خلاصه داستان قسمت ۱۵ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۵ سریال ترکیه ای با منیجرم تماس بگیر را می توانید مطالعه کنید. با ما همراه باشید. این سریال به کارگردانی علی بیلگین، امیدها و ناامیدی‌ها، جنگ‌ها و تلاش‌های کارکنان صنعت سینما را به تصویر می‌کشد.سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر (Menajerimi Ara) در ژانر درام و کمدی محصول سال ۲۰۲۰ برگرفته از سریال فرانسوی Dix Pour cent به سفارش کانال Star Tv میباشد.

قسمت ۱۵ سریال ترکیه ای با منیجرم تماس بگیر
قسمت ۱۵ سریال ترکیه ای با منیجرم تماس بگیر

قسمت ۱۵ سریال ترکیه ای با منیجرم تماس بگیر

دجله در حال خوابیدن است که باریش بهش زنگ میزنه و میگه نزدیک محله زندگیتم لوکیشن بفرست‌ دجله، شلوارکشو عوض میکنه و شلوار میپوشه میره جلوی در منتظرش میمونه‌ دجله بهش میگه چیزی شده؟ مشکلی هست؟ باریش میگه اینو تو باید بگی بهم، فقط انقد زیاده که جلوی در نمیشه، دجله تازه به خودش میاد و میگه بیا تو‌ باریش میگه خونه بامزه ای داری و سناریو را بهش نشون میده و میگه این همون سریالیه که به من و برن پیشنهاد شده ولی فریس میگه با همچین کار افتضاحی وارد سینما نشو، دجله میگه اگه فریس خانم اینو گفته پس همین کارو کن باریش میگه خب از طرفی پول خیلی خوبی گیرم میاد و داداشم میگه اول جیبتو پر کن بعد به رتبه فکر کن دجله میگه برن چی میگه؟ باریش میگه اونم میگه باید اسممونو سر زبان کارگردانا بندازیم تا حذف نشیم از صحنه، دجله میگه تو خودت چه نظری داری؟ باریش میگه من انقد گنگم که نظر خوبی نمیتونم بدم واسه همین اومدم پیشت‌. باریش دست دجله را میگیره و میگه تو همه ی این ترس های منو تو توی مشتت بگیر و با این ترس ها سناریو بخون بهم نظرتو بگو.

فریس و نجات شب را به خوش گذرانی میگذرونن و درباره دوستانشان در دوران دبیرستان حرف میزنن وقتی خداحافظی میکنن، نجات به فریس میگه دوستانه نبود، اون پیامی که تو فضای مجازی دادم بهت فقط دوستانه نبود وقتی فهمیدم تنهایی خواستم فرصتی که تو دانشگاه از دست دادمو دوباره از دست ندم  از دست ندادم نه؟ فریس لبخند رضایتمندی میزنه میگه نه از دست ندادی. دجله پشت میز مطالعه میره و شروع میکنه به خوندن و باریش بعد از مدتی خوابش میبره، دجله وقتی سناریو را میخونه و تموم میشه برمیگرده تا با باریش حرف بزنه که میبینه هم صبح شده هم باریش خوابش برده، رو باریش پتو میندازه، همان موقع مرال میاد و از دیدن باریش ذوق زده میشه که دجله برای اینکه باریش از خواب بیدار نشه به آشپزخانه میبرتش. دجله و مرال آروم حاضر میشن تا باریش بیدار نشه و از خانه بیرون میزنن تا به سرکار برن. دجله تو آژانس همش خمیاره میکشه که فریس میگه جلو من خمیازه نکش. همان موقع کراج میاد و گولین بهش میگه شوکران زنگ زد گفت پرستار واسه بچه اش پیدا نکرده که کراج میگه خودت پیگیری کن. برادر باریش بهش زنگ میزنه و میگه صبح بیدار شدم نبودی کجایی؟ باریش میگه خونه یکی از بچه ها خوابم برد از همینجا میرم سر صحنه، شب میبینمت.

باریش یه برگه میبینه که دجله واسش نوشته که اصلا هیچ چیز اورجینالی توش نیست،ض اصلا نناسب تو نیست ارزششو نداره، نگران نباش بهترش میاد، تو گم نمیشی باریش. جیلان به آژانس میاد و داد میزنه اون نمک نشناس کجاست؟ چون آژانسو بهت نفروختم داری ازم انتقام میگیری آره؟ همه از اتاق هایشان بیرون میان تا ببینن موضوع چیه، جیلان به کراج میگه قشنگ گذاشتی تا دم امضاء با قطریا برم بعد خبرو منتشر کنی که بگن یکی از بهترین مدیربرنامه های آژانس داره میره قرار ورشکست بشه که معامله را بهم بزنی آره؟ ولی کور خوندی میگردم دنبال یه مشتری دیگه و میره، کراج لبخند خوشحالی میزنه و به اتاقش میره. فریس و پریده و چینار جلسه میزارن و میگن یعنی همه این کارای کراج از قصد بوده؟ چینار میگه من اصلا باورم نمیشد که کراج بخواد از پشت بهمون خنجر بزنه. فردی به اسم رعنا بویوک ییلماز به آژانس میره و از ژولیده آدرس شوکران را میخواد ژولیده میگه این خلاف قوانین آژانسه من نمیتونم بدم. رعنا بویوک گریه میکنه و میگه مجبورم ببینمش نقشمو دادن بهش، شوکران احتیاجی نداره به این نقشها ولی واسه من این نقش یه فرصت طلاییه.

دجله که اونجاست ماجرارو میفهمه و به ژولیده میگه آدرسه شوکران را بده به ضمانت من و دجله آدرسو به رعنا میده. کراج به آژانس میره و فریس و چینار و پریده به سمتش میرن و بغلش میکنن و ازش معذرت خواهی میکنن و میگن آخه به ما نگفتی که این کارهارو واسه نجات آژانس داری میکنی چرا نگفتی به ما؟ کراج که میبینه دوستاش فکر کردن که رفتنش الکی بوده میگه نمیخواستم یهو از دهنتون بپره همه چیز بهم بریزه و همگی لبخند رضایتمندی میزنن. شوکران در حال تمرین رقص است که کراج به آنجا میره تا قرارداد و سناریو را برایش ببرد هنوز خیلی نگذشته که رعنا به آنجا میرود و به شوکران میگه که این نقش ماله من بوده و دستاشو نشون میده و میگه میدونی چرا اینجوری شده؟ از بس رقص تمرین کردم، کراج میاد میگه شما کار درستی نکردین که اینجا اومدین و سعی میکنه بیرونش کنه که شوکران بهش میگه من نمیدونستم که این نقش مال تو بوده، و بهش میگه که من از این کار کناره گیری میکنم و رعنا خوشحال میشه و همدیگه را در آغوش میکشن. شب بعد از ساعت کاری مدیر برنامه ها با دستیارهاشون تو تراس آژانس جشن میگیرن و نوشیدنی میخورن به مناسبت بهم خوردن قرارداد با قطریها. دجله و مرال وقتی به خانه برمیگردن میبینن که باریش لامپ بالنی خانه شان را درست و از سقف آویزارن کرده آنها ذوق میکنن.

فردای آن روز دجله و مرال درباره جشنی که شب دعوتن حرف میزنن و مرال میگه اولین باریه که میخوام افراد مشهورو از نزدیک ببینم و لباس هایشان را آماده میکنن. مرال میگه باریش داره یه راه دوستیو باهات باز میکنه ولی دجله میگه نه بابا الکی امیدوارم نکن گفتم که یه روز تحویل میگیره یه روز نه مرال میگه ببینیم رفتار امشبش چجوریه. مرال از برادر باریش خوشش میاد و سعی میکنه بهش نخ بده. باریش میاد پیش دجله و فریس و به فریس میگه که من تصمیممو گرفتم نمیخوام اون نقشو بازی کنم، دجله از اینکه باریش واسه حرفاش ارزش قائل شده خوشحال میشه و فریس میگه مطمئن باش بهترین انتخابو کردی. برن میاد و میگه پچ پچ نداشتیما که فربس میگه پچ پچ نبود باریش تصمیمشو گفت که نمیخواد تو فیلم بازی کنه، برن ناراحت میشه و میگه چرا به من نگفتی؟ برن میگه من درباره نقشه فکر میکنم که فریس میگه این پیشنهاد زوج بوده یعنی اگه باریش نخواد کلا کنسله، برن میگه پس باریش از طرف جفتمون تصمیم گرفته و میره، باریش میره تا آرومش کنه و بهش میگه که من دیشب پیش دجله بودم باهاش درمیون گذاشتم و به این نتیجه رسیدم که برن جا میخوره و میگه چرا نیومدی پیش من؟ و میره. از اونجایی که فریس باریش را به دجله سپرده، بعد از مدتی دجله به باریش میگه که دیگه بریم. وقتی میرسن خونه، دجله بعد از گفتن شب بخیر میخواد بره که باریش دستشو میگیره و میگه نرو امشبو پیشم بمون…

برای امتیاز به این نوشته جدولیاب کلیک کنید!
[کل: ۰ میانگین: ۰]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *