خلاصه داستان قسمت ۲۳۹ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۳۹ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعه‌ای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغ‌ها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای  چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

قسمت ۲۳۹ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه

زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…

قسمت ۲۳۹ سریال ترکی سیب ممنوعه

وقتی کریم وارد اتاق هالیت می شود، هالیت با تعجب به او خیره می شود. همان لحظه، شاهیکا داخل اتاق هالیت می آید و دست کریم را عاشقانه میگیرد و سپس به هالیت میگوید که آنها مدتی است با یکدیگر دوست هستند، اما برای شناخت بیشتر از دیگران پنهان کرده بودند. کریم از کار شاهیکا شوکه می شود و به ناچار تایید میکند. هالیت و آسمان متعجب می شوند. کریم و شاهیکا از اتاق بیرون آمده و هالیت با عصبانیت با آسمان بخاطر قضاوتش بحث میکند. آسمان شرمنده شده و معذرت خواهی میکند و به سمت خانه می رود. او موضوع را به اندر نیز میگوید و میگوید که آنها به اشتباه در مورد کریم تصور کرده بودند. وقتی ییلدیز در خانه خبر دوستی شاهیکا و کریم را از آسمان می شنود، ناراحت و عصبی می شود. کمی بعد هالیت به خانه ییلدیز می آید و خبر میدهد که شب قرار است برای خواستگاری لیلا بیایند و از ییلدیز و آسمان نیز میخواهد که به آنجا بروند. کایا در شرکت به اتاق اندر رفته و از او میخواهد که سهام شاهیکا را پس بدهد، در غیر این صورت از او جدا می شود. اندر از این قضیه عصبی می شود و نمیخواهد سهام را به شاهیکا بدهد. او در مورد دوستی شاهیکا و کریم به کایا میگوید. کایا به اتاق شاهیکا رفته و در این مورد سوال میکند، سپس میگوید که کریم پسر خوبی است و برای آنها خوشحال می شود. در خانه هالیت، زهرا و لیلا مشغول صحبت در مورد خواستگاری و مراسم ازدواج هستند.

زهرا که دیگر دختری اقتصادی شده، مدام به لیلا میگوید که باید مخارج را کم کند و عروسی مجللی نگیرد. شب همگی حاضر شده تا به خانه هالیت برای مراسم خواستگاری بروند. کریم و مرت بیرون رفته اند و کریم مدام با ییلدیز تماس میگیرد اما او بخاطر شنیدن خبر دوستی کریم و شاهیکا، جواب او را نمی‌دهد. کریم عصبی شده و به مرت میگوید که به هیچ وجه نباید ییلدیز در مورد او فکر اشتباهی بکند. مرت سعی دارد کریم را نصیحت کند تا فکر ییلدیز را از سرش بیرون کند، زیرا او زن سابق هالیت بوده و برای آنها دردسر می شود، اما کریم اهمیتی به این حرفها نمیدهد. مراسم خواستگاری برگزار شده و حلقه ها را به دست ییعیت و لیلا می اندازند. همه به بچه ها کادوهایشان را میدهند. شاهیکا برای ییعیت به عنوان کادوی ازدواج خانه خریده است. کایا میگوید که این هدیه سنگین قابل قبول نیست، اما شاهیکا اصرار دارد تا این هدیه را به برادر زاده اش بدهد. روز بعد، امیر و جانر به خانه ییلدیز می آیند. آنها بخاطر نداشتن زندگی عاطفی ناراحت هستند و از زندگی گله میکنند. آسمان از آنها میخواهد که همگی حاضر شوند و به همراه ییلدیز، به یک امامزاده می روند تا دعا کنند و خواسته خود را از او بخواهند.

۰ ۰ آرا
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن