خلاصه داستان قسمت ۱۶ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۶ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملک یکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۱۶ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۱۶ سریال ترکی اسم من ملک

صبح اول وقت، ملک سر خاک مادرش می رود و با او درد و دل میکند و از سختی های زندگی اش میگوید. میتات نیز به آنجا آمده و با دیدن ملک، به او زخم زبان می زند و از او میخواهد که زودتر از آن شهر بروند. او به ملک می‌گوید که از وقتی که رفت، او برای دومین بار مادرش را از دست داد و حالا دیگر به هیچ وجه ملک را در زندگی اش قبول ندارد. او اجازه نزدیک شدن ملک را به خودش نمی دهد و از آنجا می رود. در خانه، محمود همچنان در حال صحبت با قدریه است تا با او آشتی کند. قدریه به محمود محل نمی‌دهد و بعد از بیرون رفتن محمود از اتاق، با میتات تماس میگیرد و از او میخواهد که به دنبالش بیاید. آلپای با ملک تماس میگیرد و میخواهد او را ببیند. ملک که از آلپای خسته شده، بخاطر بچه ها مجبور است سر قرار با او برود. آلپای به ملک می‌گوید که باید به او پول بدهد، وگرنه از او شکایت میکند و با آبروریزی، بچه ها را از او میگیرد. ملک با درماندگی به سمت خانه می رود. قدریه با چمدان خود از اتاق بیرون می آید و در مقابل کنجکاوی نفیسه و سیدعلی، به دروغ میگوید که مادرش مریض شده و به شهر خودشان می رود تا پیش مادرش باشد.

محمود که دلیل رفتن او را میداند، پیش قدریه آمده و با اصرار و خواهش میخواهد او را نگه دارد، اما قدریه به او اهمیتی نمی‌دهد و با طعنه به او میگوید که به ملک و کارهای او رسیدگی کند. سپس با آمدن میتات، او سوار ماشین شده و همراه میتات می رود.‌ در مسیر، قدریه برای میتات تعریف میکند که محمود مدام به فکر ملک است و او را کنار گذاشته است و حتی پولهایی را که برای زندگی شان پس انداز کرده بودند، بی خبر به شوهر ملک داده است. در خانه، سیدعلی کوچک و کرم مشغول بازی هستند. نفیسه از اینکه شور و نشاط در خانه شان جریان دارد خوشحال است. دفنه که با آلپای قرار گذاشته است، از خانه بیرون می رود. زمرد برای اینکه از مسائل ملک در خانه سیدعلی خبر داشته باشد، به دیدن نفیسه می رود. او وقتی می شنود که ملک طلاق گرفته است، بخاطر خلیل نگران می شود. سپس به نفیسه میگوید که خلیل دختری را پسندیده و به زودی قرار است ازدواج کنند. نفیسه خوشحال شده و آرزوی عاقبت به خیری میکند. ملک به محل کار احسان می رود. خلیل که پیش احسان است، بخاطر کار خصوصی ملک با احسان از آنجا بیرون می آید.

ملک ماجرای جعل امضا و طلاق بی خبر آلپای را به احسان میگوید و از او کمک میخواهد. احسان به او میگوید که پرونده را به جریان می اندازد تا این مسأله را حل کنند. در بازار، وقتی میتات به مغازه می آید، سیدعلی بخاطر اینکه او شبها به خانه نمی آید و روزها نیز دیر سر کار می آید، با او بحث میکند. میتات میگوید که همه اینها بخاطر بودن ملک است. جمالی دوباره در بحث دخالت کرده و به سیدعلی سرکوفت می زند. سیدعلی به شدت عصبانی شده و حالش بد می شود. بچه ها او را می نشانند تا کمی آرام شود. ملک پیش باشاک می رود و میگوید که دنبال کار می‌گردد، زیرا نمیخواهد‌ سربار کسی باشد. باشاک از او میخواهد که ادامه آزمایشات را انجام دهد، اما ملک به بعد موکول می کند.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن