خلاصه داستان قسمت ۱۸ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۸ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملکیکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۱۸ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۱۸ سریال ترکی اسم من ملک

باشاک با ملک تماس میگیرد و میگوید که با قسمت اداری بیمارستان صحبت کرده و او میتواند برای نگهداری از بیماران، برای کار بیاید. ملک با شنیدن این حرف خوشحال شده و میگوید که فردا برای صحبت کردن در مورد کار به بیمارستان می رود. او صبح زود از خواب بیدار شده و به کرم میگوید که برای کار بیرون می رود. ملک سیدعلی را به او می سپارد و از کرم میخواهد که مراقب دفنه باشد تا از خانه بیرون نرود. سپس هنگام بیرون رفتن نیز، به عمه نفیسه میگوید که برای مصاحبه کار بیرون می رود. در خانه جمالی، زمرد به جمالی میگوید که میخواهد برای دیدن مریم به بهانه ای، به خانه آشنایشان که صاحبخانه مریم است برود. جمالی که خلیل را در شرف داماد شدن می‌بیند، انرژی گرفته و با خوشحالی سرکار می رود. میتات از مقابل داروخانه سیران رد می شود.او دختر بچه ای را دم در داروخانه می بیند و با او همکلام می شود. بعد از رفتن میتات از مقابل داروخانه، سیران بیرون آمده و آن دختر بچه را که او را مادر خطاب میکند،داخل می برد‌. ملک به بیمارستان رفته و بعد از صحبت با مدیر، برای امور خدماتی استخدام می شود. او بابت این قضیه خوشحال است و سریعا شروع به کار میکند. عمر به بیمارستان آمده و وقتی ملک را در حال کار میبیند،متعجب می شود. او از ملک میخواهد که حالا که به بیمارستان آمده، آزمایش بدهد.

ملک روز اول کاری را بهانه میکند و به بعد موکول میکند. دفنه با وجود مخالفت کرم، از خانه بیرون آمده و دوباره پیش آلپای می رود. آلپای میگوید که او میتواند با تماس گرفتن با مربی تیم فوتبال، به کرم ثابت کند که دروغ نمی‌گوید. او از دفنه میخواهد که با هم دم در خانه بروند و کرم را بیرون بیاورد، تا مقابل او با مربی تماس بگیرد. در بازار، عمر به مغازه جمالی آمده و به خلیل میگوید که ملک در بیمارستان مشغول به کار شده است. جمالی با شنیدن این حرف، بلند به سیدعلی طعنه می زند.سید علی وقتی میفهمد که ملک بی خبر مشغول به کار در بیمارستان شده است، عصبانی شده و مستقیم به سمت خانه حرکت می کند. دفنه به خانه آمده و به بهانه سوپرایز برای کرم، او را بیرون می‌کشاند. همزمان، نفیسه نیز متوجه می شود که قدریه با محمود قهر است و سر این موضوع مشغول صحبت و بحث با محمود می شود. حواس همگی پرت است و در این میان، سیدعلی کوچک به هوای یک سگ، از در خانه خارج می شود. کمی بعد آنها متوجه می شوند که سیدعلی گم شده و همگی هراسان دنبال او می‌گردند. ملک به خانه می آید و با فهمیدن موضوع، در کوچه ها دنبال سیدعلی میگردد. در کوچه بغل،آلپای با دیدن کرم، میخواهد او را به زور سوار تاکسی کند و ببرد. همان لحظه، ملک رسیده و با او بحث میکند تا جلویش را بگیرد. او که تصور میکند سیدعلی کوچک نیز همراه آنهاست، با نگرانی دنبال او میگردد. سیدعلی کوچک که گم شده، گوشه ای ایستاده و گریه میکند. او با دیدن سیدعلی که به سمت خانه می رود، دنبال او می رود و صدایش می زند. سپس دست او را گرفته و همراهش می رود. سیدعلی با گرفتن دست نوه اش، منقلب و احساساتی می شود.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن