خلاصه داستان قسمت ۱۹ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۹ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملکیکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۱۹ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۱۹ سریال ترکی اسم من ملک

همه در خانه آشفته هستند. سیدعلی کوچک به همراه سید علی وارد حیاط می شود. ملک با دیدن پسرش، او را بغل کرده و آرام می شود.او از اینکه پدرش سید علی کوچک را پیدا کرده است، خوشحال است. سپس به همراه بچه ها به اتاق می رود. کرم از اینکه دفنه او را به بهانه سوپرایز پیش آلپای برده و آلپای قصد بردن او را به زور داشت، از دفنه ناراحت است و با او بحث میکند .دفنه میگوید که او خبر نداشته و آلپای به او دروغ گفته است. سیدعلی از اینکه ملک بی خبر سر کار نامناسب رفته است، عصبی است. او با نفیسه در این مورد صحبت میکند و مخالفتش را نشان میدهد. ملک این حرفها را شنیده و میگوید که نمیخواهد سربار کسی باشد و به کار احتیاج داشته است. سیدعلی در این وضعیت بخاطر حرف مردم، کار کردن ملک را درست نمیداند، اما با این حال او را دختری سرکش میداند که به حرف کسی گوش نمیدهد. در بازار، خلیل و عمر از رفتار جمالی با سیدعلی ناراحت می شوند. خلیل با جمالی بخاطر دخالتش در زندگی دیگران و اذیت کردن سیدعلی، دعوا میکند. او و عمر شب به خانه نمی روند و به خانه باغ، پیش دوست خلیل می روند.

در خانه جمالی، وقتی زمرد می فهمد که جمالی با خلیل بحث کرده، از او حرصش میگیرد.زیرا به جمالی سپرده بود که تا حل شدن ماجرای ازدواج خلیل با او درگیر نشود. در خانه سیدعلی، او به همراه سیدعلی کوچک مشغول بازی است و برای او داستان میخواند. آنها در بغل یکدیگر خوابشان می برد.ملک از دیدن این صحنه خوشحال می شود. او سپس پیش محمود می رود و در مورد ناراحتی قدریه با او حرف می زند. او متوجه می شود که محمود پولهایشان را به آلپای داده و از این قضیه خیلی ناراحت می شود. آلپای با ملک تماس میگیرد اما او جواب نمی‌دهد. سپس با دفنه تماس گرفته و میفهمد که کرم به پارک رفته تا تمرین بازی فوتبال تماشا کند. او به پارک می رود و با کرم حرف می زند ، اما کرم به هیچ وجه راضی به رفتن به آلمان نمی شود. آلپای حرصش گرفته و به این فکر میکند که چه بلایی سر ملک بیاورد. اونزله، دختر خدمتکار خانه سیدعلی که از میتات خوشش می آید، برای میتات شام کنار گذاشته و با ذوق و شوق ، به سمت مغازه می رود تا غذا را به میتات بدهد. میتات از او تشکر میکند و اونزله در تصور خودش، عاقبت خوشی را با میتات میبیند . او با ذوق به سمت خانه برمی‌گردد.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن