فایل صوتی تهدید جرن را برای ندیم ارسال میکند و سپس با او تماس گرفته و میگوید که جرن بالاخره کار خودش را کرده و فایل را برای آگاه ارسال کرده است. ندیم عصبی و کلافه می شود.

قسمت ۱۲۸ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۲۸ سریال ترکی استانبول ظالم

وقتی که آگاه بهتر می شود، جنک به اتاق او می رود و از اینکه حال او خوب است خدا را شکر میکند. او علت اینکه حال آگاه بد شد را از او میپرسد، ولی آگاه چیزی به جنک نمی‌گوید. او سپس سراغ ندیم را میگیرد و میگوید که در اسرع وقت باید با او در مورد یک کار نیمه تمامی صحبت کند. اویا به خانه باشاک می رود و او را برای بردن به خانه آگاه آماده میکند. آگاه به خانه می رود و همگی دم در خانه از او استقبال می‌کنند و به او سر سلامتی میدهند. آگاه سراغ ندیم را میگیرد. جرن میگوید که ندیم برای کارهای شرکت ،صبح زود رفته است. آگاه از جنک میخواهد که با ندیم تماس بگیرد و از او بخواهد که سریع به خانه برگردد. نریمان، دستگاه فایل صوتی را از روی زمین پیدا میکند و سحر آن را از او میگیرد. او سریع با شنیز تماس گرفته و میگوید که دستگاه را پیدا کرده و برای او ارسال خواهد کرد. ندیم به کلینیک اویا می رود. اویا وقتی به کلینیک می رسد، از دیدن ندیم متعجب می شد. ندیم با عصبانیت علت رفتارهای اویا و دخالت های او در زندگی اش را می پرسد. او به اویا میگوید که اگر یک بار دیگر به او کاری داشته باشد، از دادگاه حکم فاصله گیری او را میگیرد. اویا به او میگوید که از حرفهایش پشیمان خواهد شد، اما ندیم قاطعانه حرف می زند و سپس میخواهد برود. اویا جلوی ندیم را میگیرید و بی مقدمه به او میگوید :«ما خواهر و برادر هستیم.» ندیم شوکه می شود. باشاک به همراه پسرش, اطلس به خانه آگاه می آید.

همه از او استقبال می‌کنند. جرن با دیدن اطلس، متاثر می شود و یاد پسر از دست رفته خودش می افتد. او گریه اش میگیرد و به اتاقش می رود . جرن شروع به نفرین شنیز میکند و میگوید که شنیز تاوان زجری که به او داد را، پس خواهد داد. جیوان، دستگاه فایل صوتی را برای شنیز می برد. شنیز خیالش راحت می شود، اما وقتی آن را پخش میکند، صدای جرن را می شنود که برای او رجز میخواند و میگوید که فایل اصلی به زودی به دست آگاه خواهد رسید. شنیز مضطرب و عصبی می شود. مشخص می شود که شب گذشته ، نریمان که به سحر شک کرده بود، ماجرا را به جرن گفته و جرن نیز دستگاه را عوض کرده است. جرن, اشکهایش را پاک کرده و فایل را، این بار با گوشی اش برای آگاه ارسال میکند. آگاه که به اتاقش رفته است، فایل را باز کرده و همه چیز را می شنود. او به شدت شوکه شده و حالش بد می شود. سپس به سختی سمت میزش می رود و اسلحه اش را برمیدارد. او اسلحه را به سمت عکس خودش و ممتاز میگیرد. سپس پشیمان شده و اسلحه را داخل شلوارش میگذارد و از خانه بیرون می رود. شنیز در خانه با استرس، مدام با آگاه تماس میگیرد و مطمئن است که آگاه فایل را شنیده و او کارش تمام است

خلاصه داستان قسمت ۱۲۷ سریال ترکی استانبول ظالم

شنیز با سحر تماس گرفته، و سحر میگوید که جرن بسته را از او گرفته و به اتاق آگاه برده است. شنیز عصبی شده و سریع به سمت عمارت می رود. دم در نگهبانان جلوی او را میگیرند ،زیرا اجازه ندارند شنیز را راه بدهند، اما شنیز به زور وارد می شود. پشت سر او، آگاه نیز به عمارت می آید و وقتی میفهمد که شنیز آمده است، نگهبانان را دعوا کرده و سریع داخل می رود. شنیز به اتاق آگاه رفته و پاکت را برمیدارد، همان لحظه آگاه از راه رسیده و شروع به دعوا با شنیز، بخاطر آمدنش به عمارت میکند. او پاکت را به زور از شنیز میگیرد. شنیز اصرار دارد تا پاکت را باز نکند، اما آگاه به او اهمیتی نمی‌دهد. ندیم وقتی سر و صدا را می شنود، به همراه جرن به اتاق آگاه می روند. آگاه فایل صوتی را پخش می کند. ندیم با شنیدن صدای خودش ، قبل از رسیدن به قسمت اصلی فایل، سریع آن را از دست آگاه میکشد. آگاه عصبانی شده و با فریاد میپرسد که چه چیزی را از او پنهان کرده اند. همان لحظه، حال آگاه بد شده و قلبش درد می‌گیرد. آمبولانس آمده و آگاه را به بیمارستان منتقل می‌کنند‌. همگی ناراحت و نگران هستند. جنک در شرکت، مشغول تحقیق در مورد شرکت یوسف است و به وکیل سپرده است تا در مورد شرکت آنها تحقیقات کامل انجام دهند. داملا نیز برای مهمانی با دوستانش بیرون رفته است و از وضعیت آگاه خبری ندارد. در بیمارستان، شنیز به ندیم میگوید که دادن فایل به آگاه کار جرن بوده است.

جرن حاشا کرده و چنین چیزی را انکار میکند. شنیز با آپارتمانش هماهنگ میکند تا فیلمهای دوربین را بگیرد و به ندیم نشان دهد، اما متوجه می شود که فیلم ها پاک شده اند. جرن میگوید که او کاری نکرده است، اما شنیز که به شدت عصبی شده میگوید که پاک کردن فیلمها نیز کار جرن است. ندیم از جرن عصبی می شود و او را تهدید میکند که اگر کار او باشد ، او را همین فردا طلاق داده و از خانه بیرون میکند. جرن میگوید که حتما کار اویا است، زیرا او نیز از این ماجرا خبر داشته و فایل صوتی را داشته است. ندیم با اویا تماس گرفته و از او میخواهد که فوری به بیمارستان بیاید. او سپس شنیز را به خانه میفرستد. شنیز با سحر تماس میگیرد و از او میخواهد که دستگاه پخشی که داخل اتاق آگاه افتاده را برای او ارسال کند. سحر با دو دلی قبول میکند. اویا به بیمارستان آمده و به ندیم میگوید که فرستادن فایل کار او بوده است. جرن از این دروغ اویا شوکه می شود. ندیم با اویا بحث میکند. اویا میگوید که حالا وقتش رسیده که ندیم حقایق را به آگاه بگوید. سپس جرن پیش اویا آمده و علت گردن گرفتن کارش را از او میپرسد، و به اویا میگوید که او هر نقشه ای داشته باشد، دست او را خواهد خواند. داملا به خانه برگشته و از دیدن خانه ساکت و خالی تعحب میکند. او که کمی کسالت دارد و سرما خورده است، به اتاق آگاه می رود . سپس دستگاه را از روی زمین برداشته و میخواهد آن را پخش کند.

همان لحظه سحر وارد اتاق می شود و و وقتی بی‌حالی داملا را می بیند، دستگاه را از دست او گرفته و او را برای استراحت به اتاق می برد‌. نریمان که به رفتارهای سحر شک کرده است، او را زیر نظر میگیرد، اما سحر چیزی در مورد دستگاه و تماس شنیز به او نمی‌ گوید. او مشغول پختن سوپ برای داملا می شود. سپس وقتی میخواهد که دستگاه را برای شنیز بفرستد، آن را پیدا نمیکند. جمره به بیمارستان رفته و با جنک تماس میگیرد و او نیز با نگرانی به آنجا می آید. ندیم و جرن به خانه می روند و جمره و جنک در انتظار بهبود حال آگاه که سکته قلبی کرده است، در سالن انتظار میمانند. چند ساعت بعد، دکتر آمده و خبر میدهد که حال آگاه بهتر است و او را به بحث منتقل کرده اند.

خلاصه داستان قسمت ۱۲۶ سریال ترکی استانبول ظالم

نادر با اویا تماس میگیرد و خبر میدهد که شنیز در حال تحقیق در مورد زندگی اوست. اویا از شنیز عصبی می شود و دم در خانه او می رود. او به شنیز طعنه می زند که تحقیقاتش فایده ای ندارد و بیخود خودش را خسته نکند. هنگامی که اویا داخل آسانسور می رود، جرن را می بیند که از آسانسور دیگر پیاده می شود و به سمت خانه شنیز می رود. اویا سریع از آسانسور پیاده شده و جرن را زیر نظر میگیرد. جرن داخل خانه می رود و در حالی که انگار پیروز شده است، به شنیز میگوید که کار او دیگر تمام است، زیرا امروز مدرک علیه اش را با پست برای آگاه ارسال کرده است. سپس میگوید که نمی‌خواهد صحنه واکنش آگاه را از دست بدهد، و از خانه بیرون می آید. شنیز به شدت عصبی می شود. اویا که حرفهای جرن را از پشت در شنیده است،از بی فکری او حرصش میگیرد‌. شنیز فوری با سحر تماس میگیرد و میگوید که یک بسته برای او، به اشتباه به اسم آگاه به خانه می آید و از او میخواهد که بسته را تحویل بگیرد.سحر که از چیزی خبر ندارد،قبول میکند. در شرکت، ندیم و یوسف برای قرارداد یک پروژه جدید با شرکت دیگری، جلسه دارند. بعد از جلسه، یوسف، ندیم را که کمی نسبت به این قرارداد تردید دارد، قانع و مطمئن می کند. او سپس بیرون آمده و دم در شرکت، تلفنی با کسی حرف می زند و اطمینان خاطر میدهد که ندیم چیزی متوجه نشده و آنها می‌توانند کارشان را شروع کنند. همان لحظه، جنک از راه رسیده و حرفهای یوسف را می شنود.

او داخل شرکت و به اتاق ندیم می رود و بخاطر تصمیم خودسرانه و بدون نظر هئیت مدیره، با او بحث کرده و میگوید که یوسف مشکوک است، اما ندیم این حرفهای جنک را از سر حسادت و نقشه ی او میداند. نورتن به اتاق آگاه رفته و خبر میدهد که بخاطر آمدن باشاک به همراه بچه کوچک، و عدم توانایی او در کمک کردن کارهای خانه، خودش نیز قصد دارد از آنجا برود. اما آگاه می‌گوید که باشاک جای دختر اوست و می‌تواندلدپن کار کردن نیز به آنجا بیاید. نورتن خوشحال می شود. پستچی، بسته آگاه را به خانه می آورد. سحر بسته را تحویل گرفته و قصد دارد آن را برای شنیز نگه دارد، اما همان لحظه جرن وارد شده و با دیدن پاکت در دست سحر، آن را گرفته و خودش به اتاق آگاه می برد و روی میز او میگذارد. جمره در شرکت،متوجه می شود که ندیم او را به آنجا معرفی کرده است . او عصبانی شده و کار را قبول نمیکند و از شرکت بیرون می آید. او در مسیرش، جنک را می بیند. جنک وقتی میفهمد که جمره از مصاحبه کاری می آید، به او پیشنهاد می‌دهد که حالا که قصد کار کردن دارد، این بار دنبال رویاهایش برود و خوانندگی را شروع کند. جمره تحت تاثیر حرف جنک قرار میگیرد و به یک رستوران، برای پیگیری آگهی استخدام خواننده می رود.او در رستوران، یکی از دوستان قدیمی اش را به عنوان خواننده می بیند.آنها کمی با یکدیگر حرف زده و سپس دوستش، اوزگه از او میخواهد که او نیز به عنوان خواننده در آنجا مشغول به کار شود. جمره از این پیشنهاد خیلی خوشحال می شود.

قسمت ۱۲۵ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۲۵ سریال ترکی استانبول ظالم

اویا دوباره به بیمارستان رفته و در کنار نادر ، روبروی اتاق نوزادان ایستاده و به نوزادی نگاه میکند، و سپس با لبخند به او میگوید :«برای برگشتن به خونه آماده ای کاراچای کوچولو؟» نادر به ا‌ویا میگوید که این نقشه ریسک دارد، اما اویا میگوید که برای هدفهای بزرگ، باید ریسک کنند. در خانه، آگاه منتظر جواب شنیز است، اما شنیز میگوید که چیزی را از او پنهان نکرده است. آگاه، برگه ی توافق طلاق را مقابل شنیز میگیرد و از او میخواهد که امضا کند. شنیز شوکه می شود، و میگوید که برگه را امضا نمیکند، زیرا توانایی این کار را ندارد و نمیخواهد از آگاه جدا شود. او به آگاه میگوید که خودش از طریق دادگاه اقدام کند. بعد از رفتن آگاه، شنیز با خودش فکر میکند که تحت هیچ شرایطی از آگاه جدا نخواهد شد. قبل از اینکه جرن بخواهد به جمره در مورد بچه اش حرفی بزند، ندیم از راه می رسد و جرن را صدا می زند. جمره میگوید که جرن با او کار دارد، اما ندیم که وضعیت آنها را می بیند، میگوید که با جرن کار واجبی دارد. او سپس جرن را به گوشه ای کشیده و او را بابت حرفهایش به جمره، ملامت میکند. جرن با حرص، از اینکه ناراحت شدن جمره برای ندیم مهم است، به او کنایه می زند. او که سفره دلش باز شده است، برای ندیم همه چیز در مورد علت ازدواجش با او، و تهدید و فریب شنیز و فیلمی که شنیز از او دارد را تعریف میکند.

ندیم شوکه و ناراحت می شود. در بیمارستان، اویا به نادر میگوید که قصد دارد با نقشه اش همه را متعجب کند. سپس مشخص می شود که در زمان به دنیا آمدن بچه جرن، نادر به درخواست اویا، بچه را که امیدی به زنده بودنش نبود با بچه ای مرده عوض کرده است. آنها تمام تلاششان را برای زنده ماندن بچه در این مدت کرده اند. جرن که خیلی برای از دست دادن بچه اش ناراحت است، نیمه شب برای اولین بار سر خاک او می رود و با بچه اش درد و دل میکند‌، و صبح، جرن صدای ضبط شده ندیم در مورد خیانت شنیز و ممتاز را برای انتقام از او، برای آگاه پست می کند. شنیز، با وکیل قرار گذاشته و میگوید که به هیچ وجه نمیخواهد از آگاه طلاق بگیرد، و از او میخواهد هرکاری که لازم است در این مورد انجام دهد. جمره آماده شده تا برای مصاحبه کاری جدید به شرکتی برود. ندیم با آن شرکت تماس گرفته و سفارش میکند که جمره متوجه معرفی کردن او از طرف ندیم نشود. اویا، نوزاد را از بیمارستان گرفته و به خانه باشاک می برد. او به باشاک میگوید که طبق قرارشان، او به همراه بچه به خانه کاراچای وارد می شوند و تا زمانی که او بگوید، باشاک باید تظاهر کند که مادر بچه است. باشاک که تازه نوزاد خودش را از دست داده است، از دیدن بچه خوشحال میشود. اویا به او هشدار میدهد که به بچه وابسته نشود. باشاک با نورتن تماس گرفته و میگوید که تصمیم گرفته است که به خانه کاراچای برگردد، اما به شرطی که آنجا برایشان کار نکند. نورتن خانم میگوید که چنین کاری درست نیست و او نمی‌تواند این درخواست را از آگاه داشته باشد، اما باشاک از حرفش کوتاه نمی آید.

خلاصه داستان قسمت ۱۲۴ سریال ترکی استانبول ظالم

وقتی که جمره از خواب بیدار می شود، آگاه با او تماس میگیرد و از او میخواهد که به اتاقش بیاید. داملا نیز به اتاق جنک می رود و به او میگوید که آگاه از او خواسته که به اتاقش برود. داملا نگران وضعیت جنک است و در مورد طلاق گرفتن او و جمره سوال میکند، اما جنک میگوید که همه چیز رو به راه است. جنک و جمره پیش آگاه می روند. آگاه در مورد مسأله طلاق آنها ابراز ناراحتی کرده، و از علاقه اش به جمره و خوبی های او صحبت میکند. سپس برای بار آخر، قبل از رفتن به دادگاه، از آنها در مورد تصمیمشان سوال میکند. جنک با ناراحتی به جمره نگاه میکند و منتظر واکنش اوست. جمره میگوید که متأسفانه ادامه ازدواج آنها مقدور نیست. جنک نیز ناچار به تایید جمره می شود. آگاه سکوت کرده و برای آنها آرزوی موفقیت میکند. اویا با ندیم تماس میگیرد و برای صحبت در مورد باشاک، با او در کافه قرار میگذارد. جرن با کلافگی پیش نریمان می رود و میگوید که امروز قرار است جنک و جمره طلاق بگیرند. نریمان به او میگوید که نباید نگران باشد ، زیرا او از قبل ندیم را نسبت به این قضیه پر کرده است. او سپس از جرن میخواهد که برای سرگرم کردن ندیم و جلوگیری از مشکلات بعدی، نقشه ای بریزد. جنک و جمره به همراه سحر و آگاه به دادگاه رفته و طلاق میگیرند. همگی در باطن ناراحت هستند، اما به روی خودشان نمی آورند. بعد از طلاق، آگاه به همراه جنک به رستوران می رود تا کمی با او صحبت کند و در این شرایط تنها نباشد. در کافه، اویا به ندیم میگوید که به وضعیت باشاک رسیدگی کرده و جای نگرانی نیست.

او وقتی پریشانی ندیم را می بیند، علت را جویا می شود. ندیم میگوید که امروز روز طلاق جمره است. اویا به ندیم میگوید که او‌ راهش را انتخاب کرده و دیگر باید به هدفش فکر کند و کاری به زندگی جمره نداشته باشد. جرن، داخل کشوی اتاقش، لباس های نوزادی بچه اش را میبیند. او یاد بچه می افتد و به خاطر از دست دادن او، گریه میکند و به گرفتن انتقامش از شنیز فکر میکند.او که خیلی ناراحت است، به حیاط می رود. کمی بعد، جمره که در طول روز قصد صحبت با جرن را داشت، اما جرن از روبه رو شدن با جمره قراری بود، پیش او می آید و در مورد دیدن فیلم به او میگوید. جرن که فکر میکند جمره قصد تحقیر او را دارد، با عصبانیت شروع به گلایه از زندگی اش میکند و میگوید که هیچکس او را دوست ندارد. جمره سعی دارد جرن را آرام کند. جرن لابه‌لای حرفهایش، میخواهد چیزی در مورد بچه اش بگوید. آگاه با عصبانیت به خانه شنیز می رود. او بخاطر تمام کارهای شنیز با او بحث میکند، و سپس از او میپرسد که چه چیزی را از او مخفی کرده است. شنیز با ترس و تعجب، به آگاه خیره می شود.

خلاصه داستان قسمت ۱۲۳ سریال ترکی استانبول ظالم

صبح در خانه، سحر صبحانه مفصلی درست کرده و از اینکه بچه هایش صحیح و سالم دور او هستند خوشحال است. کمی بعد، از طرف جنک برای جمره پیامی می آید و از او میخواهد که به لنگرگاه بیاید. بعد از صبحانه، جمره به بهانه هوا خوری از خانه بیرون آمده و به سمت لنگر گاه می رود. ندیم او را می بیند و تعقیبش می کند. جمره در لنگرگاه، جنک را می‌بیند که مقابل یک قایق تفریحی است. جنک، دست جمره را گرفته و داخل قایق می برد.او میز مفصلی چیده است و میخواهد با جمره حرف بزند. جنک ،دستان جمره را گرفته و نزدیک او آمده و از علاقه اش به جمره میگوید. او از جمره میخواهد که پیشش بماند و تا ابد مال او باشد و ازدواجشان را واقعی کنند. ندیم که تمام این صحنه ها را از دور میبیند، به شدت عصبی شده و سپس می رود. جمره، گریه اش گرفته و به جنک میگوید که نمی‌تواند یغا او باشد، و جواب رد می دهد و بدون هیچ حرفی بیرون می آید. جنک، به شدت ناراحت و درمانده می شود.

آگاه برای دیدن شاهین به بازداشتگاه می رود. او با عصبانیت از شاهین که برای دومین بار به او بدی کرده است، میپرسد که چرا و به دستور چه کسی جمره را دزدیده است. شاهین میگوید که خودش این کار را کرده و بخاطر اخراج شدنش توسط آگاه، تصمیم غیه انتقام داشته است. مشخص می شود که قبل از آمدن آگاه، یکی از افراد شنیز سراغ شاهین آمده و با پیشنهاد مبلغ بالایی برای خانواده او، از او خواسته تا جرم را به گردن بگیرد و اسم شنیز را نیاورد. جرن به خانه شنیز می رود و با عصبانیت در مورد نشان دادن فیلم به جمره، با او صحبت کرده و میگوید که مطمئن است که جمره از او چیزی میداند که او برای ساکت کردن جمره، فیلم را به او نشان داده است. او به شنیز میگوید که مدرک معشوقه بودن او و ممتاز را دارد و همچنین یادآوری میکند که او قاتل بچه او و جنک است. شنیز از دست جرن عصبی می شود. اویا به همراه باشاک برای خرید لباس بیرون می رود و سپس به کافه می روند. او به سر و وضع باشاک می رسد و میگوید که اجازه خانه هایش را نیز پرداخته است. او به باشاک میگوید که از این به بعد باید باشاک سابق را کنار بگذارد و خودش باشد. در خانه، جنک متوجه می شود که چمدانهایشان کنار در است و نورتن میگوید که ندیم خواسته است تا جنک از آن خانه برود.

جنک و ندیم با یکدیگر بحث میکنند. همان لحظه آگاه به خانه می رسد و وقتی ماجرا را می فهمد، با عصبانیت به ندیم میفهماند که خیلی زیاده روی کرده و از این به بعد طور دیگری باید با او رفتار کند، و اگر بخواهد می‌تواند عمارت و همه چیز را از او بگیرد. او از جنک میخواهد که به اتاقش بگردد و هیچکس نباید از خانه برود. ندیم با حرص به اتاقش می رود. صبح، جرن از راننده ها می شنود که روز قبل، جنک به جمره ابراز علاقه کرده و از او خواستگاری کرده است.

قسمت ۱۲۲ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۲۲ سریال ترکی استانبول ظالم

افراد آگاه، دزد را پیدا می‌کنند. آگاه سراغ دزد می رود و با تهدید او، میخواهد بداند که به دستور چه کسی این کار را کرده است. دزد ابتدا میگوید که بخاطر پول این کار را کرده است، اما سپس با تهدید های آگاه، میگوید که به خواسته شاهین این کار را کرده است. آگاه با شنیدن اسم شاهین، به شدت عصبی شده و به افرادش میگوید که شاهین را برای او پیدا کنند. جمره از بیمارستان مرخص شده و به خانه می آید. همه از برگشتن او خوشحال هستند.جمره بعد از کمی استراحت، به جنک و ندیم پیام میدهد و با هر دویشان در کافه قرار میگذارد. در عمارت، جرن که از توجه بیش از حد ندیم و جنک به جمره و تلاششان برای پیدا کردن او عصبی شده و حسادت میکند، با تهدید ندیم، در مورد گفتن ماجرای دستکاری کردن تست دی ان ای به جمره، و اینکه او پدر بچه اش نبوده، سعی دارد ندیم را از جمره دور کند، اما ندیم به حرفهای جرن هیچ اهمیتی نمی‌دهد و از خانه بیرون می رود. جمره، به زور سحر را راضی میکند تا اجازه بدهد که او بیرون برود، زیرا سحر هنوز هم نگران جمره است. جمره به سمت کافه حرکت میکند. جرن که مطمئن است ندیم پیش جمره می رود، با ماشین دیگری جمره را تعقیب میکند. شنیز که سی دی شکسته شده را برای تعمیر داده است، با جمره تماس میگیرد و از او میخواهد که حتما یکدیگر را ببینند. او به جمره میگوید که چیزی در دستش دارد که می‌تواند خانواده او را از هم بپاشاند. جمره با حرص، مجبور می شود ابتدا پیش شنیز برود. او مسیرش را عوض میکند و به سمت سینما، محل قرارش با شنیز می رود. جنک و ندیم به کافه رسیده اند و از اینکه هر دو به حرف جمره به آنجا آمده اند، متعجب شده و منتظر می‌مانند.

شنیز، سالن سینما را رزرو کرده و جز خودش و جمره، کسی داخل سالن نیست. او دستور پخش فیلمی را میدهد. همان لحظه، جرن نیز وارد سالن می شود و از دیدن فیلم رابطه اش با مردی ، که شنیز آن را نگه داشته بود، شوکه می شود. او پنهانی از در خارج می شود. جمره با دیدن فیلم ، شوکه شده و گریه میکند. شنیز به او میگوید که اگر سحر این فیلم را ببیند، خودش را خواهد کشت. جمره از شدت پستی شنیز، متحیر شده و با عصبانیت از سالن بیرون می آید و به سمت کافه می رود. جنک و ندیم علت دعوت کردنشان را از جمره می پرسند. جمره ابتدا قصد دارد حقیقت را به آنها بگوید، اما با یادآوری فیلم شنیز، بحث را عوض کرده و میگوید که بابت تشکر از نجات دادنش از آنها دعوت کرده است. جرن که بعد از دیدن فیلم به شدت به هم ریخته شده ، به خانه رفته و زیر دوش حمام نشسته و گریه میکند. او سپس تمام روز را در تخت خودش مشغول گریه کردن است. شب، آگاه به جمره سر می زند و به او میگوید که هر طور شده عاملین حادثه را پیدا خواهد کرد. جمره با شنیز تماس میگیرد و با عصبانیت از او میخواهد که آن فیلم را به او بدهد، اما شنیز میگوید که هرگز چنین مدرکی را از دست نمی‌دهد و جمره نمی‌تواند به او دستور بدهد، زیرا با پخش کردن آن فیلم خانواده او به هم می‌ریزد. جمره به شدت کفری می شود.

قسمت ۱۲۱ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۲۱ سریال ترکی استانبول ظالم

جنک، جمره را بغل کرده و سعی دارد او را گرم کند. جمره به هوش آمده و با بی حالی ، قصد دارد سریع به جنک در مورد راز شنیز بگوید. اما همان لحظه، جنک حرف او را قطع کرده و به جمره میگوید که به او علاقه دارد و با وجود او ،انسان خوبی شده و دیگر از همه چیز خسته شده و نمیخواهد از جمره و‌ عشقش به او فرار کند.چشمان جمره دوباره بسته میشود. درهمین حین، جنک رازش را به جمره گفته، و میگوید که بچه ی جرن از او بوده است. ندیم به هوش آمده و به سختی از جایش بلند می شود. او آرام آرام و با سرگیجه، به سمت سردخانه رفته و داخل می رود. او درب اتاق یخچال را پیدا کرده و به سختی آن را باز میکند و جمره و جنک را نیمه هوش پیدا میکند. سپس سریع آنها را بیرون می‌آورد. شنیز به محل رسیده، اما همان لحظه پلیس و آمبولانس نیز می آیند. شنیز ابتدا نمیخواهد پیاده شود، اما با دیدن جنک با نگرانی جلو می رود.

آگاه به آنجا آمده و از دیدن شنیز متعجب می شود. جمره و جنک را به بیمارستان منتقل کرده و همگی به آنجا می روند. جیوان و داملا که تصادف کرده بودند، از ماشین پیاده شده و جراحت مختصری دارند. داملا از دست بی احتیاطی جیوان عصبی است و جیوان میگوید که بخاطر استرس و نگرانی پیدا کردن جمره، با سرعت رفته است. آنها وقتی خبر پیدا شدن جمره را می شنوند، خودشان را به بیمارستان می رسانند. در بیمارستان، ندیم به اتاق جمره می رود و در حالی که او بیهوش است، از او بخاطر فاصله گرفتنش و رفتن به سمت جنک، گله میکند. جنک نیز که بخاطر نگرانی جمره از تختش بلند شده و به سمت اتاق جمره آمده، از لای در حرفهای ندیم را می شنود و عصبی می شود. آگاه وقتی در بیمارستان شنیز را می بیند ، با عصبانیت از او در مورد اینکه چرا در محل حادثه حضور داشته سوال میکند. شنیز هول شده و سپس میگوید که از طریق داملا متوجه شده است و بخاطر نگران شدن برای جنک به عنوان مادرش، به آنجا رفته است.

آگاه از او میخواهد که از آنها فاصله بگیرد. سپس به افرادش میگوید که دزد و مسبب این ماجرا را تا فردا برای او پیدا کنند. شنیز با شنیدن این حرف استرس میگیرد. او کمی بعد، پنهانی به اتاق جمره می رود و از ترس به هوش آمدن جمره و لو رفتن رازش، بالش را برداشته و می‌خواهد او را خفه کند، اما از روی ناتوانی منصرف شده و میگوید که او چنین آدمی نیست که بتواند او را بکشد. سحر و جرن و نریمان نیز به بیمارستان می آیند و از دیدن جمره خوشحال می شوند. شنیز به خانه آگاه می رود و با هماهنگی نورتن، به بهانه یک کار کوچک پنهانی وارد خانه می شود.‌او به اتاق رفته و از گاو صندوق، جعبه سی دی ای برمیدارد و با خودش می‌گوید: «همینه» و سپس می رود.

قسمت ۱۲۰ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۲۰ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۲۰ سریال ترکی استانبول ظالم

جیوان میخواهد تنهایی دنبال جمره، به آدرسی که شنیده بود برود، اما داملا جلوی او را گرفته و میگوید که باید همراه جیوان بیاید. جیوان نیز به ناچار قبول میکند. اویا با باشاک تماس گرفته و قرار می‌گذارد. باشاک به کافه آمده و اویا سعی دارد با او ارتباط برقرار کند. باشاک که خیلی عصبی است، میگوید که نمیخواهد مادرش را ببیند و قصد خودکشی دارد، زیرا بچه اش را که حتی بغل نکرده بود، از دست داده و خودش او را خاک کرده است. حال او خیلی بد است و از اینکه اویا بخواهد به خاطر نورتن به او کمک کند، شاکی است. اویا به باشاک میگوید که او از طرف نورتن نیست. او برای جلب اعتماد باشاک میگوید که خودش نیز زندگی تلخ و سختی داشته و میتواند او را درک کند و میخواهد کمکش کند. باشاک کمی نرم می شود. در خانه، حال سحر بد است و مدام جمره را صدا می زند و منتظر آمدن اوست. او گریه میکند و چیزی نمی‌خورد. نریمان سعی دارد او را آرام کند ، اما فایده ای ندارد. جمره در یخچال سردخانه، از سرما سست شده و می لرزد و حال خوبی ندارد.

شنیز به همراه نوچه اش که آن سه دزد را پیدا کرده بود، برای اینکه جلوی دزد را بگیرند، به سمت کلبه می روند. آنها می‌بینند که کلبه خالی است. شنیز عصبی شده و میداند که دیگر بدبخت خواهد شد و جمره که فرار کرده، همه چیز را برای همه تعریف خواهد کرد . او با عصبانیت از کلبه بیرون آمده، و بدون سوار کردن نوچه اش از آنجا می رود. ندیم در تاریکی هوا به آدرس مورد نظر در جاده می رسد. او با ساک پول از تاکسی پیاده شده و دنبال دزد میگردد. کمی بعد، جنک نیز که همان مسیر را می آید، ندیم را میبیند . ندیم از او میخواهد که دخالت نکند و خودش جمره را نجات میدهد. جنک عصبی شده و میگوید که جمره زن اوست، اما ندیم میگوید که جمره شماره او را برای درخواست کمک به دزد داده است.‌ جنک، ندیم را راضی میکند تا سوار ماشین شود و با هم سراغ جمره بروند. شنیز با داملا تماس میگیرد. داملا به او میگوید که ندیم با دزد در چه آدرسی قرار گذاشته است و آنها نیز به آنجا می روند. شنیز وقتی آدرس را می فهمد، تصمیم میگرد سریع و قبل از رسیدن ندیم به آنجا برود.

جیوان که به شدت عصبی است با سرعت بالایی رانندگی میکند. او ناگهان از جاده منحرف شده و آنها تصادف میکنند. ندیم و جنک پیش دزد می رسند. آنها پول را میدهند و سپس ندیم برای گرفتن اسلحه از دست دزد، با او گلاویز می شود. جنک، اسلحه‌ را گرفته اما دزد ضربه محکمی با سنگ به سر ندیم می زند. جنک نگران ندیم می شود، اما ندیم اصرار دارد تا جنک دنبال جمره برود. جنک به همراه دزد داخل سردخانه می روند. دزد در اتاق یخچال را باز کرده و با یک حرکت آنی، اسلحه را از جنک گرفته و او را داخل یخچال هل میدهد و در را روی آنها قفل میکند. جنک با دیدن جمره که بیهوش گوشه ای افتاده، نگران شده و سعی دارد بدن سرما زده جمره را گرم و هوشیار کند، اما تلاش او فایده ای ندارد . ندیم از روی زمین بلند می شود ، اما بعد از چند قدم راه رفتن، بخاطر ضربه ای که به سرش خورده بود، بیهوش شده و دوباره زمین می افتد‌.

قسمت 119 سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۱۹ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۹ سریال ترکی استانبول ظالم

ندیم با همه مسئولین مالی هماهنگ کرده و از آنها میخواهد که مبلغ مورد نظر را تهیه کنند، اما علت درخواست این پول را به کسی نمی‌گوید. او بخاطر تعطیل بودن بانک ها در آخر هفته و اینکه نمیتواند پول جابجا کند، عصبی است. جرن نیز به شرکت آمده و با دیدن وضعیت ندیم، نگران می شود، اما ندیم به او چیزی نمی‌گوید. جرن چشمم به گوشی ندیم افتاده و کلیپ جمره را داخل آن می بیند. او به شدت شوکه می شود و گریه اش می گیرد. ندیم وقتی میفهمد که جرن فیلم را دیده، از او میخواهد که این ماجرا را به هیچکس نگوید و قول میدهد که جمره را نجات دهد. جرن مدام گریه میکند و نگران جمره است. جنک به سمت تالار مراسم شب گذشته می رود تا دوربین ها را چک کند. او در دوربین میبیند که جمره همراه زنی به پارکینگ رفته، و سپس با ماشینی او را از پارکینگ خارج میکنند. او یادش می آید که آن همان ماشینی بود که مقابل او ترمز زده بود، و بیشتر حرصش میگیرد. جنک شماره پلاک ماشین را برمیدارد و سریع بیرون می رود. جمره به سختی خودش را روی زمین انداخته و با اره ای که روی زمین است، طناب دستانش را باز میکند. او به سمت گوشی می رود و همه جا دنبال آنتن گشته و نهایتاً به زور، لوکیشنش را به همان شماره ندیم ارسال میکند و سریع با او تماس میگیرد، و به جرن که گوشی را جواب میدهد، میگوید که آدرسش را ارسال کرده است.

جرن دنبال ندیم میگردد، اما او را پیدا نمیکند. او سریع با جنک تماس میگیرد و آدرس را برای او ارسال میکند و از او میخواهد که جمره را نجات دهد. جنک نیز سریع به سمت ادرس می رود‌. آگاه وقتی می فهمد که ندیم دنبال جابجایی پول زیادی است، با جنک تماس میگیرد تا بفهمد ماجرا چیست. جنک میگوید که در شرکت نیست، زیرا جمره را دزدیده اند و دنبال او میگردد. آگاه شوکه می شود. جنک به او میگوید که به هیچ وجه به پلیس خبر ندهند و خودش دنبال جمره می رود. آگاه با عصبانیت ماجرای دزدیده شدن جمره را به افرادش میگوید. سحر صدای آگاه را می شنود و حالش بد می شود. او بی حال روی زمین می افتد و آگاه بالای سرش می رود تا آرامش کند. او میگوید که جمره را پیدا خواهد کرد، و سپس سریع بیرون می آید و از داملا میخواهد که برای سحر دکتر خبر کند. جمره به دنبال راه فرار، از در پشتی بیرون می رود. همان لحظه آن مرد دزد می رسد و وقتی می‌بیند که جمره نیست، دنبال او میگردد. جمره داخل جنگل می رود و فقط در حال دویدن است. آن مرد نیز به دنبال جمره داخل جنگل می رود. جمره داخل گودالی خودش را پنهان میکند. آن مرد، جمره را پیدا کرده و دوباره داخل سردخانه برمیگرداند.

او جمره را داخل یخچال سردخانه برده و درجه آن را کم کرده و در را قفل میکند. در خانه، جیوان وقتی می فهمد که جمره را دزدیده اند، از اینکه کسی به او چیزی نگفته است، عصبانی می شود و سوار ماشین شده تا به شرکت برود. داملا نیز به همراه جیوان می رود. در راه، شنیز با داملا تماس گرفته و داملا ماجرا را به او میگوید. شنیز شوکه شده و بعد از قطع تماس، با عصبانیت به نوچه اش زنگ می زند و میگوید که افرادش مورد اعتماد نبودند و باعث بدبختی او خواهند شد. ندیم، پول را تهیه میکند. آگاه سریع به شرکت رفته و سعی دارد جلوی ندیم‌ را بگیرد و میخواهد به پلیس خبر بدهد . همان لحظه، دزد دوباره تماس گرفته و آدرسی را به ندیم میدهد تا تنهایی به همراه پول به آنجا برود. ندیم به سرعت و بی اهمیت به همه، از شرکت بیرون می آید.‌جیوان نیز پشت سر او بیرون آمده و داملا دنبال او می رود تا تنها نباشد. آگاه از دیدن این همه مصیبت و نگرانی، حالش بد می شود و همکاران سریع او را روی مبل می نشاندند و دکتر بالای سر او می آورند.

قسمت ۱۱۸ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۱۸ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۸ سریال ترکی استانبول ظالم

اویا که میبیند جمره جواب تماس‌های تلفنش را نمی‌دهد، برای دیدن او به خانه آگاه می آید، اما متوجه ماجرای طلاق جمره و رفتن او به خانه سرایداری میشود. جنک از دیدن او متعجب و کنجکاو می شود و علت دیدارهای مکرر اخیر او با جمره را جویا می شود. اویا میگوید که باید خود جمره را ببیند، و سپس می رود. سحر به اتاق می رود تا جمره را بیدار کند، اما متوجه می شود که او شب به خانه نیامده. سحر به شدت نگران شده، ولی نریمان میگوید که او بی دلیل نگران است و حتما جمره شب را پیش جنک برگشته است. سحر به عمارت می رود و خبر جمره را میگیرد. جنک میگوید که جمره برای استراحت به سفر رفته است. سحر از اینکه جمره به او چیزی نگفته، متعجب می شود و به این قضیه شک میکند. او به خانه برمی‌گردد و میبیند که چمدان جمره دست نخورده است و حتی شارژش را نیز نبرده است.

او با نگرانی به سمت عمارت رفته و به جنک میگوید که جمره، وسایلش در خانه است و مطمئن است که سفر نرفته است. جنک نیز کمی نگران شده و تصمیم می‌گیرد دنبال جمره بگردد. شنیز برای اینکه واکنش بقیه از گم شدن جمره را بفهمد، با داملا تماس میگیرد. داملا که تازه از خواب بیدار شده از چیزی خبر ندارد و میگوید که همه چیز امن و امان است. شنیز با خودش فکر میکند که جمره برای کسی اهمیتی ندارد. ندیم با اویا قرار میگذارد و به کافه می رود. او به اویا ماجرای باشاک را میگوید و از او میخواهد که به باشاک کمک کند. اویا نیز قبول میکند. دوستان شنیز با او تماس می‌گیرند و او را به دور همی در رستوران دعوت می‌کنند. شنیز برای اینکه مقابل دیگران خودش را سرپا نشان دهد، این دعوت را قبول میکند. او با دوستانش به رستوران رفته و در مقابل کنجکاوی های آنها، به دروغ میگوید که بخاطر تمرکز روی پروژه‌ ای از عمارت بیرون آمده و مشکلی با آگاه ندارد و آگاه اصرار دارد که او به عمارت برگردد.

همان لحظه آگاه به همراه دوستانش برای نهار به رستوران می آید.او با دیدن شنیز، رویش را برمیگرداند. دوستان شنیز به او کنایه می زنند و شنیز خجالت زده می شود. جنک از ترمینال و بیمارستان ها خبر میگیرد، اما جایی اسم جمره ثبت نشده است. او آدرس آخرین سیگنال گوشی جمره را پیدا کرده و به سمت آنجا، که جایی پرت در جاده است می رود. او به شدت نگران شده است‌. مردی که جمره را به سردخانه برده، سراغش می رود. او به جمره که مدام جیغ و داد میکند، میگوید که دنبال پول است و باید با شوهرش تماس بگیرد و از او پول بخواهد. جمره میگوید که شماره شوهرش را حفظ نیست. مرد عصبی شده و میگوید که جمره را می کشد. جمره می ترسد و میگوید که شماره دیگری به او میدهد. او شماره ندیم را که حفظ است، به مرد میدهد و از او میخواهد که با او کاری نداشته باشد. جنک، به آدرس سیگنال وسط جاده می رسد.

او سردرگم همه جا را نگاه میکند و سپس روی زمین، گوشی جمره را می بیند. او هول شده و نمی‌داند باید چه کند. ندیم به شرکت می رود. کمی بعد، آن مرد فیلمی از جمره با دست و پای بسته برای ندیم میفرستد‌.او سپس گوشی را روی زمین پرت میکند و بیرون می رود.ندیم با دیدن فیلم به شدت شوکه می شود. همان لحظه ، آن مرد از تلفن عمومی با ندیم تماس گرفته و تقاضای مبلغ خیلی بالایی را در ازای آزادی جمره میکند. ندیم حرف او را قبول میکند و با عصبانیت میگوید که باید صدای جمره را بشنود، اما آن مرد تماس را قطع میکند.

قسمت 117 سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۱۷ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۷ سریال ترکی استانبول ظالم

در مراسم، شنیز مقابل آگاه می‌گوید که بخاطر پسرش به این مراسم آمده بود. آگاه از او میخواهد که برود و سعی در نزدیک کردن خودش به خانواده نداشته باشد. جنک که از دست نمایش دادن شنیز عصبی شده است، دم در می‌آید. ماشینی که جمره را دزدیده، تازه از پارکینگ بیرون آمده و با سرعت به جنک نزدیک شده، و نزدیک است با او تصادف کند. همان لحظه جمره در حال به هوش آمدن است، که سریع او را بیهوش میکنند تا جنک او را نبیند ،و سپس عذرخواهی کرده و می روند. شنیز پنهانی به گوشه ای رفته، و با افرادی که جمره را دزدیده اند صحبت میکند و میفهمد که کارشان را انجام داده اند. جرن که به شنیز شک دارد، از پشت سر به حرفهای او گوش می‌دهد، اما متوجه نمی شود که ماجرا چیست. او پیش نریمان آمده و میگوید که مطمئن است شنیز در حال نقشه کشیدن است و کاری میکند. دزد ها، جمره را به یک کلبه ای خارج از شهر می برند و کمی بعد،فردی که برای شنیز کار میکند، برای آنها پولشان را بابت این کار می آورد. آن سه نفر تصمیم دارند که نیمه شب جمره را بکشند و از کشور خارج شوند‌. در مراسم، جنک دنبال جمره می گردد، اما او را پیدا نمیکند. او نگران جمره می شود و با او تماس میگیرد، اما گوشی جمره خاموش است. او با تصور اینکه جمره به خانه رفته است، بعد از تمام شدن مراسم، خودش نیز به همراه داملا به خانه برمی‌گردد، اما نیمه شب نگران شده ‌و برای اطمینان میخواهد به خانه سحر برود.

داملا جلوی او را میگیرد و میگوید که حتما جمره در خانه است و فردا سراغش برود. همان لحظه از گوشی جمره از طرف دزدها پیامی برای جنک می آید، که نوشته است به استراحت احتیاج دارد، برای همین مدتی از آنجا رفته است. جنک با تصور حقیقت این پیام، به اتاق برمیگردد‌. دو نفر از دزدها، تصمیم میگیرند که نفر سوم را فریب دهند و خودشان به همراه پول ها فرار کنند. آنها آن مرد را با کتک بیهوش می کنند و داخل اتاقی که او و جمره هستند، شیر گاز باز میکنند تا آنها بمیرند و سپس خودشان فرار میکنند. نوچه شنیز با او تماس میگیرد و خبر میدهد که دزدها عملیات را انجام داده اند و حالا در حال فرار هستند. شنیز با تصور اینکه جمره کشته شده است، از طرفی خیالش راحت شده، اما از طرفی از اینکه چنین کاری کرده کمی ناراحت است. کمی بعد،آن مرد به هوش می آید و سریع در را شکسته و گاز را می بندد. او وقتی می فهمد که دوستانش فرار کرده اند، عصبی می شود. سپس جمره را که تازه به هوش آمده، به زور از آن کلبه بیرون آورده و به یک سردخانه بزرگ می برد‌ و دست و پایش را می بندد. صبح، نورتن در حال صحبت تلفنی با دختر خود است و متوجه می شود که پسری که با مخالفت او، با دخترش باشاک دوست شده و سپس باشاک از او حامله شده بود، بعد از زایمان او را ترک کرده است. باشاک عصبی و ناراحت است و میگوید که قصد خودکشی دارد و همچنین به خواهش های نورتن برای آمدن به خانه آگاه اهمیت نمیدهد. ندیم حرفهای نورتن را می شنود و وقتی از ناراحتی او مطلع می شود، تصمیم می‌گیرد به باشاک کمک کند. او شماره باشاک را از نورتن میگیرد.

سریال ترکی استانبول ظالم قسمت 116
سریال ترکی استانبول ظالم قسمت ۱۱۶

خلاصه داستان قسمت ۱۱۶ سریال ترکی استانبول ظالم

اویا بعد از رفتن ندیم، باز هم با جمره تماس میگیرد، اما جمره جواب او را نمی‌دهد و با خودش به این فکر میکند که باید این مسأله بین جنک و ندیم را حل کند‌. در شرکت، جنک از وکیل خود میخواهد که پروتکل طلاق را درست کند.کمی بعد در راهرو، وکیل پیش جنک آمده و برگه های توافقنامه طلاق را به او میدهد. ندیم این صحنه را میبیند و متعجب می شود. همان لحظه، جرن از راه می رسد و سریع پیش ندیم می آید و به او میگوید که باید در مورد این مسأله با او صحبت کند. او ندیم را به اتاق برده و میگوید که در خانه متوجه شده بود که آگاه با جنک در مورد نقشه ای صحبت میکنند، و تصمیم دارند حواس او را از کارهای شرکت پرت کنند و اینگونه که مشخص است، این نقشه طلاق جنک و جمره است. او روی ندیم تاثیر می‌گذارد. کمی بعد، جمره به شرکت می آید و به اتاق جنک می رود. او برگه های طلاق را امضا میکند و سپس جنک نیز با دستانی لرزان و با ناراحتی، برگه ها را امضا می زند. آنها از اتاق بیرون می آیند و داخل راهرو، ندیم‌ و جرن را همراه با صاحب پروژه جدید می بینند. جنک عصبی شده و میخواهد جلو برود ،اما جمره جلوی او را میگیرد. ندیم بلند میگوید که این قرارداد بدون حضور آگاه صورت گرفته و ارتباطی به او ندارد،و خودش این پروژه را به تنهایی مدیریت میکند. کمی بعد، جنک با عصبانیت به اتاق ندیم می رود. جمره نیز سعی دارد جلوی او را بگیرد. آنها با یکدیگر دعوا می‌کنند و سپس جمره، جنک را بیرون می برد تا آرام کند.

شنیز که نمی‌داند باید چه کند، برای اینکه شب به ویلا نرود تا واقعیت را نگوید، بخیه های شکمش را با قیچی پاره میکند و سپس به داملا و جنک زنگ می زند تا پیش او بیایند. جنک، جمره را با خودش می برد تا نگاهی به شکم شنیز بیندازد. جمره، شکم شنیز را پانسمان می کند و وقتی آنها هستند، به او میگوید که این کارها فایده ای ندارد و برای شب که مراسمی برای قرارداد شرکت برگزار می شود،باید بیاید و مقابل همه حقیقت را بگوید ،وگرنه خودش این کار را میکند. اویا از نادر میخواهد که یک کپی دیگر از جواب تست خون برای او بیاورد. او با خواندن نتیجه آزمایش متوجه می شود که ندیم و جنک برادر هستند و شوکه می شود. جنک به خانه می رود و به آگاه در مورد کارهای ندیم و همچنین مراسم شرکت میگوید . او از آگاه میخواهد که برای شب او را تنها نگذارد. ندیم نیز از راه می رسد و وقتی حرفهای جنک را می شنود، عصبی می شود و دوباره دعوا میکنند. آگاه به ندیم میگوید که تمام این سالها برای شرکت زحمت کشیده است، اما ندیم میگوید که آنها تمام این سالها حق او را گرفته اند و حالا نوبت اوست که به اموالش رسیدگی کند. بعد از رفتن ندیم، آگاه که تصمیمی گرفته است، با کسی تماس میگیرد و هماهنگی انجام میدهد. جمره چمدانش را جمع کرده و عمارت را ترک میکند و به خانه پیش سحر و نریمان می رود.

شب، مراسم مهمانی بزرگی برای شرکت در یک تالار برگزار می شود. جرن دم در کنار ندیم ایستاده و مدام در حال پر کردن ندیم نسبت به همه است. کمی بعد، جمره نیز به خواهش جنک برای آخرین بار به عنوان زن او، به مراسم می آید. او با چشمهایش دنبال شنیز میگردد.شنیز با تلفن با کسی، چیزی را هماهنگ میکند و سپس داخل سالن می آید. کمی بعد، آگاه برای سخنرانی روی سن می رود و اعلام میکند که از کار کناره گیری میکند و از این به بعد تمام اختیاراتش را به جنک می سپارد. ندیم از شنیدن این حرف عصبی می شود. بعد از او، شنیز روی سن می رود و در مورد این افتخار به جنک تبریک میگوید. او سپس پایین آمده و وقتی جمره می بیند که او حقیقت را نمی‌گوید، میخواهد خودش با جنک صحبت کند. جنک به بهانه کار داشتن، صحبت را به تعویق می اندازد. همان لحظه، زنی به بهانه کمک خواستن از جمره پیش او آمده و میگوید که حال شوهرش بد شده است. جمره همراه او به پارکینگ می رود. دو سه نفر داخل ماشین، جمره را گرفته و او را بیهوش میکنند و سپس می برند.

قسمت ۱۱۵ سریال استانبول ظالم
قسمت ۱۱۵ سریال استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۵ سریال ترکی استانبول ظالم

شنیز وقتی با داملا تماس میگیرد و میفهمد که در خانه دعوا شده و آگاه بیرون آمده است، میداند که او به کدام رستوران می رود. او به عمد حاضر شده و آنجا می رود و آگاه را می بیند. او پیش آگاه نشسته و تظاهر به نگرانی برای بچه ها میکند و سعی دارد آگاه را نسبت به ندیم پر کند و از اشتباهات او برای آگاه میگوید. او میخواهد دوباره به آگاه نزدیک شود. آگاه بی اهمیت به شنیز، از جایش بلند شده و از رستوران می رود. جمره بعد از صحبت با ندیم، با ناراحتی به خانه سرایداری پیش مادرش رفته و با گریه به او پناه می‌آورد و خبر میدهد که تصمیم به طلاق گرفته است ،و میگوید که آنها تظاهر به ازدواج واقعی کرده بودند اما اینگونه نبوده. سحر سعی دارد جمره را آرام کند و به او دلداری میدهد. از طرف دیگر، جرن پیش نریمان آمده و در مورد تصمیم طلاق جمره و جنک به او میگوید. نریمان عصبی شده و به جرن میگوید که نباید این اتفاق بیفتد، وگرنه ندیم به سمت جمره خواهد رفت و او را کنار خواهد گذاشت.

صبح، جمره پیش آگاه رفته و در مورد تصمیم طلاقشان به او نیز خبر میدهد. آگاه به او میگوید که بابت این قضیه ناراحت است زیرا جمره را مثل داملا دوست دارد و او را به عنوان عروس قبول دارد زیرا صادق و مورد اعتماد است. با این حال به تصمیم آنها احترام میگذارد. جرن از داخل سالن تمام این حرفها را می شنود و حرصش میگیرد. جمره به اتاق برمیگردد‌ و به جنک میگوید که خبر تصمیمشان را به آگاه داده است. سپس جنک نیز پیش آگاه می رود و با او در این مورد صحبت میکند. آگاه متوجه است که جنک به جمره علاقه دارد، اما جنک چیزی نمی‌گوید و تاکید میکند که این ازدواج فرمالیته بوده است. جمره با ناراحتی از خانه بیرون می آید و سپس با شنیز تماس میگیرد و میگوید که باید او را ببیند. جرن دوباره پیش نریمان می رود و میگوید که جمره با آگاه نیز صحبت کرده است و طلاقشان قطعی است.

نریمان به جرن میگوید که باید مدام پیش ندیم باشد و او را پر کند، و به او بگوید که طلاق آنها طبق نقشه آگاه برای جلب توجه و حواس پرتی ندیم است. ندیم پیش اویا می رود. او میخواهد علت توجه بیش از حد اویا را نسبت به خودش بداند. اویا به ندیم میکیچپ که او نیز زندگی سختی داشته و در دوران کودکی ستم دیده است و برای همین ندیم را درک می‌کند و حس میکند که آنها شبیه هم هستند. جمره پیش شنیز می رود.ا شنیز که علت آمدن تو را نمیداند، قیافه گرفته و تصور میکند که او بخاطر تشکر از بخشیدن ندیم آمده است. جمره به شنیز میگوید که میداند ندیم و جنک برادر هستند و برگه تست را به شنیز نشان میدهد، و به او میگوید که تا امشب مهلت دارد تا حقیقت را به همه بگوید،وگرنه خودش این کار را خواهد کرد. شنیز شوکه شده و از جمره خواهش میکند که به او مهلت بدهد تا خودش ماجرا را کم کم درست کند، اما جمره قبول نمیکند.

قسمت ۱۱۴ سریال استانبول ظالم
قسمت ۱۱۴ سریال استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۴ سریال ترکی استانبول ظالم

صبح روز بعد، ندیم که در ذهنش نقشه هایی دارد، از جرن میخواهد که حاضر شود تا با هم به شرکت بروند، زیرا کارهای زیادی دارند. جرن از اینکه میبیند ندیم او را برای کارهایش میخواهد و به شرکت می برد، خوشحال می شود. جمره نیز صبح دوباره به مطب اویا رفته تا با او صحبت کند، زیرا روز قبل بخاطر آمدن جنک، نتوانسته بود. اما اویا هنوز نیامده است. همان لحظه، منشی برگه تست جنک را به اتاق خالی اویا می برد. جمره وقتی اسم جنک را می شنود، به بهانه ای به اتاق رفته و نامه را برمیدارد و بیرون می رود. او داخل پارکی رفته و نامه را باز میکند و با خواندن آن متوجه می شود که آگاه پدر جنک نیست و جنک و ندیم برادر هستند. او به شدت شوکه می شود. اویا وقتی به مطب می رود، نامه را پیدا نمیکند و متوجه می شود که حمزه آن را برداشته و عصبی می شود. او با جمره تماس می‌گیرد، اما جمره جواب نمی‌دهد. جمره تصمیم می‌گیرد هر طور شده رابطه جنک و ندیم را خوب کند ،حتی به قیمت اینکه برای خودش تاوان داشته باشد.

شب در خانه، ندیم خبر می دهد که قرار است برای شام مهمان بیاید. آگاه از اینکه ندیم سر خود شده و بی اطلاع او مهمان نیز دعوت میکند، عصبی می شود و با او بحث میکند. کمی بعد، شخصی که قرار بود روی پروژه او سرمایه‌گذاری کنند، به آنجا می آید. ندیم به همه می‌گوید که امروز قرارداد پروژه را بسته اند و می‌خواهند در مورد کار صحبت کنند. آگاه از اینکه ندیم خودش بدون مشورت این کار را کرده عصبی می شود. جنک نیز شروع به بحث با ندیم میکند و به او میگوید که هیچ مهارت و تخصص و تجربه ای در مورد کار ندارد. ندیم از اینکه جنک او را تحقیر میکند حرصش میگیرد و بعد از رفتن مهمان، با او دعوا کرده و آنها دست به یقه می شوند. حمزه مدام به این فکر میکند که آنها برادر هستند و نباید با یکدیگر در بیفتند. او جنک را به اتاق می برد و بخاطر دعوا کردن با ندیم با او بحث میکند. جنک میگوید که جمره بخاطر کمک و نزدیک شدن به ندیم با او ازدواج کرد اما ندیم به آنها پشت کرده است و کار او بی نتیجه بوده. جمره عصبی شده و میگوید که پس سدیکز کارشان تمام شده و باید طلاق بگیرند. جنک نیز تایید می‌کند. جرن که پشت در اتاق آنها ایستاده حرفشان را می شنود جمره با عصبانیت بیرون آمده و به پارک می رود.

او یاد حرف اویا می افتد که به او گفته بود دیگر نباید از ندیم فاصله بگیرد و باید کاری که میخواهد را انجام بدهد تا یه ندیم نیز اجازه بدهد خواسته زندگی اش را انتخاب کند. او به ندیم پیام میدهد و از او میخواهد پیشش بیاید تا حرف بزنند. ندیم به پارک می رود و جمره با ناراحتی از عوض شدن او و دشمن شدنش با همه گله میکند. ندیم میگوید که از روزی که جمره دست او را رها کرد و سراغ جنک رفت، دیگر از چشم او افتاده و بعد از این نیز هیچ چیزی بین آنها وجود ندارد و سبک زندگی او تغییر کرده است. او سپس بی اهمیت به جمره می رود.

قسمت ۱۱۳ سریال استانبول ظالم
قسمت ۱۱۳ سریال استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۳ سریال ترکی استانبول ظالم

قاضی بخاطر پس گرفتن شکایت شنیز، حکم را تغییر داده و ندیم به صورت مشروط آزاد می شود. بعد از دادگاه، داملا و جنک با حرص از شنیز دلیل کارش را می پرسند. شنیز می‌گوید که این کار را فقط بخاطر آگاه کرده و از خود گذشتگی کرده است و برای همین ندیم را بخشیده است.‌جرن با حرص جلو آمده و با طعنه به شنیز میگوید که فیلم بازی کردنش فایده ای ندارد و او قصد بازگشت به عمارت را دارد. شنیز می‌گوید که او نمیخواهد به عمارت برگردد. جرن جا میخورد. داملا به شنیز اصرار دارد تا به امارت برگردد، اما شنیز قبول نمیکند. آگاه به شنیز میگوید که میتواند به واحد برجشان برود. وقتی شنیز در برج مستقر می‌شود، اویا نیز به آنجا می رود تا با شنیز صحبت کند. از طرف دیگر، جمره که مطمئن است شنیز نقشه ای دارد به سمت خانه او می رود تا ببیند نقشه او چیست.

او از پشت دیوار حرفهای اویا و شنیز را می شنود و متوجه می شود که شنیز با تهدید اویا به اینکه رابطه او با پدر ندیم را لو میدهد، او را مجبور به رضایت کرده است. جمره از شنیدن این حرف شوکه شده و سریع آنجا را ترک میکند. اویا به شنیز میگوید که باید از ندیم‌ فاصله بگیرد. شنیز از اویا حرصش گرفته و دلیل اهمیت ندیم برای او را نمی‌فهمد. وقتی اویا بیرون می آید، یا نادر تماس میگیرد و از او میخواهد که تست دی ان ای جنک و آگاه را بگیرد. جنک همان لحظه وارد برج می شود تا به دیدن شنیز برود و از دور اویا را می بیند او از آمدن اویا به آنجا متعجب می شود و وقتی به خانه می رود، با عصبانیت پیگیر علت آمدن اویا و همچنین علت رضایت دادن او می شود و مطمئن است که شنیز بی دلیل چنین کاری نمی‌کند و حتما منفعتی برایش دارد. شنیز چیزی بروز نمی‌دهد و جنک با عصبانیت بیرون می آید.

شنیز با کسی تماس میگیرد تا در مورد اویا تحقیق کنند. ندیم که عصبی است،سر راه پیاده شده و به پارک ساحلی می زود. آگاه نیز کمی بعد به آنجا می آید. ندیم با عصبانیت به آگاه میگوید که بخاطر اینکه از او در مورد ارتکاب قتل سوال کرده بود و یعنی به او شک داشته ، از دست او عصبانی است و آگاه دیگر از چشمش افتاده و از این به بعد دشمن او محسوب می شود و جنگ بینشان آغاز می شود. آگاه از تندروی ندیم شوکه می شود و میگوید که خود او با پنهانی رفتن به هتل پیش شنیز و دادن وکالت به جرن، دشمنی را با او شروع کرده است. او سعی دارد ندیم را به خودش بیاورد اما فایده ندارد. جمره برای اینکه در مورد چیزهایی که شنیده با اویا صحبت کند، به سمت مطب او می رود. اویا از دیدن او متعجب شده و جمره خودش می‌گوید که همه حرفهای آنها را شنیده است. همان لحظه، جنک نیز بخاطر اینکه اویا را در خانه مادرش دیده بود به آنجا می آید‌.

اویا بهانه ای برای دیدن او می آورد و او و جمره چیزی به روی جنک نمی آورند. سپس، اویا برای گرفتن تست از جنک، لیوان آبی که به او داده بود را ارسال میکند. داملا برای شنیز مقداری خرید کرده و به خانه او می رود و میگوید که گاهی پیش او خواهد ماند. شنیز به عمد مقابل او برای آگاه ابراز نگرانی میکند و از داملا میخواهد هوای پدرش را داشته باشد. جنک به اتاق آگاه می رود و میگوید که دیگر از این وضعیت خسته شده و به یک پدر برای راهنمایی کردنش نیاز دارد. آگاه متاثر شده و جنک را بغل میکند.

قسمت ۱۱۲ سریال استانبول ظالم
قسمت ۱۱۲ سریال استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۲ سریال ترکی استانبول ظالم

جیوان به حیاط می رود و به داملا که در بالکن ایستاده است خیره می شود. سحر به عمد بیرون آمده و جیوان را داخل می آورد. از طرف شرکت با آگاه تماس می‌گیرند و خبر می‌دهند که جرن و وکیلش به شرکت آمده و همه چیز را به هم ریخته اند. آگاه مجبور می شود به شرکت برود. او میزنید که جرن در اتاق جلسه به همراه سرمایه‌گذاران جدید نشسته و میگوید که همکاری با آنها را قبول نمیکند. اگا به شدت عصبانی می شود و میخواهد جرن را بیرون کند اما جرن با نشان دادن برگه وکالت اختیاراتش آگاه را شوکه می کند. آگاه با عصبانیت همه را از اتاق بیرون کرده و با جرن دعوا میکند و تصور میکند که جرن امضای ندیم را جعل کرده است، اما جرن میگوید که خود ندیم چنین تصمیمی گرفته است.

جمره دوباره به کلانتری رفته و یا اصرار بالاخره موفق می شود که داخل برود و ندیم را ببیند. او به ندیم میگوید که او را باور دارد و میداند که او چنین کاری نکرده است. بر خلاف انتظار او، ندیم یا سردی و بی محلی از او میخواهد که برود زیرا دیگر چیزی برای او اهمیت ندارد. جمره ناراحت شده و بیرون می آید. جنک که از خانه حمزه را تعقیب کرده بود، دم در کلانتری ایستاده است. جمره از دیدن او جا می خورد. همان لحظه، مامور ها ندیم را بیرون می آورند تا به دادگاه ببرند. جنک با دیدن ندیم عصبی شده و شروع به دادو بیداد میکند. ندیم را سوار ماشین کرده و می برند. اویا پیش نادر به بیمارستان می رود. آنها از شیشه به داخل اتاقی نگاه میکنند. نادر به ا‌ویا میگوید که :«تونست به زندگی ادامه بده.» آنها هر دو خوشحال می شوند.

اویا سپس به بیمارستان شنیز می رود. او به اتاق شنیز رفته و میگوید که میخواهد با او صحبت کند. جنک و جمره ابتدا به بیمارستان می روند و به شنیز سر می زنند، و میگویند که قرار است برای محاکمه به دادگاه بروند. آنها از مادرشان حمایت کرده و سپس می روند. در سالن دادگاه، جرن نشسته و با آمدن داملا و جنک، جلو رفته و دوباره با آنها بحث میکند. کمی بعد، بر خلاف تصور جرن، آگاه نیز می آید. جلسه دادگاه شروع می شود. جمره نیز به جلسه آمده و اویا نیز می آید. وکیل شنیز شروع به صحبت کرده و میگوید که طبق مدارک و شواهد، ندیم گناهکار است و شنیز از بچگی او را مانند پسر خودش بزرگ کرده و به او رسیدگی کرده بود اما ندیم قصد کشتن او را داشته. سپس وکیل دچندیم حرفهایش را می زند.

وقتی که قاضی نظر و دفاعیه ندیم را می پرسد، ندیم سکوت کرده و جرمش را می‌پذیرد. وکیل او شروع به دفاع کرده و می‌گوید که ندیم همچنان در شوک حادثه است. قاضی حکمش را صادر کرده و و ندیم را به شانزده سال حبس محکوم می‌کند.اویا نگران است و مدام به در نگاه میکند. همان لحظه، شنیز از در وارد می شود.او مقابل قاضی قرار گرفته و میگوید که در روز حادثه، ندیم به قصد او را نزده است،و شکایتش را پس می‌گیرد. همگی از این قضیه متعجب می شوند.

 

داستان قسمت 111 سریال استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۱ سریال ترکی استانبول ظالم

شب، دوباره جیوان در بیمارستان پیش داملا که در سالن انتظار ایستاده‌ است ،می رود‌. داملا دوباره او را پس زده و به او میگوید که آنها مناسب هم نیستند و باید همه چیز تمام شود. جیوان با ناراحتی حرف او را قبول کرده و از آنجا می رود. داملا بخاطر اینکه خلاف میلش عمل کرده است، ناراحت است. نریمان سعی دارد خودکار را از کت آگاه بردارد. او به اتاق آگاه می رود و اصرار دارد تا آگاه را به بهانه ای بیرون بفرستد، اما آگاه که حوصله ندارد، به حرف او اهمیتی نمی‌دهد. جمره به کلانتری می رود تا ندیم را ببیند. جرن از دیدن او عصبی شده و شروع به تحقیر و توهین جمره میکند و مأمور نیز میگوید بخاطر نداشتن نسبت نزدیک با ندیم، نمیتواند او را ببیند. جرن داخل بازداشتگاه پیش ندیم می رود و میگوید که همه جوره از او حمایت خواهد کرد و همچنین میگوید که در این مدت هیچکس پیگیر او نبوده و حتی جمره نیز پیش شنیز در بیمارستان رفته و طرف اوست. ندیم از شنیدن این حرف حسابی ناراحت می شود. او از جرن میخواهد که برایش وکیل بگیرد. وقتی جرن به خانه می بود پنهانی به اتاق آگاه رفته و خودکار را از کت او برمیدارد.

سپس پیش جنک می رود و پشت سر جمره صحبت میکند و میگوید که زنش بی خبر از او برای دیدن ندیم آمده بود. همان لحظه جمره نیز از راه می رسد و جرن مقابل او از جنک میخواهد که زنش را جمع کند. جمره عصبی می شود ولی چیزی نمی‌گوید. جنک با حرص به جمره میگوید که باید دست از دفاع از ندیم بردارد زیرا طبق گزارشات پزشک قانونی ، اثر انگشت ندیم تطابق داشته و او گناهکار است. جمره شوکه و ناراحت می شود. صبح، وکیل پیش ندیم رفته و ندیم وکالت نام اختیارات شرکت و اموالش را در به جرن می سپارد. در خانه، جرن با خوشحالی در حال حاضر شدن است و حسابی به خودش رسیده است.‌ نریمان به اتاق آمده و او را بخاطر رسیدن یه موفقیت تحسین میکند. او وقتی در کشو ، خودکار را میبیند، از جرن میخواهد که فایل را پاک کند اما جرن میگوید که شاید روزی به دردی بخورد و این کار را نمیکند.

نریمان از ترس اینکه جرن از خودکار استفاده نکند و جایگاهش را از دست ندهد، وقتی که جرن از اتاق بیرون می رود، آن را پاک میکند. کمی بعد، داملا با عصبانیت به اتاق جرن آمده و به زور او را بیرون می آورد و میگوید که حق زندگی در این خانه را ندارد و هرچیزی که به ندیم مربوط است، نباید در این خانه باشد. آنها با یکدیگر دعوا می‌کنند. آگاه آمده و به داملا میگوید که کسی از خانه بیرون نمی‌رود. داملا از دست آگاه ناراحت و عصبی می شود. جرن با حرص میگوید که الان به همه ثابت میکند که ندیم بی گناه است . او به اتاقش رفته و خودکار را برمیدارد، اما میفهمد که فایل پاک شده است. او با عصبانیت پیش نریمان رفته و با او دعوای شدیدی میکند و به او میگوید که حق دخالت در زندگی او و تصمیماتش را ندارد. نریمان از کار خود راضی است و با خونسردی تخمه می شکند.

 

سریال ترکی استانبول ظالم
سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۰ سریال ترکی استانبول ظالم

داملا را سریع در بیمارستان بستری میکنند و به او آرامبخش می زنند تا کمی حالش بهتر شود آگاه با ناراحتی بالای سر داملا می رود و در دل خود میگوید که متوجه تلاش داملا برای نگه داشتن خانواده است، اما او باید قبول کند که مادرش بلاهای زیادی سر ندیم آورده است. داملا به هوش آمده و با آگاه صحبت میکند. او از اینکه آگاه هنوز هم طرف ندیم است، ناراحت و دلخور است. آگاه از اتاق بیرون آمده و داملا را به جنک می سپارد تا به کلانتری برود. جنک از اینکه در این وضعیت و با وجود اینکه میداند چنین کاری از ندیم بر می آمد، پیش او می رود، متعجب است. با این حال، آگاه میگوید که مقصر همه مشکلات شنیز بوده و هنوز نیز چیزی از طرف کلانتری قطعی نیست. از طرف دیگر دکتر ها به آگاه میگویند که خوشبختانه چاقو به اعضای اصلی بدن شنیز نخورده و حال عمومی او خوب است. جیوان، به همراه یک عروسک خرس بزرگ به اتاق داملا می رود. داملا ابتدا خوشحال شده اما سپس با یادآوری حرفهای سحر ، قیافه میگیرد و با جیوان خوب برخورد نکرده و از او میخواهد برود. در خانه، جرن با استرس دنبال راه حلی است تا بتواند خودکار را به دست بیاورد. نریمان از اینکه جرن به فکر کمک به ندیم است حرصش میگیرد و به او میگوید که باید خودکار را پیدا کرده و اگر به نفع ندیم بود، آن را نابود کند تا ندیم در زندان بماند و او تمامی ثروت او را صاحب شود. جرن از حرف نریمان کلافه می شود. جرن به کلانتری می رود و وقتی میفهمد که خودکار دست آگاه است، میخواهد هر طور شده آن را بگیرد اما موفق نمی شود.

آگاه و جرن متوجه می شوند که طبق نتیجه آزمایش، خون شنیز با خون روی دستهای ندیم و مطابقت داشته است. در بیمارستان، جنک بالای سر شنیز می زود و با دلخوری میگوید که او به قدری بدی کرده که هیچکس او را باور ندارد و او نیز تا زمانی که حقیقت مشخص نشود ، شنیز را باور ندارد. شنیز که به هوش آمده، به عمد چشمانش را باز نمیکند. او به خاطر می آورد که در هتل، ندیم چاقوی خونی را با حرص زمین انداخته و از اتاق بیرون آمده بود. شنیز چاقو را برداشته و خودش آن را محکم داخل شکمش فرو برده بود. یک دکتر به کلانتری آمده و به ندیم میگوید که با توجه به چک کردن پرونده روانشناسی او، متوجه خشم و نفرت او از شنیز هستند و علت کار او‌ را درک می‌کنند. ندیم عصبانی می شود و میگوید که او این کار را نکرده است. داملا و جنک متوجه می شوند که جواب آزمایش خون و اثر انگشت ندیم مثبت بوده. جنک دوباره به اتاق شنیز رفته و میگوید که حالا باورش شده است و او حق داشته و ندیم مقصر بوده است. این بار شنیز چشمانش را باز میکند. جنک، داملا را صدا زده و بالای سر مادرش می آید. آنها از به هوش آمدن شنیز خوشحال می شوند. آگاه به بازداشتگاه می رود تا ندیم را ببیند. او با ناراحتی از ندیم سوال میکند که آیا او این کار را انجام داده است یا نه.  ندیم جواب او را نمی‌دهد و به اصرار و خواهش‌های عمویش توجهی نمیکند و با او حرف نمی زند. آگاه مجبور می شود بیرون برود. ندیم از اینکه فکر میکند آگاه او را عامل این حادثه میداند و قاتل بودن او را باور دارد، عصبانی است و با آگاه نیز دشمن شده است. کمی بعد، اویا به کلانتری آمده و به دیدن ندیم می رود. او اصرار دارد تا به ندیم کمک کند اما ندیم میگوید که به کمک او احتیاجی ندارد و خودم مشکلش را حل میکند. اویا بیرون آمده و سوار ماشین نادر می شود. او به نادر میگوید که حقیقت را به ندیم نگفته است.

 

خلاصه داستان قسمت ۱۰۹ سریال ترکی استانبول ظالم

در هتل وقتی که شنیز با حرفهایش ندیم را به شدت عصبانی میکند ندیم با حرص چاقو را در دستان خون الودش فشار میدهد. کمی بعد او از اتاق بیرون می اید. سپس شنیز در حالی که شکمش غرق خون شده روی زمین می افتد و خودش را به سمت بیرون میکشد. ندیم سریع سوار اسانسور میشود و میرود. خدمه هتل وقتی شنیز را در ان حال میبینند فورا با امبولانس تماس میگیرند. ندیم وحشت زده به دستان خون الودش نگاه میکند و سپس سوار تاکسی میشود و به سمت خانه میرود. او به اگاه زنگ میزند و میگوید که به خانه می اید و همه چیز را تعریف میکند. اگاه نگران شده و نمیداند که چه اتفاقی افتاده است. وقتی ندیم به خانه میرسد جرن با نگرانی جلو میرود و مدام از او سوال میکند که چه شده. او تصور میکند که ندیم قصد دارد راز شنیز و پدرش را به اگاه بگوید.

جمره و جنک هم در همان لحظه سر میرسند. همه داخل خانه میروند. اگاه با دیدن ندیم از او میپرسد که چه شده. ندیم دستان خونی اش را از جیبش بیرون می اورد و همه وحشت زده به او نگاه میکنند. قبل از این که ندیم بخواهد چیزی بگوید پلیس ها به خانه اگاه می ایند و میگویند که باسد ندیم را به جرم اقدام به قتل شنیز دستگیر کنند. همه شکه میشوند و اگاه در ناباوری از ندیم سوال میپرسد که او واقعا این کار را کرده یا نه. ندیم هیچ حرفی نمیزند. جرن با جیغ و داد میگوید که ندیم چنین کاری نکرده و داملا هم از ناراحتی حالش بد شده و با تصور مرگ مادرش گریه میکند و با داد و بیداد حرصش را سر ندیم خالی میکند. پلیس ندیم را میبرد و اگاه و جرن به کلانتری میروند. جنک و داملا وقتی میفهمند که شنیز زنده است به سمت بیمارستان میروند. در کلانتری ندیم چیزی نمیگوید و در مقابل بازجویی ها سکوت میکند. هیچ کس جز داملا باور ندارد که ندیم چنین کاری کرده باشد. جنک و جمره میدانند که ندیم حس انتقام شدیدی نسبت به شنیز داشته اما با این حال میدانند که ندیم این کار را نمیکند.

بعد از بازجویی ندیم اورا تا زمان مشخص شدن ازمایش خون های صحنه جرم به بازداشت گاه میفرستند. انها وسایل اضافه ندیم را از او تحویل میگیرند. جرن با استرس با مادربزرگش تماس میگیرد و میگوید که چون از رفتن ندیم پیش شنیز خبر داشته داخل خودکار او دستگاه ضبط صدا گذاشته و همه چیز با ان مشخص میشود. نریمان به او میگوید که هرطور شده ان خودکار را باید پیدا کند. جرن به اتاق پیش پلیس میرود و میگوید که وسایل شوهرش را میخواهد. پلیس میگوید که وسایل را به پدر ندیم تحویل داده. اگاه پلاستیک وسایل ندیم را به جهانگیر میدهد تا به خانه ببرد. خودکار از داخل نایلون به زمین می افتد و اگاه ان را برمیدارد و به داخل جیب کتش میگذارد. جرن سریع پیش اگاه میرود و سراغ وسایل ندیم را میگیرد. او وقتی میفهمد که وسایل پیش جهانگیر است با هدف گرفتن خودکار فورا به سمت خانه میرود‌.

اگاه از وکیلش میخواهد که هرچه سریعتر به این قضیه رسیدگی کند. او سپس به سمت بیمارستان میرود. داملا از دیدن اگاه عصبانی میشود و به او میگوید که پیش ندیم که برایش مهمتر است برگردد. اوندیم را قاتل مادرش میداند و حمایت اگاه را در چنین شرایطی درک نمیکند. او از شدت فشار عصبی حالش بد میشود و قش میکند.
در خانه جرن متوجه میشود که خودکار بین وسایل نیست و عصبانی میشود.

خلاصه داستان قسمت ۱۰۸ سریال ترکی استانبول ظالم

جیوان و داملا بخاطر درگیری در کافه، بازداشت شده اند. از اداره آگاهی به سحر زنگ زده و خبر می‌دهند. سحر با عجله به اداره رفته تا ببیند چه شده است. دوست داملا (مریچ) در درگیری شدید بینی اش شکسته و حالا از جیوان شکایت کرده. سحر از پدر او خواهش می‌کند که رضایت دهد. اما آنها سفت و سخت هستند و کوتاه نمی‌آیند. ناگهان آگاه سر می‌رسد و با جذبه ای که دارد قضیه را حل می‌کند. ابتدا داملا و سپس جیوان آزاد می‌شوند. آگاه و سحر از دست بچه ها عصبانی هستند. سحر قبول نمی‌کند که همراه آگاه به خانه بروند. او می‌گوید: « ما با امکانات خودمون میایم تا همه جایگاه خودشونو بدونن.» آگاه می‌فهمد که منظور سحر، جیوان است. پس از رفتن آنها، سحر به پسرش سیلی می‌زند زیرا باعث سرافکندگی اش شده است. سپس با اتوبوس به خانه می‌روند. جرن بخاطر تصمیم ندیم برای طلاق استرس دارد و دنبال راهی می‌گردد تا طلاق نگیرد. ندیم می‌آید و از لج جمره، دیگر نمیخواهد طلاق بگیرد. جرن از خوشحالی پرواز می‌کند. آن شب جمره پانسمان جنک را تجدید می‌کند. روز بعد، شنیز با ندیم تماس میگیرد و به دروغ می‌گوید شکست را قبول کرده و قصد دارد رازهایی در مورد ممتاز به ندیم بگوید. جرن پنهانی صحبت های ندیم را میشنود.

او مطمئن است شنیز دوباره نقشه ای دارد. برای همین یک خودکاری که صدا را ضبط می‌کند در جیب ندیم جاسازی می‌کند. سپس او را راهی می‌کند. جنک عقیده دارد که ندیم هیچگاه او را نمیبخشد. او به ندیم حق می‌دهد و می‌گوید: « اگه منم جای ندیم بودم، کسایی رو که این بلا رو سرم آوردن هیچوقت نمیبخشیدم.» جمره می‌داند که قلب ندیم بزرگ تر از این حرفاست و باید به او مهلت داد. داملا مدام در باغچه قدم می‌زند و منتظر جیوان است. سحر سراغش رفته و میگوید دست از سر پسرش بردارد زیرا اینکار آخر و عاقبت خوبی ندارد. داملا سکوت کرده و با ناراحتی خود را در اتاق مادرش حبس می‌کند. او با گریه به عکس خانوادگی‌ شان نگاه می‌کند. آگاه با نگرانی وارد اتاق می‌شود و دخترش را دلداری می‌دهد. شنیز آماده شده و منتظر آمدن ندیم است. او در حال خوردن غذا است که ندیم سر می‌رسد. شنیز تعریف می‌کند که پدر ندیم مردی هوس باز بوده و با زنان زیادی بازی کرده است. شنیز چاقویی که خریده را بیرون می‌آورد و با فریاد می‌گوید: « بابای تو یه بی‌شرف بود.»

سپس به ندیم حمله می‌کند. ندیم جا خالی داده و چاقو را به سختی می‌گیرد. طوری که دستش را می‌برد. شنیز روی میز شیشه ای می‌افتد و زخمی می‌شود. او به سختی بلند شده و به حرف هایش ادامه می‌دهد:« بابات از تو و مادرت متنفر بود. تو یه بدبختی هستی که ترحم و دلسوزی عمو نسیبش شده.» ندیم چاقو به دست با تنفر به شنیز نگاه می‌کند.کمی بعد، با دستان خونین از اتاق بیرون می‌آید و شنیز روی زمین می‌افتد…

 

سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۰۷ سریال ترکی استانبول ظالم

شنیز پس از بانک مستقیم به شرکت میرود. نگهبانی تلاش می‌کند مانع او شود. تا اینکه ندیم می‌آید. شنیز برای ندیم خط و نشان می‌کشد که در این جنگ پیروز خواهد شد. ندیم او را تهدید می‌کند که از خانواده اش دور شود وگرنه رابطه نامشروع شنیز و ممتاز را به آگاه می‌گوید. خنده روی لب های شنیز خشک شده و ازآنجا می‌رود. جرن به هتل برای دیدن شنیز می‌رود. او رفته تا تیکه بیندازد و از نقشه شنیز سر دربیاورد. شنیز او را بیرون کرده و می‌گوید که ندیم بزودی جرن را طلاق خواهد داد زیرا دیگر احتیاجی به او ندارد. آگاه به شرکت رفته و از آمدن شنیز باخبر می‌شود. او علت آمدن شنیز را از ندیم می‌پرسد. ندیم می‌گوید که بخاطر حساب خالی آمده بود و مشکلی وجود ندارد. جرن نیز به شرکت آمده تا ندیم را ببیند. ندیم می‌گوید به تازگی تصمیم گرفته تغییراتی در زندگی اش بدهد. او یک زندگی آرام بدون دوز و کلک میخواهد. پس از مقدمه چینی می‌گوید:« ما باید طلاق بگیریم. کار ما تموم شده.» جرن صدای ضبط شده ندیم را پخش می‌کند. صدایی که از روی ریکوردر ضبط کرده است. ندیم جا می‌خورد و می‌پرسد که از کجا پیدایش کرده. جرن می‌گوید:« حالا که یه زندگی بدون راز میخوای من اینو به عموت نشون میدم.»

ندیم مانع می‌شود و آن ویس را از گوشی جرن پاک می‌کند. شنیز پولی در حساب ندارد و شاهین قبول نمی‌کند بدون پول برایش کار کند. شنیز مجبور می‌شود دستبند طلایش را بفروشد. فروشنده شنیز را می‌شناسد و پس از رفتن او، به جنک تلفنی خبر می‌دهد. شنیز به مغازه اسلحه فروشی می‌رود و یک چاقو می‌خرد. جنک دستبند مادرش را دوباره خریده و برایش می‌برد. او به مادرش می‌گوید اگر پولی احتیاج داشت خبر بدهد. شنیز فکر می‌کند بلایی که بر سرش آمده ناحقی بوده. جنک دیگر حوصله داستان های مادرش را ندارد زیرا شنیز همیشه حق به جانب است. شنیز وقتی میبیند پسرش هم به او پشت کرده، تصمیم میگیرد نقشه اش را عملی کند. سحر، داملا و جیوان را باهم میبیند و می‌فهمد آن دو باهم رابطه دارند. آنها به کافی شاپی رفته اند تا حال و هوای داملا عوض شود. ناگهان پسری که دوست داملا بود و از جیوان کتک خورده بود با افرادش می‌آید. آنها در کافه کتک کاری می‌کنند. آگاه تنهایی با جمره صحبت کرده. او جمره را دختر خود می‌نامد و از کارهای گذشته اش معذرت می‌خواهد.

سپس ادامه می‌دهد که خصومت بین جنک و ندیم باید پایان یابد و اینکار به دستان جمره انجام می‌شود. او از جمره میخواهد جنک را انتخاب کند تا این خصومت تمام شود. جمره با حالی آشفته از خانه بیرون رفته و در ساحل قدم می‌زند. ندیم در راه خانه جمره را می‌بیند و نزدیک می‌شود. او تصمیم جدیدش را توضیح می‌دهد که قصد دارد از دنیای تاریکی و انتقام بیرون بیاید. او دستش را به سمت جمره بلند کرده و می‌گوید:« اگه تو دستمو بگیری میتونم همون ندیم سابق بشم.» جمره با گریه برای ندیم آرزوی موفقیت می‌کند و تنهایش می‌گذارد. او جلوی ندیم سراغ جنک رفته و دستان او را می‌گیرد. ندیم که دلشکسته و کفری شده، دوباره به فکر انتقام می‌افتد.

 

سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۰۶ سریال ترکی استانبول ظالم

اگاه در تنهایی به فکر فرو رفته که ندیم می آید. او از ندیم معذرت خواهی میکند چرا که طی تین سالها متوجه قضیه نشده بود. همچنین تلاش جمره را که میخواست روی واقعی ندیم را نشان بدهد نمیدید. اگاه دوباره از ندیم میپرسد که ایا باز هم رتز دیگری وجود دارد؟ ندیم احساساتی شده و نمیخواهد عمویش را ناراحت کند. او اگاه را تنها خانواده اش میداند و جز او کسی را ندارد. انها یکدیگر را در اغوش میگیرند. نریمان از این که شنیزبیرون شده خوشحال است و در پوست خود نمیگنجد. شنیز در کوچه پس کوچه ها قدم میزند تا این که تصمیم میگیرد به اپارتمان جنک برود. او هیچ پولی برای کرایه تاکسی ندارد برای همین به دربان ساختمان میگوید بی زحمت کرایه تاکسی را بدهد. انها که از اگاه دستور گرفته اند این کار را نمیکنند. جرن که حدس میزند شنیز به ان ساختمان برود انجا امده تا خارو ذلیل شدن شنیز را به چشم ببیند و لذت ببرد. شنیز از نگهبانی کلید سوییت را میخواهد اما انها میگویند که اگاه دستور داده این کار را نکنند. شنیز برایشان نقش بازی میکند تا تحقیر نشود تا این که با جرن روبرو میشود. جرن اورا تحقیر میکند و لذت میبرد. شنیز که از همه جا رانده شده دیگر جایی برای ماندن ندارد. او تلفنی قرض میگیرد تا به بچه هایش زنگ بزند.

داملا از این که مادرش زنگ زده خوشحال میشود و ادرس میگیرد. او با جیوان سراغ شنیز میرود و پشت میز مینشیند. شنیز از سرما یخ زده و چیزی برای پوشیدن ندارد. جیوان کت خود را روی شنیز می اندازد. شنیز با تعجب به او نگاه میکند و بدرفتاری هایش با جیوان را به یاد می اورد. سپس تشکر میکند. شنیز به داملا توضیح میدهد که ندیم پر از کینه و نفرت است و این گونه اگاه را پر میکند. داملا برای مادرش اتاقی در هتل میگیرد همچنین لباس ها و گوشی مادرش را از خانه برایش اورده است. او کمی پول نقد به شنیز میدهد که خمراهش باشد. جمره به جنک کمک میکند تا لباسش را عوض کند. کمی بعد اگاه می اید تا تنهایی با پسرش صحبت کند. او میگوید اتفاقاتی که افتاده و من بی خبر بودم همش تقصیر منه تو هرکاری کرده باشی پسر منی از این به بعد تلاش کن دل ندیم رو بدست بیاری اینطوری همه چی درست میشه. اگاه ان شب تلفنی از وکیلش میخواهد فرم طلاقی اماده کند و فرار نیست مهریه یا نفقه ای به شنیز بدهداو حلقه ازدواجش را بیرون می اورد. ندیم به دیدن اویا رفته و میگوید حاضر است بار سنگین راز هایش را به دوش بکشد اما عمویش نا احت نشود. به درخواست ندیم اویا صدای ضبط شده را پاک میکند. ندیم تصمیم گرفته تغییراتی در زندگیش بدهد و دیگر نمیخواهد به جلسه روانشناسی بیاید.

اویا شکه میشود و خواهش میکند هر از گاهی به عنوان خواهر به او سر بزند. بعد از رفتن ندیم اویا زیر لب میگوید هیچ وقت تنهات نمیذارم. شنیز با شاهین قرار ملاقات میگذارد کسی که قبلا ادم اگاه بوده ولی با شنیز کار میکرده. شاهین میگوید پس از ان جریان ها به زندان افتاده و دیگر نتوانسته کار پیدا کند.شنیز نقشه ای دارد که میخواهد توضیح دهد.

[تعداد: ۴   میانگین: ۳.۵/۵]
۰ ۰ vote
Article Rating
برچسب ها
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن