خلاصه داستان قسمت ۱۳ سریال ترکی دختران آفتاب

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۳ سریال ترکی دختران آفتاب را مشاهده می فرمایید. با ما همراه باشید. این سریال ترکی به کارگردانی Metin Balekoğlu در ژانری درام، کمدی، رمانتیک در ۱ فصل ۳۹ قسمتی در استانبول ساخته شده است. تهیه کنندگان سریال دختران آفتاب اسماعیل گوندوگو و اینچی کرهان می باشند. این سریال یک مجموعه تلویزیونی ترکیه‌ای با بازی امره کینای، اوریم آلاسیا، تولگا ساریتاش و بورجو اوزبرک و هانده ارچل است.

قسمت ۱۳ سریال ترکی دختران آفتاب

خلاصه داستان قسمت ۱۳ سریال ترکی دختران آفتاب

گونش بیدار شده و با تعجب و نگرانی علت زخمی شدن و خونی شدن لباس هالوک را می پرسد. هالوک میگوید که به کشتی رفته بود و هنگام کشیدن طناب دستش آسیب دیده است و چیز مهمی نیست. سلین که از دیدن زخم های بدن علی شوکه شده، به او میگوید که به روی خودش نمی آورد که چه دیده است و سپس سریع از اتاق می رود . رعنا، ساواش را از اتاق بیرون آورده و به او میگوید که او گناهی ندارد و ملیسا گم شده است. در این حین، نازلی به اتاق ساواش می رود و پنهانی مشغول خواندن نامه می شود. ساواش به اتاق می آید و نازلی هول می شود. او انتظار دارد که ساواش او را دعوا کند اما ساواش به او اهمیت نداده و از او میخواهد تنهایش بگذارد. صبح سر میز صبحانه، اینجی به روی علی می آورد که از ماجرای دعوای شب گذشته در خانه سویلای خبر دارند.

رعنا از علی خبر سویلای را میگیرد و از او میخواهد به او سر بزند. گونش پیش دختران در حیاط می رود اما آنها هرکدام به دلیلی با او قهر هستند و برای او قیافه گرفته اند. گونش سعی دارد دل آنها را به دست بیاورد. نازلی به اتاق ساواش می رود و دوباره نامه را می‌بیند و آن را با دقت میخواند. ملیسا در نامه نوشته است که مجبور است ساواش را ترک کند و زمانی که ساواش نامه را میخواند او دیگر زنده نیست. نازلی متوجه می شود که داخل نامه کلمه رمز وجود دارد. او رمز را پیدا کرده و سریع ساواش را بیدار میکند و موضوع را به او میگوید. ساواش با شنیدن کلمه رمز حدس می زند که منظور ملیسا اسم کافه ای بوده است که آنجا اولین بار یکدیگر را بوسیده اند. او به سمت کافه می رود و نازلی میز به اصرار همراه او می رود . علی به خانه سویلای می رود. او با دیدن سویلای که بیهوش و زخمی روی زمین افتاده، شوکه می شود.

هالوک در خانه پیش گونش و پری آمده و پری را به حیاط پشتی می برد و سگ همسایه را به او نشان میدهد و میگوید که از این به بعد برای اوست. پری به شدت خوشحال می شود. علی سویلای را به بیمارستان می رساند.‌همه متوجه این خبر می شوند و به بیمارستان می روند. علی در بیمارستان با دیدن هالوک به شدت عصبانی می شود و با دادو بیداد او را مقصر میداند و مطمئن است که هالوک چنین بلایی سر سویلای آورده است. رعنا سعی دارد علی را آرام کند. نازلی در کافه، بین عکسهای مشتریان عکس ساواش و ملیسا را می بیند. او قاب عکس را برداشته و به ساواش نشان میدهد. سپس به آن مشکوک و شود قاب عکس را می شکند. او داخل قاب عکس یک سی دی پیدا میکند و آن را به ساواش میدهد.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن