خلاصه داستان قسمت ۱۴۲ سریال ترکی گودال

در این مطلب از سایت جدولیاب می توانید شاهد خلاصه داستان قسمت ۱۴۲ سریال ترکی گودال باشید، با ما همراه باشید. سریال گودال ( به ترکی چوقور – به انگلیسی The Pit ) توسط کمپانی Ay Yapim ساخته شده است. تیم کارگردانی آن را Sinan Ozturk و Ozgur Sevimli تشکیل داد. نویسندگی این اثر با Gokhan Horzum بود. سریال ترکی گودال Cukur یکی از محبوب ترین درام های ترکی ۲۰۱۷ است. این درام اکشن و جنایی مخاطبین زیادی را به خود اختصاص داده است. شبکه نمایش دهنده این سریال Show TV می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ آراس بولوت اینملی، دیلان چیچک دنیز، ارکان کسال، ریهان ساواش، مصطفی اوستونداگ، اونر ارکان، ارکان کولچاک کوستندیل، رضا کوجااوغلو، نبیل سایین.

قسمت ۱۴۲ سریال ترکی گودال

خلاصه داستان سریال ترکی گودال Cukur

Kocovali یک خاندان جنایتکار و قدرتمند در منطقه Cukur استانبول هستند. ادریس کوکوالی بزرگ خانواده است. او برای محافظت ازا ین خانواده هر کاری می کند. ادریس چهار پسر دارد. کومالی، قهرمان، سلیم و یاماک. کومالی پسر ارشد خانواده در زندان است. قهرمان پسر دوم ادریس به جای برادرش فعالیت ها را رهبری می کند. سلیم که سومین فرزند خاندان است خیلی خوب در زمینه شغل خانوادگی عمل نمی کند. یاماک که پسر کوجک خانواده است علاقه ای به شغل خانوادگی ندارد. او زندگی کاملا متفاوتی را دنبال می کند. با ورود Vartolu که رقیب حریص و قدرتمند خاندان کوکوالی ست، مواد مخدر به منطقه می رسد. ادریس کوکوالی پیشنهاد وارتلو را برای پخش مواد مخدر در منطقه نمی پذیرد. با مخالفت خاندان کوکوالی افراد وارتلو قهرمان کوکوالی را می کشند. ادریس پس از مرگ پسرش به شدت می شکند. حال کسی نیست تا انتقام را بگیرد. قهرمان کشته شده است و سلیم قادر به گرفتن انتقام نیست. از طرفی برادر بزرگ هم در زندان است. یاماک تنها کسی ست که برای خانواده مانده است تا انتقام بگیرد. تا خانواده را روی پا کند. اما او می خواهد دور از خانواده باشد. او با دختری به نام Sena می خواهد زندگی آرامی داشته باشد. اما این امکان ندارد. صبح عروسیش، یاماک مادرش را می بیند. از داستان اتفاقات Cukur آگاه می شود. پس تصمیم می گیرد به محله خود باز گردد. او سنا را رها می کند. یاماک با رها کردن سنا به چرخه جنایت و خشونت خانواده باز می گردد.

خلاصه داستان قسمت ۱۴۲ سریال ترکی گودال

جلاسون همان موقع که توسط ماحسون شکنجه میشده با اینکه چشمانش بسته بود از زیر چشم بند وارتلو را دیده بود و برای همین زودتر از بقیه سراغ او رفته و به او ماسکی می دهد تا جومالی او را پیدا نکند. وقتی جلاسون و وارتلو با ماسک پیش جومالی میروند، جومالی با شک به وارتلو نگاه می کند و جلاسون سعی می کند حواس او را پرت کند و به گوشه ای شلیک می کند و آن ها را به آن طرف هدایت می کند. وارتلو هم از آن طرف فرار می کند. جومالی که از پیدا کردن شیمیدان ناامید شده به جلاسون هم با شک نگاه می کند اما چیزی نمی گوید. ویصل به افرادش می گوید که گالن های مواد را بردارند اما جومالی این اجازه را نمی دهد و به ویصل دستور می دهد که آزمایشگاه را آتش بزنند. زلفی یکی از کسانیست که پسرهایش توسط بره های سیاه گرفته شده. او وقتی به خانه می آید متوجه این موضوع می شود و با عصبانیت دم خانه ی متین می رود و وقتی پسر کوچک او را می بیند عصبی تر شده و به متین می گوید: «تو پسرتو بده به من. بعد برو پسرای منو از دست بره های سیاه نجات بده یا داداشات برن! » متین او را پیش جومالی می برد و زلفی می گوید: «من تنهایی نمیتونم پسرامو بگیرم. تو فکر میکنی اینجوری مثل توریست بیای و بری همه چیز حل میشه؟! اگه نمی تونین گودالو پس بگیرین، نیاین. اومدی دیدی نتیجه اش چی شد؟ من حتی نمیدونم دوتا بچه م زنده ان یا مرده. » جومالی بعد از اینکه زلفی حرف هایش را زد این خبر را به یاماچ می دهد. چتو سراغ بچه های گودال می رود و با مهربانی آنها را برای خوردن صبحانه می برد. صبحانه ای که میزش پر از آبنبات و کیک های خوشمزه و هدیه های گوناگون است. بچه ها از دیدن آن میز رنگارنگ به وجد آمده اند.

ارسوی رو به یاماچ می گوید: «برای این که جزو بره های سیاه باشی باید از بچگی عضو شده باشی. من وقتی با چتو و ماحسون آشنا شدم وقتی بود که نوجوون بودم برای همین هیچ وقت جزوشون نشدم و اونام منو تحقیر کردن. آی کیو من ۱۳۸٫ همه چیز این گروهو من ساختم. پول میاد و میره نمیدونن از کجا میاد و کجا میره. همش دست منه. یه نظمی درست کردم که بدون من هم خیلی خوب کار میکنه. » یاماچ به او می گوید: «نگران نباش. تو فقط چتو و ماحسونو همزمان به من بده من همه چیزرو حل میکنم. » اینبار هم ماحسون آب ساختمان سنا را قطع کرده و به بهانه درست کردن لوله ها وارد خانه او می شود. سنا هم به یاماچ این خبر را می دهد. یاماچ از او می خواهد که بدون اینکه فکرت متوجه شود از او عکس بگیرد اما سنا زیر بار نمی رود و گوشی را قطع می کند. ماحسون و سنا کمی با هم حرف می زنند و بحث به خانواده می کشد. سنا از ماحسون می پرسد که پدر و مادری دارد؟ ماحسون جا می خورد و با منو من جوابش را می دهد و در آخر هم کمی گریه می کند. بعد هم خداحافظی می کند و می رود. سنا کمی از رفتار او متعجب می شود و شک می کند. او به سراغ لنگه گوشواره اش که پیدا شده بود می رود و به فکر فرو می رود. یاماچ وقتی متوجه می شود که بچه های گودال را گرفته اند به ارسوی زنگ می زند و می گوید که اول بچه ها را پس می گیرند بعد هر نقشه ی دیگری را عملی می کنند. بعد هم سراغ جومالی، وارتلو و بقیه می رود و می گوید: «برای پس گرفتن بچه ها باید ۲۴ساعته تحت نظر بگیریمشون. تا ابد که نمیتونن داخل نگهشون دارن بالاخره بچه ها رو از اونجا بیرون میارن. » از همان روز همگی خانه را شب و روز زیر نظر می گیرند. اما به بچه ها هم بد نمی گذرد و ماحسون و چتو همه تلاششان را می کنند که به انها خوش بگذرد.

۰ ۰ آرا
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن