خلاصه داستان قسمت ۲۱ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۱ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملکیکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۲۱ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۲۱ سریال ترکی اسم من ملک

ملک در بیمارستان به اتاق دکتر رفته و از او میخواهد که نتایج آزمایش را به کسی نگوید و فقط به خودش بدهد. عمر پشت پرده بوده و این حرف را می شنود. میتات به داروخانه سیران می رود و با او قهوه می خورد. سیران داروهای حافظ را به او میدهد تا سر راه تحویل بدهد. ملک با ناراحتی به مغازه سیدعلی می رود و بی مقدمه از اینکه او باعث اخراج شدنش شده و او را در این شرایط بیکار کرده، گله میکند. سیدعلی که چنین کاری نکرده، متوجه حرفهای ملک نمیشود و از او ناراحت می شود.ملک از آنجا بیرون آمده و همان لحظه، حافظ با او تماس میگیرد و از ملک میخواهد که به دیدنش برود. خدیجه خانم به همراه مریم به سمت خانه جمالی می روند. در مسیر، خدیجه مدام از خانواده جمالی صبحت کرده و از آنها تعریف میکند. دم در، مریم با دیدن خانه متوجه می شود که آنجا خانه خانواده خلیل است. با این حال وارد می شود و با برخورد گرم زمرد و ویلدان روبرو می شود. آنها به اتاق مهمان رفته و مشغول صحبت می شوند.

دفنه به همراه سیدعلی کوچک حاضر می شود تا با عمر به پارک بروند. او به نفیسه و کرم میگوید که سیدعلی را به پارک می برد. کمی بعد، محمود و قدریه نیز به خانه می آیند. نفیسه بخاطر محمود، با قدریه خوب برخورد میکند تا او ناراحت نشود. قدریه به سمت اتاق ملک می رود تا وسایل بچه را بچیند، اما نفیسه میگوید که او باید به اتاق خودش برگردد، زیرا ملک قرار است به اتاق خودش برود. قدریه از این قضیه عصبی می شود، اما نمی‌تواند چیزی بگوید. او با حرص به سمت اتاق خودش می رود و به محمود میگوید که هر طور شده ملک را از آن‌ خانه بیرون خواهد کرد. ملک پیش حافظ می رود و آنجا با خلیل رو به رو می شود. حافظ با ملک صحبت کرده و پیشنهاد میدهد که برای کار به آنجا بیاید و حکاکی را آموزش بدهد. ملک خوشحال شده و میگوید که سالهاست تمرین نکرده است. در حین حرف زدن آنها، میتات که برای دادن داروهای حافظ به آنجا آمده، با دیدن ملک در کنار خلیل پیش حافظ، عصبی شده و از آنجا می رود. آلپای مدام با دفنه تماس میگیرد اما دفنه جواب او را نمی‌دهد. او به همراه عمر مشغول درست کردن تاب برای سیدعلی هستند و بساط پیکنیک پهن کرده اند.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن