خلاصه داستان قسمت ۱۰ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۰ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر را می توانید مطالعه کنید. با ما همراه باشید. این سریال به کارگردانی علی بیلگین، امیدها و ناامیدی‌ها، جنگ‌ها و تلاش‌های کارکنان صنعت سینما را به تصویر می‌کشد.سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر (Menajerimi Ara) در ژانر درام و کمدی محصول سال ۲۰۲۰ برگرفته از سریال فرانسوی Dix Pour cent به سفارش کانال Star Tv میباشد.

قسمت ۱۰ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر
قسمت ۱۰ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر

قسمت ۱۰  سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر

دجله مدتی تو خیابان ها سرگردان است و تو حال خودش نیست و احساس تنهایی کل وجودشو فرا میگیره. بالاخره به خانه میرسه و شروع میکنه به جمع کردن وسایلش برای اثباب کشی. مادرش باهاش تماس تلفنی میگیره و حالشو میپرسه و میگه اولین اکران خصوصی دخترم چطور بود؟ دجله با گریه و ناراحتی از مادرش گلگی میکنه و بهش میگه همه ی اینا تقصیر توعه اگه تو منو جوری بزرگ نمی کردی که خیلی زود همه رو باور نکنم و اعتماد نکنم اوضاع الانم این نبود. مادرش ازش میپرسه باز کراج چیکار کرده؟ دجله میگه دعوتنامه ای که واسم آورده بود هدیه نبود بخشی از نقشه اش بود. با همه دوستاش حرف زده تا یه پروژه خارج از ترکیه پیدا کنه منو بفرسته اونجا تا از خودش دور کنه. دجله میگه می خوام برگردم آنتالیا مادرش بهش میگه عزیزم من همون اول بهت گفتم که برگردی ولی الان میدونم که با این حالت برگردی اصلا حالت خوب نمیشه درسته من یه دختر زودباور تربیت کردم ولی در کنار زودباوری و سادگیش جسور و قوی هم هست میدونم از پسش برمیای. مرال پیش دجله میره که همان موقع باریش بهش پیام میده و میگه چرا نیومدی؟ منو کاشتی دیگه! باشه دختر دستیار. مرال بهش میگه تو باریشو کاشتی؟

دجله میگه در اصل اون منو کاشت رفت ولش کن اصلا. فردای آن روز اثاث کشی میکنن.فریس به دجله میگه قبل ای اینکه بیای آژانس برو پیش باریش و ازش معرفی نامه هارو بگیر. دجله پیش باریش میره. باریش با دیدنش درباره شب گذشته حرف می زند که دجله میپیچونه و میگه ولش کن باید برم کلی کار دارم روز عکاسیت هم هست باید برم واسه هماهنگی. کراج همسرش بهش میگه فکر کنم برن از باریش خوشش میاد وقتی زیر نظز خودمون باهم باشن مشکلی نیست کراج قبول نمیکنه که همسرش میگه حداقل باریش بهش میخوره اگه یه روزی عاشق کسی بشه که در سطحش نباشه چی؟ کراج با ترس و تعجب بهش نگاه میکنه که همسرش میگه گفتم اگه، کراج میگه اون پسره دخترمو اذیت و ناراحت میکنه. موقع صبحانه خوردن بهش یه دستی میزنه و میگه از آژانس فقط تو رفتی به اکران؟ کراج میگه نه دستیار فریس هم بود کارش خوب بوده ازم خواست اون دعوت نامه اضافیو بدم به دجله یجورایی پاداشش بود. ملیسا و ادیس تو صحنه فیلمبرداری هستن ولی ملیسا به خاطر بازی بد ادیس کلافه میشه و باهاش دعوا میکنه، هردو آنها صحنه فیلمبرداریو ترک می کنن. سینم از عوامل صحنه به چینار و فریس زنگ میزنن و میگن که بازیگراتون باهم دعوا کردن و صحنه فیلمبرداریو ترک کردن باهاشون حرف بزنین راضیشون کنین. کراج تو آژانس به چینار تیکه میندازه و میگه از جولیده خوشت اومده که داری دور و برش میچرخی؟ چینار میگه ای بابا چی میگی تو؟ میگم دختره با استعداده کارش خوبه ولی کراج میخنده و میره. دجله به محل عکاسی میره تا برنامه عکاسی باریشو هماهنگ کنه. لباس ها را میبینه و ساعت را هماهنگ میکنه.

خودشو به آژانس میرسونه و تو جلسه به موقع حضور پیدا میکنه. تو جلسه چینار خبر میدهد که جولیده میخواد بازی کنه و مدیر برنامه اش هم خودمم. همگی تعجب می کنن و میگن زمانی که نیست کار منشی را کی انجام میده؟ یعنی باید بگردیم دنبال یه نیروی نیمه وقت؟ از کجا پیدا کنیم؟ دجله میگه من اوکیش میکنم وقتی نیست کارشو می کنم. دجله زمان عکاسیو میگه سپس میگه واسشون یه عنوان انتخاب کردن به اسم سکسی ترین زوج سال که کراج مخالفت می کنه و میگه این دیگه چه عنوانیه؟ دختر من هنوز بچه ست. فریس میگه یکبارم که شده باهاش حرف بزن شاید خودش مشکلی نداشته باشه! کراج میگه من هم پدرشم هم مربیش و صلاح نمی دونم یا عنوان تغییر میکنه یا هیچی.فریس میگه دختر تو بودن چقد سخته که دجله تو دلش تایید میکنه. آخر جلسه جیلان یکدفعه به آژانس میاد که همه غافلگیر میشن. فریس میگه جیلان ای کاش خبر میدادی منو چینار باید بریم که جیلان میگه منم کار زیادی ندارم زود میرم. فریس به دستیارها میگن شما برین بیرون. امراه به گولین و دجله میگه شما برین کافه من گوش میدم ببینم واسه چی اومده میام بهتون میگم. بعد از چند دقیقه امراه میره بهشون میگه فقط شنیدم گفته آژانسو فروخته. همگی از شنیدن این خبر ناراحت میشن. دجله با بکیر در حال حرف زدن است و بهش میگه که داشتم تازه به کارم عادت می کردم، پریده از اتاقش بیرون میادو به دجله میگه بره بهش کمک کنه. دجله همزمان با پیدا کردن فایلی تو لپ تاپ، از پریده درباره قول و حرف هایی که بازیگران میزنند میپرسه. پریده میگه بازیگرا همیشه تو نور هستند.

سر صحنه نور بهشونو، بیرون نور فلش گوشیا و دوربین ها واسه همینه خودشونو بالا میگیرن. دجله میگه یعنی اصلا عاشق کسی هم نمیشن؟ که پریده میگه چرااا میشن چجورم ولی از من به تو نصیحت تجربه نکن باهاشون مواظب باش خیلی راحت میبینی بازی خوردی دجله میگه نه من همینجوری پرسیدم از روی کنجکاوی. باریش و برادرش به نمایشگاه ماشین میرن و باریش با اصرار برادرش یه ماشین آخرین سیستم کرایه می کنند. بعد از کمی دور زدن برادر باریش بهش میگه دیدی دخترا چجوری نگاه میکردن؟ باریش میگه به خاطر ما نبوده به ماشین نگاه میکردن برادرش میگه مهم اینه ما توش نشستیم. برن به آژانس میره که دجله میره پیشش و میگه فریس خانم کار دارن امروز من شمارو همراهی میکنم و ازش به خاطر شب یادبود نادر عذرخواهی میکنه که برن میگه اشکالی نداره اون شب کلا همه عصبی بودن. بکیر آقا میاد و میگه باریش اومده دنبالتون با یه ماشین جدید. برن و دجله میرن سمت باریش که برن تو راه بهش میگه چقد خوب شد که تو اومدی این گولین مثل جاسوسا میمونه انگار همه چیزو به بابام گزارش میده.برن با دیدن ماشین ذوق میکنه و میگه خیلی خوشگله باریش میگه نخریدم اجاره کردم، برن میگه خیلی خوشم اومد به بابام میگم واسم یکی بخره. دجله به باریش تبریک میگه که باریش میگه نخریدمش که اجاره کردم.  باریش میگه خوشت اومد؟ دجله میگه من از ماشین سر در نمیارم ولی خوشگله خوبه. بعد متوجه میشن که ماشین کوپه و دونفره ست. دجله میگه شما برین  نباید دیر برسین من با تاکسی میام….

برای امتیاز به این نوشته جدولیاب کلیک کنید!
[کل: ۰ میانگین: ۰]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *