خلاصه داستان قسمت ۱۵ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۵ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملک یکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۱۵ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۱۵ سریال ترکی اسم من ملک

آلپای با مظلوم نمایی میگوید که ملک تمام این سالها او را اذیت کرده و بخاطر بد بودنش، دادگاه بچه ها را به آلپای داده است و در آخر نیز پولهای او‌ را دزدیده و به استانبول فرار کرده است. کرم عصبانی شده و بخاطر دروغهای آلپای با او بحث میکند. قدریه نیز سریع میگوید که پس دزد پولهای او نیز ملک است. سیدعلی دوباره از او عصبانی شده و از محمود میخواهد که زنش را داخل ببرد.سپس با آلپای نیز دعوا کرده و او را از خانه بیرون میکنند. او به ملک می‌گوید که باید از آنجا برود. نفیسه عصبانی می شود و می‌گوید که اگر ملک از آنجا برود، او نیز خواهد رفت. سیدعلی بدون هیچ حرفی به اتاقش می رود. در خانه جمالی، خلیل و عمر به همراه باقلواهایی که پخته اند به خانه می آیند و همگی دور هم شام می‌خورند. بعد از شام، خلیل پیش دوستش به قهوه خانه می رود. او همیشه در مورد ملک با او درد و دل میکند. در خانه سیدعلی، قدریه که بخاطر برخورد سیدعلی با او ناراحت است، از اتاق بیرون نمی آید. محمود مجبور می شود که حقیقت را به او بگوید و میگوید که پولها را خودش برداشته است. قدریه با شنیدن این حرف به شدت ناراحت می شود و گریه میکند.

محمود میخواهد او را آرام کند اما فایده ای ندارد. بعد از شام، دفنه مدام میگوید که از این وضعیت خسته شده و میخواهد که به آلمان برگردد، اما کرم میگوید که هرگز همراه آلپای نمی رود، زیرا نیت او مشخص است و با دروغ های امروز نیز دیگر اهمیتی برای او ندارد. او به دفنه میگوید که هر زمان به سن قانونی رسید، هرکاری که بخواهد میتواند انجام دهد. ملک نیز از دفنه میخواهد که دیگر به رفتن فکر نکند. در خانه جمالی،وقتی که او از زمرد در مورد ملاقات مریم و خلیل سوال میکند، زمرد حقیقت را نمیگوید‌، و میگوید که همه چیز خوب پیش رفته و به زودی برای تحقیق در مورد مریم قدم میگیرد تا خلیل را هرچه سریع تر سر و سامان دهد. جمالی نیز خوشحال می شود. آخر شب، ملک پیش نفیسه در حیاط می آید و با شرمندگی، از اینکه ماجرای طلاق را پنهان کرده بود، از او معذرت خواهی میکند و میگوید که سختی های زیادی در این سالها کشیده است.

آلپای که اینبار پول دارد، به هتل می رود و با پرداخت پول، بهترین اتاق را میگیرد و ساکن می شود. سپس با دفنه تماس میگیرد و سعی دارد از طریق او، کرم را برای برگشتن به آلمان راضی کند. او از دفنه میخواهد که فردا پیش او بیاید تا یکدیگر را ببینند. سیدعلی در شهر قدم می زند و یاد شبی میفتد که ملک رفته بود و مراسم حنابندان به هم خورده بود. او آن شب به اتاق ملک رفته و همه وسایل را شکسته بود و سپس با گریه و ناراحتی به همه خانواده اعلام کرده بود که دیگر دختری به نام ملک ندارد و کسی نباید اسم او را به زبان بیاورد. میتات بخاطر بودن ملک در خانه، برای خواب شب به مغازه می رود. او خواب شب‌هایی را میبیند که ملک رفته بود و او که پسر بچه ای کوچک بود، از ترس تنهایی و دوری از ملک، از خواب بیدار می‌شد و گریه میکرد.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن